لیست کلوبها :: 215نمیدانی چه لذتی دارد این حجاب !!! 3 شهریور 87 - 21:29 |
|
لیست توصیفنامه ها14 مهر 87 - 01:06 | |
بهترین ها بهترین بخشش آن است که ، منتظر تشکر نباشی . بهترین عادت آن است که ، همیشه در سلام ، پیش دستی کنی . بهترین خصلت آن است که ، هیچ کس را نرنجانی . بهترین خداحافظی آن است که ، حتما سلامی در پی داشته باشد . بهترین قدردانی آن است که ، در عمل باشد نه بر زبان . بهترین عشق آن است که ، دو طرفه باشد . بهترین شغل آن است که ، از انجامش لذت ببری . بهترین غذا آن است که ، با دل خوش خورده شود . بهترین پول آن است که ، از راه حلال و با اتکا به خود به دست آورده باشی . بهترین پدر و همسر آن است که ، خانواده در کنارش احساس امنیت و شادی کنند . بهترین مادر و همسر آن است که ، تنها بتوانی چند ساعت نبود او را در خانه تحمل کنی نه بیشتر . بهترین فرزند آن است که ، به او افتخار کنی . بهترین دوست آن است که ، با او راحت باشی و هر لحظه که بخواهی ، بتوانی حرف دلت را به او بزنی . بهترین ترانه و آهنگ آن است که ، تو را به یاد خاطره ای خوش بیندازد . بهترین مسافرت آن است که ، همیشه آرزوی تکرارش را داشته باشی . بهترین خانه آن است که ، همیشه از آن صدای خنده و شادی بشنوی . بهترین احساس آن است که ، شادی را در زیر پوستت حس کنی . بهترین انگیزه آن است که ، تو را به تحرک و تلاش بیشتر وادارد . بهترین هدف آن است که ، قابل دسترسی باشد . بهترین هدیه آن است که ، بدون توجه به ارزش آن و با عشق خالص اهدا شود . بهترین حادثه آن است که ، زندگی تو را متحول سازد . بهترین خاطره آن است که ، تنها با فکر کردن به آن در عین افسردگی تو را شاد و سرحال سازد . بهترین منظره آن است که ، صورتی را با اشک شوق ببینی . و بالاخره بهترین انسان آن است که ، به مصلحت خدا معتقد باشد و بداند آن چه بر او پیش آمده یا پیش خواهد آمد به صلاح اوست و این را فقط خدا می داند ... و بهترین نعمتِ خدا داشتن دوستان خوب |
2 مهر 87 - 16:18 | |
یه بار تو برنامه کودک عمو پورنگ اجرا می کرده مسابقه تلفنی بوده یه دختره زنگ زده بوده ، پورنگ بهش میگه بابا خونه هست باهاش صحبت کنم میگه هست ولی حمومه ، میگه مامان چه طور ؟ میگه مامانمم حمومه !!! |
1 مهر 87 - 18:38 | |
در باغ « بی برگی » زادم و در ثروت « فقر » غنی گشتم. و از چشمه « ایمان » سیراب شدم. و در هوای « دوست داشتن » ، دم زدم. و در آرزوی « آزادی » سر بر داشتم. و در بالای « غرور » ، قامت کشیدم. و از « دانش » ، طعامم دادند. و از « شعر » ، شرابم نوشاندند. و از « مهر » نوازشم کردند. و « حقیقت » دینم شد و راه رفتنم. و « خیر » حیاتم شد و کار ماندنم. و « زیبایی » عشقم شد و بهانه زیستنم |

















