لیست توصیفنامه ها15 اسفند 86 - 20:31 | |
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم ، همان یک لحظه اول ، كه اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ، جهان را با همه زیبائی و زشتی به روی یکدگر ویرانه میکردم.
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم ، که میدیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین ، زمین و آسمان را ، واژگون مستانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم . برای خاطر تنها یكی مجنون صحرا گرد بی سامان ، هزاران لیلی ناز آفرین را كوه به كوه، آواره و دیوانه میكردم .
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم ، که در همسایه ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ، نخستین نعره مستانه را خاموش آندم ، بر لب پیمانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم ، نه طاعت میپذیرفتم ، نه گوش از بهر استغفار این بیداد گرها تیز کرده ، پاره پاره از کف زاهد نمایان ، تسبیح صد دانه میکردم.
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم ، بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ، سراپای وجود بی وفا معشوق را ، پروانه میکردم.
که می دیدم مشوش عارف و آهی ز برق فتنه این علم عالم سوز دم کش، بجز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری در این دریای پر افسانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم ، به عرش کبریائی ، با همه صبر خدائی ، تا که میدیدم عزیز نابجائی ناز ، برگی ناروا گردیده خواهی می فروشد، گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد !
چرا من جای او باشم.
همین بهتر که او خود جای خود بنشیند و تاب تماشای تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد.
وگرنه من به جای او چه بودم.
یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می کردم.
|
7 اسفند 86 - 15:57 | |
. 1تای من تویی – 2نیای من تویی – 3تاره ی آسمون شبای تاریكم تویی – 4ره ی كارم تویی – 5ه ی آفتابم تویی – 6ه ی عمرم تویی – 7&8 بار میگم 9كرتم ! |
6 اسفند 86 - 09:12 | |
قانون 4 نیوتن در زمان عاشقی : زمین هیچ جاذبه ای ندارد .. سیب ها به خاطر تو می افتند چون تنها جاذبه زمین تویی |


















