__
لیست دوستان :: 4
لیست کلوبها :: 4
  • نام کلوب :اشتباه
    نام انگلیسی : eshtebah
    تاسیس : 27 مرداد 1385
    135 عضو ، 45 بحث ، 3 آلبوم

    اشتباه

  • نام کلوب :منطق و فلسفه
    نام انگلیسی : LogicAndPhilosophy
    تاسیس : 7 تیر 1387
    46 عضو ، 5 بحث ، 1 لینک

    منطق و فلسفه

  • نام کلوب :فلسفه
    نام انگلیسی : phylosophy
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    3781 عضو ، 289 بحث ، 4 آلبوم ، 19 مقاله ، 13 لینک ، 2 نظرسنجی

    فلسفه

  • نام کلوب :گروه ها
    نام انگلیسی : Groups
    تاسیس : 6 اسفند 1386
    131 عضو ، 10 بحث ، 1 لینک

    گروه ها

بی نام ... بی بام
4 مرداد 87 - 11:03
نامی نداشت، نامش تنها بی نام بود و تنها دارایی اش تنهایی

گفت: تنهایی ام را به بهای عشق می فروشم. کیست که از من قدری تنهایی بخرد؟

هیچ کس پاسخ نداد

گفت: تنهایی ام پر از رمز و راز است. رمزهایی از بهشت. رازهایی از خدا.

با من گفتگو کنید تا از حیرت برایتان بگویم

هیچ کس با او گفتگو نگرد

و او میان این همه تن، تنها فانوس کوچکش را برداشت و به غارش رفت. غاری حوالی دل.

می دانست آنجا همیشه کسی هست. کسی که تنهایی می خرد و عشق می بخشد

او به غارش رفت و همه فراموشش کردند و نمی دانم چه مدت انجا بود

سیصد سال و نه سال بر آن افزون؟ با نه، کمی بیش و کمی کم. او به غارش رفت و کس  نمی داند چه کرد و چه گفت و چه شنید؛ و نمی داند آیا در غار خوابیده بود یا نه؟

اما از غار که بیرون آمد بیدار بود، آنقدر بیدار که خواب آلودگی ما برملا شد. چشمهایش دور خورشید بود، تابناک و روشن که ظلمت ما را می درید

از غار که بیرون آمد هنوز همان بود با تنی نحیف و رنجور. اما نمی دانم سنگینی اش را زا کجا آورده بود که گمان می کردیم زمین تاب وقارش را نمی آورد و زیر پاهای رنجورش درهم خواهد شکست.

از غار که بیرون آمد، باشکوه بود. شگفت و دشوار و دوست داشتنی. اما دیگر سخن نگفت. انگار لبانش را دوخته بودند، انگار دریا دریا سکوت نوشیده بود.

و این بار ما بودیم که دنبالش می دویدیم برای جرعه ای نور. برای قطره ای حیرت و او بی آنکه پیزی بگوید، می بخشید، بی آنکه چیزی بخواهد.

او نامی نداشت، نامش تنها بی نام  بود و تنها دارایی اش تنهایی.

__