لیست کلوبها :: 100
لیست توصیفنامه ها2 خرداد 86 - 13:55 | |
وصف زینب كبرى(سلام الله علیه)...
طبع مىخواهد كه وصف زینب كبرى كند
لیك، قطره كى تواند صحبت از دریا كند؟
توسن طبعم در اینجا پاى در گل مانده است
مرغ بى پَر چون سفر بر عرصه عُنقا كند؟
نطق گویا عاجز است از شرح و ذكر وصف او
كى تواند خامه مدح آن ملك سیما كند؟
جد پاكش مصطفى، باب كبارش مرتضاست
مادرش زهرا كه مدحش ایزد یكتا كند
چون حسین و چون حسن دارد برادر، هر یكى
ناز بر موسى بن عمران، فخر بر عیسى كند
در شهامت بود وارث بر على مرتضى
همت والاى او تفسیر «كرمنا» كند
دختر زهرا كه در حجب و حیا و عصمتش
نقش مادر را به خوبى در جهان ایفا كند
در شجاعت چون حسین و در صبورى چون حسن
در عبادت پیروى از مادرش زهرا كند
دّر دریاى عفاف و گوهر گنج حیاست
عفتش یاد از حیاى مریم عذرا كند
گاه در آغوش گیرد اصغر لب تشنه را
تا بخوابد آب را در خواب خود رؤیا كند
گاه دلدارى دهد بر مادران سوگوار
گاه دلجوئى ز آل و عترت طاها كند
گاه آید بر سر نعش برادر از خِیم
از ته دل ناله و فریاد و واویلا كند
گاه هم گیرد ز دست دختران بى پناه
از خیام سوخته رو جانب صحرا كند
كیست چون زینب كسى كو در دیار كربلا
ناله جانسوز او تاثیر در دلها كند؟
كیست چون زینب كه با یك جلوه از نور رُخش
رخنهها در قلب موسى، در دل سینا كند؟
كیست چون زینب كه در راه رواج دین حق
مو به مو برنامه دین خدا اجرا كند؟
كیست چون زینب كسى كو در ره دین خدا
در جهان دار و ندار خویشتن اهدا كند؟
كیست چون زینب كسى كو با اسیرى خودش
خون پاك كشتگان كربلا احیا كند؟
كیست چون زینب كه با تدبیر مظلومانهاش
دشمن پست و زبون را تا ابد رسوا كند؟
كیست چون زینب كسى كو در میان دشمنان
چون على مرتضى در نطق خود غوغا كند؟
كیست چون زینب كه در بزم یزید بى حیا
خطبهاى ایراد كرده محشرى برپا كند؟
كیست چون زینب كه او با یك كلام آتشین
تنگ و تاریك این جهان در دیده اعداء كند؟
دختر شیر خدا بود و خودش هم شیر بود
كس ندیده شیر را كز روبهان پروا كند
در جهان املاء دین را كرده انشاء مو به مو
كیست چون زینب كه این املاء را انشاء كند؟
پیروى باید كند از دخت زهرا و على
هر كه مىخواهد كه راه دین حق پیدا كند
روز محشر گر به شكوه لب گشاید بى گمان
محشرى دیگر به پا در محشر كبرا كند
دشمنانش در سقر سوزند در نار غضب
دوستانش هم مقر در سایه طوبا كند
اى «رسولى» غم مدار از گیر و دار روز حشر
دختر زهرا اگر از راه لطف ایما كند
|
20 اردیبهشت 86 - 17:20 | |
((بی حسینم به چه کار آیدم این باغ بهشت))
دوش در عالم رویا به بهشتم بردن
وندر آن باغ بهشت دست ملک بسپردند
چه بهشتی همه در هاله ای از نور و سرور
طاقی از گل زده بودند تمامی همه حور
هر که دیدم به جنان مظهر زیبایی بود
ملکم داد نشان آنچه تماشایی بود
ملک گفت به هر جا طلبی لانه بگیر
تو محب حسینی ز جنان خانه بگیر
تا به من از ملک این گونه سخن گشت خطاب
همه ی باغ بهشت بر سر من گشت خراب
گفتم او را که منم تشنه می ناب کجاست
همه ارزانی تو خانه ی ارباب کجاست؟
عمر من در طلب دیدن دلدار گذشت
شب و روزم به هوای رخ ارباب گذشت
ببر آنجا که بهشت ازلی می باشد
ببر آنجا که حسین بن علی(ع) می باشد
بی حسینم به چه کار آیدم این باغ بهشت
ببر آنجا که نماند به دلم داغ بهشت
یا به دوزخ ببریدم که بسوزند بدنم
یا نشانم بدهید آن صنم بی کفنم...
|
2 اردیبهشت 86 - 17:26 | |
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند میفرماید :بخواهید تا داده شود ، بجوئید تا بیابید ، درب بزنید تا به روی شما باز شود
اگر كودكی از والدین خود نان بخواهد آیا به او سنگ میدهند ؟
پس چقدر بیشتر به شما خواهم داد اگر شما بخواهید
من بر پشت درب دل شما ایستاده ام و درب میزنم ، شما فقط كافیست بشنوید و درب را باز كنید
آنگاه من در قلب شما ساكن میشوم و با روح پاك خود شما را تطهیر میكنم و شما دوباره متولد میشود.
بنده ی رو سیاه(مهدی)
التماس دعا...
فی امان الله... |












