__
لیست دوستان :: 173
لیست کلوبها :: 18
  • نام کلوب :نمك آبرود
    نام انگلیسی : namakabrood
    تاسیس : 31 تیر 1384
    310 عضو ، 64 بحث ،

    نمك آبرود

  • نام کلوب :خدا تنها یار من
    نام انگلیسی : godonly_friend
    تاسیس : 27 دی 1383
    14335 عضو ، 1915 بحث ، 7 آلبوم ، 67 مقاله ، 5 لینک ، 1 نظرسنجی

    خدا تنها یار من

  • نام کلوب :کلاردشت
    نام انگلیسی : kelardasht
    تاسیس : 16 اردیبهشت 1384
    158 عضو ، 36 بحث ، 6 آلبوم

    کلاردشت

  • نام کلوب :بهترین کتابها
    نام انگلیسی : thebestbooks
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    1960 عضو ، 169 بحث ، 1 آلبوم ، 1 مقاله ، 2 لینک

    بهترین کتابها

  • نام کلوب :متـــــــل قــــــــ
    نام انگلیسی : motel_ghoo
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    176 عضو ، 40 بحث ،

    متـــــــل قــــــــــو

  • نام کلوب :شهر زیبای سلمانشهر(مت
    نام انگلیسی : motelghoo
    تاسیس : 12 خرداد 1385
    34 عضو ، 10 بحث ، 2 آلبوم ، 1 مقاله ، 1 لینک

    شهر زیبای سلمانشهر(متل قو)

لیست توصیفنامه ها
2 مهر 87 - 16:56
چهار تا دوست كه ۳۰ سال بود همدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینن و شروع می كنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف كنن بعد از مدتی یكی از اونا بلند میشه میره دستشویی. سه تای دیگه صحبت رو می كشونن به تعریف از فرزندانشون اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی یه كار عالی وارد شد و خیلی سریع پیشرفت كرد پسرم درس اقتصاد خوند و توی یه شركت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سریع بالا رفت و حالا شده معاون رئیس و اونقدر پولدار شده كه حتی برای تولد بهترین دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داد دومی: جالبه. پسر من هم مایه افتخار و سرفرازی منه. توی یه شركت هواپیمایی مشغول به كار شد و بعد دوره خلبانی گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه برای تولد صمیمیترین دوستش یه هواپیمای خصوصی بهش هدیه داد سومی: خیلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده اون توی بهترین دانشگاههای جهان درس خوند و یه مهندس فوق العاده شد. الان یه شركت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسیس كرده و میلیونر شده. پسرم اونقدر وضعش !خوبه كه برای تولد بهترین دوستش یه ویلای ۳۰۰۰ متری بهش هدیه داد هر سه تا دوست داشتند به همدیگه تبریك می گفتند كه دوست چهارم برگشت سر میز و !پرسید این تبریكات به خاطر چیه؟ سه تای دیگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت !كردیم راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعریف كنی؟ چهارمی گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توی یه كلوپ مخصوص كار !میكنه !!!سه تای دیگه گفتند: اوه مایه خجالته چه افتضاحی دوست چهارم گفت: نه! من ازش ناراضی نیستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در .ضمن زندگی بدی هم نداره اتفاقا همین دو هفته پیش به مناسبت تولدش از سه تا از صمیمی ترین دوست پسراش یه !!!مرسدس بنز و یه هواپیمای خصوصی و یه ویلای ۳۰۰۰ متری هدیه گرفت !!!نتیجه اخلاقی: هیچوقت به چیزی كه كاملا در موردش مطمئن نیستی افتخار نكن
29 شهریور 87 - 03:06
آسیب شناسی فك و فامیل (طنز) -1 خاله معنای لغوی: خواهر مادر معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد. نقش سمبلیك: یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد. غذای مورد علاقه: آش كشك. زیر شاخه ها: شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و شكار علاقه مند است. دختر خاله،پسر خاله: همبازی دوران كودكی كه یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید. مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی. چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه. داشتن یك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است. -۲ عمه معنای لغوی: خواهر پدر معنای استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد،هر زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد. نقش سمبلیك: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: ۱- جواب همه ی فحش هایی كه می دهید. مثال: عمته... ۲- جواب همه ی محبت هایی كه می كنید. مثال: به درد عمه ات می خوره... ۳- توجیه كلیه ی بیقوارگی ها،رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذكر مثال معذوریم... غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو. زیر شاخه ها: شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند!! مشاغل كاذب Match-Making. چهره های معروف: عمه لیلا. داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است. 3- دایی معنای لغوی: برادر مادر معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد،هر مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد. نقش سمبلیك: یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه كرد. غذای مورد علاقه: فسنجون. زیر شاخه ها: زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر قپی می آید. پسردایی،دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك همرزم ساپورتتان می كنند. چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون. سعی كنید حتمن حداقل یك دایی داشته باشید. 4- عمو معنای لغوی: برادر پدر معنای استعاره ای: هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد. نقش سمبلیك: یكی از مردانی كه شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید كارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر فرو می رود. غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت. زیر شاخه ها: زن عمو: یك زن خوشگل كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو،پسرعمو: همبازی دوران كودكی كه اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده اید. مشاغل كاذب: بازی در قصه های ایرانی-اسلامی. چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ. داشتن یك عمو ی پولدار خیلی خوب است.
28 شهریور 87 - 00:19
هرگاه ناراحتی بزرگی پیش اید رنج و غم های گذشته را از یاد میبرد شكسپیر
__