لیست دوستان :: 149
لیست کلوبها :: 65
لیست توصیفنامه ها26 تیر 87 - 19:03 | |
ب این رود به سر چشمه نمی گرددباز
بهتر آن است که غفلت نکنیم از آغاز |
25 خرداد 87 - 00:08 | |
خدا گفت زمین سردش است ، چه كسی می تواند زمین را گرم كند؟ لیلی گفت : من خدا شعله ای به او داد. لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت . سینه اش آتش گرفت خدا لبخندی زد . لیلی هم خدا گفت: شعله را خرج كن ، زمینم را به آتش بكش لیلی خودش را به آتش كشید . خدا سوختنش را تماشا می كرد . لیلی ، گُر می گرفت. خدا حظ می كرد. لیلی می ترسید. می ترسید آتشش تمام شود. لیلی چیزی از خدا خواست خدا اجابت كرد مجنون سر رسید . مجنون هیزم آتش لیلی شد . آتش زبانه كشید . آتش ماند . زمین خدا گرم شد. خدا گفت: اگر لیلی نبود، زمین همیشه سردش بود |
17 خرداد 87 - 13:07 | |
از خدا پرسیدم دوست دارید بندگانتان چه بیاموزند؟ گفت: بیاموزند که انها نمی توانند کسی را وادار کنند عاشقشان باشد.بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.بیاموزند که چند ثانیه طول می کشد تا زخمی عمیق در قلب آنها که دوستشان داریم ایجاد کنیم و سال ها طول می کشد تا ان زخم التیام یابد.بیاموزند که ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد کسی است که به کمترین ها قانع است.بیاموزند که انسانهایی هستند که انها را دوست دارند اما نمی دانند چگونه عشقشان را ابراز کنند.بیاموزند دو نفر می توانند به یک نقطه نگاه کنند اما متفاوت ببینند به خدا گفتم ایا دیگر چیزی هست که باید دانست .گفت: این که بدانند من همیشه و همه جا هستم. |





















