لیست دوستان :: 4
لیست کلوبها :: 12تنهایی 26 خرداد 87 - 02:03 |
بود آیا که خرامان ز درم باز آیی؟ گره از کار فروبسته ی ما بگشایی؟ نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی گذری کن، که خیالی شدم از تنهایی گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو من به جان آمدم، اینک تو چرا می نایی؟ بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی همه عالم به تو می بینم و این نیست عجب به که بینم؟ که تویی چشم مرا بینایی پیش ازین گر دگری در دل من می گنجد جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی جز تو اندر نظرم هیچ کسی می ناید وین عجب تر که تو خود روی به کس ننمایی گفتی: از لب بدهم کام دل عراقی روزی وقت آن است که آن وعده وفا فرمایی |
لیست توصیفنامه ها17 اردیبهشت 87 - 18:37 | |
كسی كه به خاطر مشكلات دنیایی اندوهگین شود ؛ نسبت به مشیت خدا خشمگین شده است . |
26 بهمن 86 - 19:24 | |
سلام دوست عزیز ... بابت توصیفنامه های زیباتون ممنون ... شاد و پیروووز باشید ...!!! |
8 شهریور 86 - 09:59 | |
دنیا که شروع شد زنجیر نداشت،خدا دنیای بی زنجیر آفرید.آدم بود که زنجیر را ساخت، شیطان کمکش کرد.
دل، زنجیر شد، زن، زنجیر شد. دنیا پر از زنجیر شد و آدم ها همه دیوانه زنجیری !!
خدا دنیا را بی زنجیر میخواست . نام دنیای بی زنجیر اما بهشت است.
امتحان آدم همین جا بود. دستهای شیطان از زنجیر پر بود.
خدا گفت: زنجیر هایتان را پاره کنید. شاید نام زنجیر شما عشق است.
یک نفر زنجیرهایش را پاره کرد. نامش را مجنون گذاشتند.
مجنون اما نه دیوانه بود و نه زنجیری. این نام را شیطان بر او گذاشت.
شیطان آدم را در زنجیر می خواست .
لیلی ،مجنون را بی زنجیر می خواست.
لیلی می دانست خدا چه میخواهد.
لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند.
لیلی زنجیر نبود. لیلی نمیخواست زنجیر باشد.
لیلی ماند . زیرا لیلی نام دیگر آزادی است........ |


















