__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 19
  • نام کلوب :دانشجویان پزشکی عاشق
    نام انگلیسی : lovestudents
    تاسیس : 26 خرداد 1385
    107 عضو ، 13 بحث ، 1 آلبوم ، 30 مقاله

    دانشجویان پزشکی عاشق و عاشق پیشه

  • نام کلوب :سلامت خانواده
    نام انگلیسی : Totalhealth
    تاسیس : 18 آبان 1387
    385 عضو ، 13 بحث ، 84 مقاله

    سلامت خانواده

  • نام کلوب :پزشكان و متخصصین
    نام انگلیسی : residents
    تاسیس : 17 شهریور 1385
    773 عضو ، 136 بحث ، 52 مقاله

    پزشكان و متخصصین

  • نام کلوب :پزشك
    نام انگلیسی : doktor101
    تاسیس : 16 دی 1383
    1141 عضو ، 215 بحث ، 9 آلبوم

    پزشك

  • نام کلوب :حافظ
    نام انگلیسی : hafeza
    تاسیس : 5 دی 1383
    8206 عضو ، 286 بحث ، 17 آلبوم ، 26 مقاله ، 7 لینک ، 2 نظرسنجی

    حافظ

  • نام کلوب :رزیدنت های تخصصی پزشک
    نام انگلیسی : sycotik
    تاسیس : 12 فروردین 1384
    1141 عضو ، 187 بحث ، 1 آلبوم ، 1 لینک

    رزیدنت های تخصصی پزشکی

دویدن بیاموز، پرواز را و اشتیاق را
22 آبان 87 - 20:54
image.php?op=newsimg2&var=MTEzMDQ0NzUyMy1wMy0tdGh1bWIuanBn&w=250

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که آموختی ، پرواز را.
راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزئی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر.
و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی.
من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.
بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند...! پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند.
پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند....!
اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست...!
آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت.
وقتی رفتن آموختی ، دویدن بیاموز. ودویدن که آموختی ، پرواز را. راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری. دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی. و پرواز را یادبگیر زیرا باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی.


لیست توصیفنامه ها
26 آبان 87 - 14:23
خانمی‌ از منزل‌ خارج‌ شد و در جلوی‌ در حیاط با سه‌ پیرمرد مواجه‌ شد. زن‌ گفت‌: شماها را نمی‌شناسم‌ ولی‌ باید گرسنه‌ باشید لطفا به‌ داخل‌ بیایید و چیزی‌ بخورید. پیرمردان‌ پرسیدند: آیا شوهرت‌منزل‌ است‌؟ زن‌ گفت‌: خیر، سركار است‌. آن ها گفتند: ما نمی‌توانیم‌ داخل‌ شویم‌. بعد از ظهر كه‌ شوهر آن‌ زن‌ به‌ خانه‌ بازگشت،‌ همسرش‌ تمام‌ ماجرا را برایش‌ تعریف‌ كرد. مرد گفت‌: حالا برو به‌ آن ها بگو كه‌ من‌ در خانه‌ هستم‌ و آن ها را دعوت‌ كن‌. سپس‌ زن‌ آن ها را به‌ داخل‌ خانه‌ راهنمایی‌ كرد ولی‌ آن ها گفتند: ما نمی‌توانیم‌ با هم‌ داخل‌ شویم‌. زن‌ علت‌ را پرسید و یكی‌ از آن ها توضیح‌ داد كه‌: اسم‌ من‌ ثروت‌ است‌ و به‌ یكی‌ دیگر از دوستانش‌ اشاره‌ كرد و گفت‌ او موفقیت‌ و دیگری‌ عشق‌ است‌. حالا برو و مسئله‌ را با همسرت‌ در میان‌ بگذار و تصمیم‌ بگیرید طالب‌ كدامیك‌ از ما هستید! زن‌ ماجرا را برای‌ شوهرش‌ تعریف‌ كرد. شوهر كه ‌بسیار خوشحال‌ شده‌ بود با هیجان‌ خاص‌ گفت‌: بیا ثروت‌ را دعوت‌ كنیم‌ و منزلمان‌ را مملو از دارایی ‌نماییم‌. اما زن‌ با او مخالفت‌ كرد و گفت‌: عزیزم‌ چرا موفقیت‌ را نپذیریم‌! در این‌ میان‌ دخترشان‌ كه‌ تا این ‌لحظه‌ شاهد گفت‌ و گوی‌ آن ها بود گفت‌: بهتر نیست‌ عشق‌ را دعوت‌ كنیم‌ و منزلمان‌ را سرشار از عشق‌كنیم‌؟ سپس‌ شوهر به‌ زن‌ نگاه‌ كرد و گفت‌: بیا به‌ حرف‌ دخترمان‌ گوش‌ دهیم‌، برو و عشق‌ را به‌ داخل‌دعوت‌ كن‌، سپس‌ زن‌ نزد پیرمردان‌ رفت‌ و پرسید كدامیك‌ از شما عشق‌ هستید؟ لطفا داخل‌ شوید و مهمان‌ ما باشید. در این‌ لحظه‌ عشق‌ برخاست‌ و قدم‌ زنان‌ به‌ طرف‌ خانه‌ راه‌ افتاد. سپس‌ آن‌ دو نفر هم‌ بلند شده‌ و وی‌ را همراهی‌ كردند. زن‌ با تعجب‌ به‌ موفقیت‌ و ثروت‌ گفت‌: من‌ فقط عشق‌ را دعوت‌ كردم‌! در این‌ بین‌ عشق‌ گفت‌: اگر شما ثروت‌ یا موفقیت‌ را دعوت‌ می‌كردید دو نفر از ما مجبور بودند تا بیرون‌منتظر بمانند اما زمانی‌ كه‌ شما عشق‌ را دعوت‌ كردید، هر جا كه‌ من‌ بروم‌ آن ها نیز همراه‌ من‌ می‌آیند. هر كجا عشق‌ باشد در آنجا ثروت‌ و موفقیت‌ نیز حضور دارد.
21 آبان 87 - 20:52
سیزده خط برای زندگی از گابریل گارسیا مارکز : 1 – دوستت دارم، نه به خاطر شخصیت تو، بلکه به خاطر شخصیتی که من به هنگام با تو بودن پیدا می کنم. 2 – هیچ کس لیاقت اشک های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود. 3 – اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد ، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد . 4 - دوست واقعی تو کسی است که دست های تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند. 5 - بدترین شکل دلتنگی برای کسی آنست که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید . 6 – هرگز لبخند را ترک نکن، حتی وقتی ناراحتی چون هرکس امکان دارد عاشق لبخند تو شود. 7 - تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی از افراد تمام دنیا هستی. 8 - هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند، نگذران. 9 - شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی. 10 - به چیزی که گذشت غم نخور و به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن. 11 – همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند ، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده ، دوباره اعتماد نکنی. 12 – خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی که او تو را بشناسد. 13 – زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انظاارش را نداری .
17 آبان 87 - 01:56
خدایا! به كه واگذارم می كنی؟ به سوی كه می فرستی ام؟ به سوی آشنایان و نزدیكان؟ تا از من ببرند و روی برگردانند. یا به سوی غریبان و غریبه گان تا گره در ابرو بیافكنند و مرا از خویش برانند؟ یا به سوی آنان كه ضعف مرا می خواهند و خواری ام را طلب می كنند؟ من به سوی دیگران دست دراز كنم؟در حالی كه خدای من تویی و تویی كارساز و زمامدار من
__