| کلوب آی دی | asefiran ، سن کلوبی : 1 سال و 10 ماه و 25 روز |
| درباره من | شاعر-نویسنده - تهیه کننده و کارگردان - دارای سالها سابقه فرهنگی و هنری و نویسنده چندین عنوان کتاب و همچنین تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد رشته سینما |
| وضعیت | مرد44 ساله متاهل متولد 22/اردیبهشت/1347 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Iran ، تهران ، تهران |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با همسر |
| تحصيلات | فوق ليسانس |
| شغل | نویسنده و کارگردان |
| اطلاعات اضافي | کتابهای این نویسنده: شکوه شب - رقص قلم - مرزهای سکوت - سقوط ثانیه ها - شهادت واژه ها - دختر خورشید و پسرماه - شهره و شادمان - کیمیا بردیا -زیرزمین دریاست - دموکراسی به کجا می رود؟ - فرهنگ بردیا - گزارش چیست؟گزارشگر کیست؟ - فن گزارشگری - تولد سوی - بسی در فریاد - فصل قشنگ شادی - مردی که یکصد بچه داشت(ترجمه) - سوت سوتک سحر آمیز - موشه شیر را خورد - کودکان ایرانی (کودک و نوجوان) ...... |
| دین | اسلام |
| قد | 175-180 |
| وزن | 75-80 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، دوستانه ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | راحت ، کت و شلوار ، مدرن |
| صفحه وب | http://sheroadab.blogfa.com |
| تاریخ عضویت | 28 اسفند 1388 ساعت 00:02 |
| علایق | كتاب / فیلم / تئاتر / ورزش / سفر / كار / نویسندگی / گویندگی |
| ورزش | شنا / تیر اندازی / سوار كاری / دو و میدانی / والیبال / پینگ پنگ / شطرنج / |
| فعاليتها | فرهنگی و هنری / گردشگری |
| کتاب | شعر و ادبیات / فلسفه و هنر / سیاست و جامعه شناسی / رمان و داستان / نقد و تحلیل تئاتر و سینما / و ...... |
| موسيقي | موسیقی كلاسیك و موسیقی فیلم/ دف/ضرب/گیتار/سنتور/نی |
| برنامه تلويزيون | برنامه های نو پرداز و خلاقانه |
| فيلمها | فیلمهای با ساختار نو و مدرن و فیلمهای فاخر سینمای كلاسیك در ژانرهای مختلف |
| غذا | هر چه از دوست رسد نیكوست |
| ايميل 1 | mrtf47 [at] yahoo [dot] com |
| دانشگاه | هنر |
| دبيرستان | البرز - كالج |
| رشته | سینما |
| عنوان شغلي | نویسنده و كارگردان |
| وب سايت کاري | http://taghavifard.blogfa.com |
| مهارتها | نویسندگی و روزنامه نگاری / تهیه كنندگی و كارگردانی / توریسم و گردشگری / |
| علايق کاري | نویسندگی و كارگردانی / گردشگری |
| من در يک جمله ! | .....من با ریشه های گیاهان خشك حرف می زنم
با برگ های ریخته
و شاخه های بهت زده
پروایی ندارم كه با جیرجیركها بخوانم
و با سوسك زندگی كنم
من پای سفره بهار نشسته و برای زمستان دعا می كنم
برفی می بینم
برفی می شنوم
و آب می شوم برای ریشه های وهم
تا عاشقانه جاری شوم
در مویرگهای كوچه ها.....
|
| مهمترين چيزها | می گویند: سر سبزی دارم و قلم رقصنده ای زبانم سرخ است و مركب قلمم آبی استآبی هم می ماند و جاری خواهد بود. جرم هم كرده ام وجدان/مسئولیت و آگاهی به مسلخ هم رفته ام ......شریانهای حیاتم بوی زخم می دهند اما خون انسانیت همچنان در وجودم جاری است شاید باز هم مجرم شناخته شوم من به آن معترفم كتمان نمی كنمو دروغ هم نمی گویم وقتی انگشتان دستم را می شمارم یكی اضافه است آن یكی را از شصت هم بیشتر دوست دارم پس دستانم را پنهان می كنم تا مبادا مرا به دست بشناسند و به دست بگیرند...... |
| مشخصه اصلي | قدرت ، باهوش ، لبخند دائمي |