__
لیست دوستان :: 7
لیست کلوبها :: 9
  • نام کلوب :كوچه باغ آشنایی
    نام انگلیسی : kochebagh
    تاسیس : 23 تیر 1385
    622 عضو ، 104 بحث ، 13 آلبوم ، 4 مقاله ، 4 لینک ، 1 نظرسنجی

    كوچه باغ آشنایی

  • نام کلوب :تبار آریایی
    نام انگلیسی : tabarearyaee
    تاسیس : 4 آذر 1384
    1020 عضو ، 310 بحث ، 15 آلبوم ، 6 مقاله ، 17 لینک ، 1 نظرسنجی

    تبار آریایی

  • نام کلوب :40چلچله ها
    نام انگلیسی : chelcheleha
    تاسیس : 29 مهر 1384
    463 عضو ، 792 بحث ، 43 آلبوم ، 23 مقاله ، 27 لینک ، 1 نظرسنجی

    40چلچله ها

  • نام کلوب :شهر سوخته
    نام انگلیسی : shahre_sookhteh
    تاسیس : 12 خرداد 1385
    134 عضو ، 43 بحث ، 18 آلبوم ، 5 مقاله ، 7 لینک

    شهر سوخته

  • نام کلوب :دانشگاه آزاد اسلامی و
    نام انگلیسی : garmsar
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    249 عضو ، 67 بحث ، 18 آلبوم ، 6 مقاله ، 3 لینک ، 1 نظرسنجی

    دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار

  • نام کلوب :خاتون هفت اقلیم
    نام انگلیسی : khatunehafteghlim
    تاسیس : 16 دی 1386
    241 عضو ، 47 بحث ، 2 مقاله ، 2 لینک

    خاتون هفت اقلیم

ای ستاره ها
29 فروردین 87 - 00:35

ای ستاره ها
ای ستاره ها که بر فراز آسمان
با نگاه خود اشاره گر نشسته اید
ای ستاره ها که از ورای ابرها
بر جهان نظاره گر نشسته اید
آری این منم که در دل سکوت شب
نامه های عاشقانه پاره میکنم
ای ستاره ها اگر بمن مدد کنید
دامن از غمش پر از ستاره میکنم
با دلی که بویی از وفا نبرده است
جور بیکرانه و بهانه خوشتر است
در کنار این مصاحبان خودپسند
ناز و عشوه های زیرکانه خوشتر است
ای ستاره ها چه شد که در نگاه من
دیگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟
ای ستاره ها چه شد که بر لبان او
آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد ؟
جام باده سر نگون و بسترم تهی
سر نهاده ام به روی نامه های او
سر نهاده ام که در میان این سطور
جستجو کنم نشانی از وفای او
ای ستاره ها مگر شما هم آگهید
از دو رویی و جفای ساکنان خاک
کاینچنین به قلب آسمان نهان شدید
ای ستاره ها ستاره های خوب و پاک
من که پشت پا زدم به هر چه که هست و نیست
تا که کام او ز عشق خود روا کنم
لعنت خدا بمن اگر بجز جفا
زین سپس به عاشقان با وفا کنم
ای ستاره ها که همچو قطره های اشک سربدار
سر بدامن سیاه شب نهاده اید
ای ستاره ها کز آن جهان جاودان
روزنی بسوی این جهان گشاده اید
رفته است و مهرش از دلم نمیرود
ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست ؟
ای ستاره ها ستاره ها ستاره ها
پس دیار عاشقان جاودان کجاست ؟

لیست توصیفنامه ها
3 آبان 86 - 21:22
دوست توای دوست!ای آشنای امروز! با تو مهربان خواهم ماند. به خاطر مهربانیت صفایت را در تاریکی یک شب بی انتها خواهم دید. ای سپید خندان تو شاد خواهی ماند. زیرا شادی را به دیگران ارزانی می داری. در صمیمیت دستانت روشنی همیاری است. و طلوع چشمانت امید به فردای روشن ای تویی که به فکر شب های خاموش دیگرانی ای تویی که به فکر آزادگی شاپرکی زیباترین خوبی ها ارزانی تو باد. نوشته مریم(دیانا)
24 مهر 86 - 18:53
وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد . به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد . آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسید . میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم . ------------------- تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسید . میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم . ------------------- روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد" . من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل یه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم " ، و گونه منو بوسید . میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم . ------------------- یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال ... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره. میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ، قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم و گونه منو بوسید . میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم . ------------------- نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، توی کلیسا ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه از کلیسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدی ؟ متشکرم" میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم . ------------------- سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه ، دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود : " تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم. من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتی ام ... نیمدونم ... همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره. ای کاش این کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر می کردم و گریه ! اگه همدیگرو دوست دارید ، به هم بگید ، خجالت نکشید ، عشق رو از هم دریغ نکنید ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنید ، منتظر طرف مقابل نباشید، شاید اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه
21 مهر 86 - 01:18
خدایا، مطربان را انگبین ده براى ضرب دست آهنین ده چو دست و پاى وقف عشق كردند تو همشان دست و پاى راستین ده چو پر كردند گوش ما ز پیغام تو شان صد چشم بخت‏ شاه ‏بین ده كبوتروار نالانند در عشق تو شان از لطف خود برج حصین(1) ده ز مدح و آفرینت هوش ها را چو خوش كردند، همشان آفرین ده جگرها را ز نغمه آب دادند ز كوثرشان تو هم ماء معین ده خمش كردم، كریما، حاجتت نیست كه گویندت: «چنان بخش و چنین ده‏»
__