لیست دوستان :: 14
لیست کلوبها :: 22عشق 12 شهریور 87 - 00:20 |
روزی عاشقش بودم ؛ روزی می گفتم او تنها امیدم است ؛ روزی با او بودن آرزویم بود ؛ روزی چهره اش زیبا بود در نظرم ؛ اما او رفت و موقع رفتنش بود که خود را دوباره نگریستم ؛ دیدم که عشق او عریانم کرده ؛ غرورم را برده ؛ آرامشم را گرفته ؛ ذهنم را خورده ؛ روحم را شکسته ؛ قلبم را...راستی قلبم کو ؟! ؛ دیگر او نیست . او با دیگری است . آیا دیگری مراقبش خواهد بود ؟ آیا دیگری قدر او را خواهد فهمید ؟ آیا دیگری بعد از دیگری مراقبش است ؟ شاید من بیش از حد نگران دیگران هستم . اما دیگران با عشقم هستند . چقدر بیخیال می توان بود که این دیگران بیایند و بروند ؟ او نفهمید که عشق او با من چه کرد و روز آخر به من حتی نگاه هم نکرد . من را جای برادرش می دید . جای دوستش . خوب من دوستش بودم . نبودم ؟ من را با آنها که راحتتند چه کار ؟ من را با آنها که می خنندند چه کار ؟ دیگر او را نخواهم دید . نه آنکه نتوانم که بارها به او نشان دادم توانم آن است که او چه بخواهد . نه آنکه فراموشش کنم اما آیا او ارزش کارهایم را فهمید ؟ آیا دیگری به فکرش خواهد بود ؟ آیا دیگری و دیگری و دیگری آنگاه که او اشک میریزد با او خواهند بود ؟ عشق چیز غریبی است . من اینگونه نبودم . من عریان نبودم ، من .... زمانه غریبی است . حاصل ماهها عشقش که دسترنجم بود سه عدد قرص سر درد بود که از او نصیبم شد . |
لیست توصیفنامه ها13 شهریور 87 - 19:27 | |
نمیدونم قضیه این لینکهای نچندان داغ چیه...!
راستش دیروز که دیدمشون 1لحظه ترسیدم.نمیدونستم چه اتفاقی افتاده،اما یایدم اومد که داش اشکان ما کار درست تر از این حرفاست و میتونه از پس مشکل بر بیاد
تازه پسر خوب
تو اگه میخوای پروفایلت رو داغ کنی خوب به خودم میگفتی دیگه احتیاج نداشت که اینقدر خودت و به زحمت بندازی جیگر...!!!! |
2 آذر 86 - 23:38 | |
salam jigare baba....khoobi dadash?1
che khabara?????
nekbat to ta maro too daneshgah nabini ( oonam etefaghi ) dige ahvali az ma nemigirihaaaa....bazam yadesh bekheyr ghadima ke u teh boodio man esf...oon mogheha bishtar baham harf mizadim....
movazebe khodet bash.
boooooossss..... |
5 مرداد 86 - 00:17 | |
من در این هیچستان، با کدامین واژه،
بسرآیم شب گیسوی تو را...
شعر بی واژه من،
از پس فاصله ها، نغمه خسته تنهائی من می شنوی؟
من در این بارش طوفانی اشک،
من در این تابش افسونگر عشق،
نغمه پرداز پریشان توام
راهب معبد چشمان توام
کاش در ظلمت این هیچستان،
شعله مهر به شعرم باشی...
تا بسوزی همه خاموشی من،
تا پر از نور کنی کلبه تنهائی من. |























