به نام ه پدر ... 25 تیر 87 - 18:55 |
توع اوون کووه ه بلندی ، که گوووووش میده به هرفااام ... ما خاکه پاتیم آق بابااااع . . درست هوالی همان دشتستانی که محصور این کوه های بلند اسد . . اینجا صدای آخرین بی تابی مشتاقانه ی من براااااایروووزیشیرین ناک .... !! آره !! باید برگردم . . . اینجا همان آخرین باریست که به یاد نداری . . و من به امید چیزی راهی شدم تا این دورترهایی که وعده اش را بااارها شنیدم . . . همین. |








...