__
لیست دوستان :: 175
لیست کلوبها :: 69
  • نام کلوب :دی جی الیگیتور
    نام انگلیسی : djaligator
    تاسیس : 22 دی 1383
    3154 عضو ، 59 بحث ، 9 آلبوم ، 4 مقاله ، 4 لینک ، 2 نظرسنجی

    دی جی الیگیتور

  • نام کلوب :پت و مت
    نام انگلیسی : 821
    تاسیس : 28 دی 1383
    7345 عضو ، 48 بحث ، 12 آلبوم ، 4 مقاله ، 2 لینک ، 2 نظرسنجی

    پت و مت

  • نام کلوب :لینکین پارک
    نام انگلیسی : park
    تاسیس : 22 دی 1383
    3834 عضو ، 66 بحث ، 25 آلبوم ، 19 مقاله ، 3 لینک ، 3 نظرسنجی

    لینکین پارک

  • نام کلوب :Evanescence
    نام انگلیسی : evanescence
    تاسیس : 1 بهمن 1383
    4763 عضو ، 375 بحث ، 14 آلبوم ، 13 مقاله ، 9 لینک ، 2 نظرسنجی

    Evanescence

  • نام کلوب :امینم
    نام انگلیسی : emin3m
    تاسیس : 27 دی 1383
    2614 عضو ، 325 بحث ، 22 آلبوم ، 6 مقاله ، 7 لینک

    امینم

  • نام کلوب :راسموس
    نام انگلیسی : rasmus
    تاسیس : 27 دی 1383
    1060 عضو ، 135 بحث ، 13 آلبوم ، 8 مقاله ، 10 لینک ، 1 نظرسنجی

    راسموس

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات ارتباط برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات حرفه برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
7 دی 84 - 05:54
پرسید به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم به خاطر تو ولی بهش گفتم: به خاطر هیچکس!!! پرسید به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم داد میزد به خاطر دل تو با یه بغض غمگین بهش گفتم: به خاطر هیچی!!! ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟ در حالی که اشک تو چشاش جمع شد گفت:....................................!!!
6 آبان 84 - 09:59
شاید آخرش یک روز دیوانه شوم و بروم وسط جالیز بایستم. درست مثل یک مترسک . آری اینطوری شاید دوستی پرنده ها را بخرم یا شاید هم دشمنی شان را! اما نه ؛ من بارها دیده ام پرنده ها روی بازوهای مترسک می نشینند . می دانی چیست ؟ آنها از نگاه مترسک ها نمی ترسند . آری ، فکر خوبیست . شاید یک روز بروم و میان یک دنیا گل بایستم تا دوست گنجشک ها شوم. چه آسوده خاطر و بی تکلف، در فضایی باز و راحت، دستانت را صد و هشتاد درجه می گشایی. حتی می توانی دهانت را نیز باز کنی و نفس های عمیقی بکشی که هیچگاه پیش از این نتوانسته ای . چقدر لذت بخش است . بعد گنجشک ها از راه می رسند. یکی یکی، دوتادوتا و دسته دسته دورت می چرخند. در آغاز کمی می ترسند، اما پس از چند لحظه با هم ریز ریز می خندند . روی بازوها، دستان و کلاهت می نشینند و پس از مدتی نوک زدن، موهایت را پریشان می کنند. گاه خورشید با نورش می تابد به تو و نشاطت می بخشد. باران غمهایت را می شوید و باد نوازشت می دهد. گل ها به تو می نگرند چونان نگاهبانی نالایق که با دشمنان دوستی می کند. شاید هم در دادگاهشان تو را به جرم خیانت محکوم به مرگ کنند. اما تو فقط به همه لبخند می زنی، به گل ها و گنجشک ها، به آفتاب، به باران، به باد، به ابر، به خورشید و ماه ... آه، به روی همه می خندی. هر روز پیرتر و پیرتر می شوی. لباس هایت پاره تر می شوند و موهایت آشفته تر. خورشید گاه گاهی سربه سرت می گذارد و بی رحمانه می تابد، آفتاب لباس هایت را بی رنگ می کند و تو ناچار می سوزی و می سوزی... ابر می گرید و می بارد، بی مدارا به سر و رویت می کوبد و تو با او بی دریغ می باری و می باری... باد می وزد و موهایت را پریشان می کند و لباس هایت را به رقص وا می دارد و تو بی پروا دست در دست باد می رقصی ... فصل ها را پشت سر می گذاری و پیر می شوی. خورشید و ابر و باد، می تابند و می بارند و می وزند و تو همچنان استوار ایستاده ای و به روی همه لبخند می زنی. می ایستی و می خندی و می ایستی و می خندی، تا روزی محو شوی،هیچ شوی همچنان می ایستی و می خندی و دوستی ات تنها به یاد گنجشک ها می ماند
3 فروردین 84 - 01:50
in avideh khanoome khoshgelo khoshtipo ke mibinin bar khalafe senesh kheili darkesh balas va kheili aghelo doos dashtanio ghole man ke kheiliiiiiiiiiiiiiiiiii doooosesh daram jigare mane:* ghorboonet beram azizam
__