__
لیست دوستان :: 84
لیست کلوبها :: 14
  • نام کلوب :دانشگاه آزاد-واحد تهر
    نام انگلیسی : azad_university_south_branch
    تاسیس : 1 دی 1383
    2131 عضو ، 547 بحث ، 6 آلبوم ، 4 لینک

    دانشگاه آزاد-واحد تهران جنوب

  • نام کلوب :اورکات
    نام انگلیسی : orkut
    تاسیس : 19 دی 1383
    16687 عضو ، 687 بحث ، 4 آلبوم ، 121 مقاله ، 3 لینک ، 4 نظرسنجی

    اورکات

  • نام کلوب :گفتگوهای تنهایی
    نام انگلیسی : alonedialog
    تاسیس : 15 دی 1383
    1377 عضو ، 439 بحث ، 7 آلبوم ، 4 لینک

    گفتگوهای تنهایی

  • نام کلوب :پرچوووووووووووونه
    نام انگلیسی : porchooneh
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    1597 عضو ، 37 بحث ، 2 آلبوم ، 4 مقاله ، 2 لینک

    پرچوووووووووووونه

  • نام کلوب :شعر های عاشقانه
    نام انگلیسی : asheg
    تاسیس : 30 دی 1383
    8178 عضو ، 12 بحث ، 8 آلبوم ، 78 مقاله ، 16 لینک ، 1 نظرسنجی

    شعر های عاشقانه

  • نام کلوب :راهکار ها و اصول تجارت
    نام انگلیسی : n_w_m
    تاسیس : 15 دی 1383
    1235 عضو ، 372 بحث ، 8 آلبوم ، 9 مقاله ، 5 لینک

    راهکار ها و اصول تجارت الکترونیک

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
5 دی 86 - 09:45
Don't shut love out of your life by saying it's impossible to find. The quickest way to receive love is to give love;the fastest way to lose love is to hold it too tightly; and the best way to keep love is to give it wings
24 آذر 86 - 16:32
اولین نگاهت آن قدر برایم شیرین بود كه گویی روح فرهاد در من دمیده باشند… من قهرمان افسانه عاشقانه ای شدم كه پایانش را نمی دانستم هرشب در اوج تنهایی به اندازه عظمت بیستون برایت گریستم… و اكنون وقت آن شده است كه شیرینی نگاهت را پس بدهم و شربت تلخ آخرین خداحافظیت را بنوشم روح فرهاد كم كم از وجود من می رود و هر بار بخشی از وجود مرا نیز با خود می برد… امشب حال عجیبی دارم خوابم به چشمانم نمی آید كه ناگهان صدایی به گوشم زمزمه می كند: "بخواب٬ امشب آخرین شب تنهاییست" چشمانم را می بندم صدا٬ صدای شیرین بود….
24 آذر 86 - 16:31
کاش در این قفس بسته تنگ گل آزادی من می خندید آن کبوتر که لب بام نشست کاش احساس مرا می فهمید به هواخواهی گیسوی نسیم کاش یک لحظه نمی آسودم کاش در آن افق نیلی رنگ شور یک فوج کبوتر بودم مرغ در دام گرفتارم آه به دل سوخته ام چنگ مزن پروبالم شده خونبارو کبود اینهمه جور مکن سنگ مزن بازکن بازکن آن پنجره را سوی آن وسعت خالی زملال زندگی تلخترین خواب من است خسته ام خسته ازین خواب و خیال کوله بار من دلخسته کجاست دلم آرام ندارد نفسی آه می خواهم ازینجا بروم باز از دور مرا خواند کسی بندیان خانه سیمرغ کجاست سوی آن با من پرواز کنید آه باید بروم تا اشراق بال احساس مرا باز کنید.
__