لیست دوستان :: 431
لیست کلوبها :: 107
لیست توصیفنامه ها26 تیر 87 - 00:40 | |
تصمیم گرفتم در شب میلاد ش درد و دلی با مولایم علی (ع) شاه جوانمردان داشته باشم.
مولایم کجایی تا ببینی در رثایت اینهمه شعر و غزل ورد زبان
هر قلم به دستی شده ما شیعیانت که از کودکی تا به پیری گاه افتادن
و از زمین برخواستن تا شروع به یک کار طاقت فرسا
فقط نام تو ورد زبانم بوده و هست.
مولایم در این روزگار وانفزا که دیگر رنگ مسلمانی را کم رنگ کرده اند
و نام عدالتت را کسانی یدک می کشند که حتی نمی دانند
معنی گرسنگی و فقر چیست و نمی دانند چگونه
کودکان یتیم در شبهای کوفه را یاری می رساندی
آری اکنون که کودکان کار و فقری که بر آنها مستولی شده و
شکم های گرسنه اشان و تن هایی از فرط خستگی
کار بر کف خیابان ها و در گذرها به کابوسی دردناک فرو می روند.
آه مولایم کجایی تا ببینی با اسم عدالت علی مهر ستم و بردگی
از نوع مدرنش را بر پیشانی ما داغ کرده اند تا بدانیم که اگر می خواهیم
زنده بمانیم فقط باید بگوئیم چشم قربان
و این هم یک نوع برده داری در جامعه مدرنیزه است.
مولایم شما درد و دلت را به چاه می گفتی
ولی در زمانه ما همه با صورتک هایی که بر چهره اشان زده اند
دیگر نیازی ندارن خودشان باشند و درد و دل معنایی ندارد
و دیگر چاهی هم نیست که .......
آه مولایم همه سر در گریبانند و منتظر ظهور فرزندت
محمد صاحب الزمان هم او که با آمدنش عدل علی را زنده خواهد کرد.
مولایم سخن بسیار است و قلمم ضعیف و زبانم الکن می دانم
همه اش گلایه وبود و سوز دل آخر مولایم به ما از کودکی گفته اند
مولا علی شنوای درد دردمندان است پس من را دریاب مولایم و
شفیع من باش پیش ربم و از او برایم صبری بخواه
تا بتوانم تازیانه ظلم زمان را بر شانه های ضعیفم حمل کنم.
خداحافظی نمی کنم چون من گدای بارگاهتم یا علی.
من را دریاب و باور کن که خسته ام.
|
5 خرداد 87 - 13:18 | |
هرگز دستی را نگیر وقتی قصد شکستن قلبش رو داری هرگز نگو برای همیشه وقتی میدونی جدا میشی هرگز نگو دوست داری اگر حقیقتا به آن اهمیت نمیدی درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود نداردهرگز به چشمانی نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری هرگز سلامی نده وقتی میدونی خداحافظی در پیشه به کسی نگو تنها اوست وقتی در فکرت به دیگری فکر میکنی قلبی را قفل نکن وقتی کلیدش رو نداری
ای کاش آسمان حرف کویر را درک می کرد و اشک خود را نثار گونه های خشک او می کرد ! ای کاش واژه ی حقیقت آنقدر با دلها صمیمی بود که برای بیانش نیازی به شهامت نبود ! ای کاش دلها آنقدر خالص بود که دعای قلب بعد از پایین آمدن دستها مستجاب می شد ! ای کاش پروانه عشق را در سوختن شمع می دید و او را باور می کرد ! ای کاش با هم بودن معنی عاطفه را درک می کرد !!!
اگه بپرسند بهترین، زیباترین، شجاع ترین، محبوب ترین، داناترین، عاقل ترین ادم کیه؟ انگشتمو به طرفت تو دراز می کنم و می گم این نمی تونه باشه
زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حركت باشی ....آلبرت انیشتن
روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من و تو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم
کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقی ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بی وفا باور ندارد
کی محبت می کنه و یکی ناز می کنه !اونی که ناز می کنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت می کنه همیشه تنهای تنهاست
هرگز نگو "دوستت دارم " ! _: اگر حقیقتا به آن اهمیت نمی دهی... . درباره ی "احساسات " سخن نگو _: اگر واقعا وجود ندارد... . هرگز "دستی را نگیر" ! _: وقتی قصد شکستن قلبش را داری... . هرگز نگو "برای همیشه " ! _: وقتی می دانی جدا می شوی... . هرگز "به چشمانی نگاه نکن " ! _: وقتی قصد دروغ گفتن داری... . هرگز "سلامی نده" ! _: وقتی می دانی خداحافظی در پیش است... . "قلبی را قفل نکن " ! _: وقتی کلیدش را نداری
بزرگترین حادثه:تولد........بزرگترین ثروت:جوانی...........بزرگترین خاطره:اشنایی..........بزرگترین تجربه:عشق.............بزرگترین ارزو:وصال...............بزرگترین نعمت:خوشبختی.....................بزرگترین غم بی وفایی................بزرگترین درد جدایی................بزرگترین اندوه :مرگ.............بزرگترین بلا :ناامیدی
هیچ وقت رازت رو به کسی نگو وقتی خودت نمی تونی حفظش کنی چطور انتظار داری کسی دیگه برات راز نگهداره
سنگی که طاقت ضربه های تیشه رو نداره تندیسی زیبا نمی شه.فقط یکبار فرصت داری تا از وجودت تندیس بسازی ،پس از زخم تیشه خسته نشو
مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم... مرگ آنست که از خاطر تو محو شوم
نه از خاکم نه از بادم نه در بندم نه آزادم نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم نه فرهادم فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگم اگر آبی تر از آبم اگر همزاد مهتابم بدون تو چه بی رنگم بدون تو چه بی تابم
هر انسانی لبخندی از خداست؛ تقدیم به تو که زیباترین لبخند خدایی
برای کشف اقیانوسها باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشیم
عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی انتظار وانتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی سوز نی, آه شبان عشق یعنی معنی رنگین کمان
عشق یعنی شاعری دل سوخته عشق یعنی آتشی افروخ
عشق یعنی با گلی گفتن سخن عشق یعنی خون لاله بر چمن
عشق یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن
عشق یعنی با پرستو پر زدن عشق یعنی آب بر اذر زدن
عشق یعنی چون محمد پا به راه عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه
عشق یعنی بیستون کندن به دست عشق یعنی زاهد اما بت پرست
عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره در دریا شدن
عشق یعنی یک شقایق غرق خون عشق یعنی درد و محنت در درون
عشق یعنی یک تبلور یک سرود عشق یعنی یک سلام و یک درود
قربانت كیوان |
21 اردیبهشت 87 - 08:33 | |
اگر از وسعت تنهایی من می پرسی به بلندای خیال.. به بلندای فرو ریختن قطره اشکی از دل و به عمق وحشت.. وحشت از آنچه حقیقت دارد.. وحشت از من بی تو.. وحشت از تو بی عشق.. وحشت از عشق بی ما .... شرق تنهایی من رو به سوی افق غم دارد.. غرب تنهایی من پشت این تکرار است.. اگر از وسعت تنهایی من دانستی تو بیا.. تو بیا تا که به دست احساس پر کنیم صفحه خالی نیاز.. تا که این شمع خیال برود رو به زوال
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
من گاهی خیلی بیشتر از خودم عجیب میشوم..بعضی وقتها دوست دارم اسب باشم به خاطر نجابتش، گاهی دوست دارم سگ باشم به خاطر وفاداریش، گاهی میخواهم فیل باشم به خاطر متانتش، وگاهی دلم میخواهد شیر باشم به خاطر ابهتش، بعضی وقتها میخواهم كبوتر باشم به خاطر آزاده بودنش،و گاهی هم هوس میكنم طاووس باشم به خاطر غرور و زیبایی اش... وگاهی كه هوس میكنم انسان باشم میترسم.. از وفادار نبودنش،و از نجیب نبودنش،از اسیر بودنش،و از ترسو بودنش و گاهی هم از آدم بودنش
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است بنویسید كه یك مرغ مهاجر بوده است . بنویسید زمین كوچه ی سرگردانیست او در این معبر پرحادثه عابر بوده است صفت شاعر اگر همدلی و همدردیست در رثایم بنویسد كه شاعر بوده است مدح گویی و ثنا خوانی اگر دین داریست بنویسید در این مرحله كافر بوده است . غزل هجرت من را همه جا بنویسید روی قبرم بنویسیدمهاجر بوده است
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ |





















