__
لیست دوستان :: 38
لیست کلوبها :: 33
  • نام کلوب :دانشجویان عمران
    نام انگلیسی : civil_engineers
    تاسیس : 27 دی 1383
    3233 عضو ، 26 بحث ، 8 آلبوم ، 2 مقاله ، 3 لینک

    دانشجویان عمران

  • نام کلوب :انگلیسی
    نام انگلیسی : learnenglish
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    4565 عضو ، 29 بحث ، 5 آلبوم ، 18 مقاله ، 1 لینک

    انگلیسی

  • نام کلوب :متولدین اذر
    نام انگلیسی : azar
    تاسیس : 22 دی 1383
    6445 عضو ، 44 بحث ، 11 آلبوم ، 34 مقاله ، 28 لینک

    متولدین اذر

  • نام کلوب :داریوش
    نام انگلیسی : _dariush_
    تاسیس : 25 دی 1383
    5220 عضو ، 111 بحث ، 8 آلبوم ، 7 مقاله ، 12 لینک ، 3 نظرسنجی

    داریوش

  • نام کلوب :کلوب
    نام انگلیسی : cloobcloob
    تاسیس : 21 مهر 1383
    4015 عضو ، 33 بحث ، 4 آلبوم ، 5 مقاله ، 13 لینک ، 1 نظرسنجی

    کلوب

  • نام کلوب :مهندسی عمران
    نام انگلیسی : irancivil
    تاسیس : 8 دی 1383
    5163 عضو ، 1051 بحث ، 58 آلبوم ، 120 مقاله ، 40 لینک

    مهندسی عمران

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
24 اردیبهشت 84 - 22:54
آدم وقتی دلتنگ میشه دوست داره اون چیزی که تو قلبشه تو غالب یه ترانه یا شعر در بیاره....حالا هر کی شعری داره که تو دلتنگیاش خلقش کرده....بنویسه تا همه لذت ببرن......
17 اردیبهشت 84 - 08:54
من كه هر آنچه داشتم "اول ره گذاشتم" حال برای چون تویی اگركه لایقم بگو تا گل غربت نرویاند بهار از خاك جانم با خزانت نیز خواهم ساخت خاك بی خزانم گرچه خشتی از تو را حتی به رویا هم ندارم زیر سقف آشنایی ها می خواهم بمانم بی گمان زیباست "آزادی" ولی من چون قناری دوست دارم در "قفس" باشم كه زیبا تر بخوانم در همین ویرانه خواهم ماندواز این خاك سیاهش شعرهایم را به آبی های دنیا میرسانم گر تو"مجذوب كجا اباد دنیایی" من اما جذبه ای دارم كه دنیا را به اینجا می كشانم نیستی شاعر نیستی شاعر كه تا معنای حافظ را بدانی ور نه بیهوده نمی خواندی به سوی عاقلان عقل یا احساس حق با كیست پیش از رفتن ای خوب كاش این حقیقت را بدانی وبدانم
18 فروردین 84 - 08:48
وتنها من می گویم: روزگاران در گذر است و من در گذر روزگار مردمان می روند و من با مردمان.به کجا؟....... من نمی دانم.... به دور دست ها...... با مردمان میروم زمان در پی گذشتن است و من نیز در پی زمان.... به سوی آنان رفتم. آنان مرا فرا می خواندندو من آنان را با آنان گفتم و آنان با من سخن از عشق به دنبالش بودم.... بر روی زمین سیاه بر روی آسمان پاک و بر روی قلب سفید بر روی آسمان آبی شهر می روم و از آنجا به پایین و از زمین اوج میگیرم و از آنجا به بالا به دنبال یک چیز هستم و نیستم به دنبالش این چنین است رسم عاشق دلان با مردمان بسیاری بوده ام و می بودم با آنان سخنانی می گفتم سخنان بسیار سخن از عشق
__