__
لیست دوستان :: 19
لیست کلوبها :: 49
  • نام کلوب :استقلال تهران
    نام انگلیسی : esteghlal_tehran
    تاسیس : 6 دی 1383
    15713 عضو ، 3931 بحث ، 27 آلبوم ، 34 مقاله ، 19 لینک ، 42 نظرسنجی

    استقلال تهران

  • نام کلوب :خدا تنها یار من
    نام انگلیسی : godonly_friend
    تاسیس : 27 دی 1383
    12983 عضو ، 2068 بحث ، 7 آلبوم ، 26 مقاله ، 3 لینک ، 2 نظرسنجی

    خدا تنها یار من

  • نام کلوب :حضرت علی (ع)
    نام انگلیسی : imamali
    تاسیس : 23 دی 1383
    3199 عضو ، 549 بحث ، 3 آلبوم ، 9 مقاله ، 2 لینک ، 1 نظرسنجی

    حضرت علی (ع)

  • نام کلوب :ایدز (AIDS)
    نام انگلیسی : hiv_aids
    تاسیس : 15 دی 1383
    510 عضو ، 80 بحث ، 1 مقاله ، 4 لینک

    ایدز (AIDS)

  • نام کلوب :متولدین اردیبهشت
    نام انگلیسی : ordibehesht
    تاسیس : 21 دی 1383
    5618 عضو ، 194 بحث ، 12 آلبوم ، 5 مقاله ، 8 لینک

    متولدین اردیبهشت

  • نام کلوب :متولدین 1359
    نام انگلیسی : 1359
    تاسیس : 26 دی 1383
    1069 عضو ، 93 بحث ، 2 آلبوم ، 1 نظرسنجی

    متولدین 1359

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات ارتباط برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات حرفه برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
12 دی 86 - 11:54
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهان خانه ی جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فروریخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ یادم آید تو به من گفتی: از این عشق حذر کن! لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب،آیینه عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا، که دلت با دگران است! تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن! با تو گفتم: حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم! روز اول که دل به تمنای تو پر زد چون کبوتر، لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم باز گفتم که: تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم، نتوانم! اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم نه گسستم، نه رمیدم رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم ...
25 مهر 86 - 09:58
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بی درد ، ندانی که چه دردیست
24 مهر 86 - 10:17
انسان بودن،پاک بودن،مسئول بودن و در اندیشه ی سرنوشت دیگران بودن وظیفه نباشد،بلکه صفت آدمی باشد shaeresh khodamam ha ghashang bood
__