لیست توصیفنامه ها14 خرداد 87 - 13:54 | |
مجنون یک شبی مجنون نمازش راشکست بی وضو درکوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ ازجام الستش کرده بود سجده ای زد برلب درگاه او پر زلیلا شد دل پر آه او گفت یارب ازچه خوارم کرده ای برصلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندراین بازی شکستم داده ای نشترعشقش به جانم می زنی دردم ازلیلاست آنم می زنی خسته ام زین عشق،دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن مرد این بازیچه دیگرنیستم این تو و لیلای تو ... من نیستم گفت:ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا وپنهانت منم سال ها با جورلیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم صدقمارعشق یک جا باختم کردمت آوارهءصحرا نشد گفتم عاقل می شوی امانشد سوختم درحسرت یک یا ربت غیرلیلا برنیامد از لبت روز و شب اورا صداکردی ولی دیدم امشب بامنی گفتم بلی مطمئن بودم به من سرمیزنی در حریم خانه ام در میزنی حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بیقرارت کرده بود مردراهش باش تا شاهت کنم صد چولیلا کشته در راهت کنم. |
23 بهمن 86 - 08:57 | |
اگر روزی دشمن پیدا كردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی! اگر روزی تهدیدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد |









