| کلوب آی دی | arezoo_gasemzadeh ، سن کلوبی : 4 سال و 8 ماه و 9 روز |
| درباره من | یه دختر شیطون |
| وضعیت | زن21 ساله مجرد |
| جنسيت | زن |
| محل سکونت | Iran ، آذربایجان-شرقی ، تبریز |
| علت عضويت | تماس با همکاران و همکلاسان فعلي و گذشته |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | فوق ديپلم |
| اطلاعات اضافي | و دوباره عاشق دست به قلم برد، در حالی که منقلب بود و قلبش فریاد می زد.فریادی که به رنگ سیاهی مرکب غلیظ ِ قلمش بود و بغزی گلویش را فشار می داد.تمام کلمات از ذهنش فرار کرده بودند و چشمان ِ قرمز و خیس اش به دنبال بهترین واژگان تا آن سوی پنجره پرواز می کردند .پنجره ایی که آسمانی تاریک داشت با درختان ِ کاجی که برگ های سوزنی آن ها با وزش باد، در هم فرو می رفتند.نگاهی به کاغذ اش انداخت، که تماما خیس شده بود. اکنون باید از چه می نوشت؟؟ |
| دین | اسلام |
| قد | 155-160 |
| وزن | 55-60 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، جدي ، دوستانه ، شلوغ ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | جين ، راحت ، مد روز ، مدرن |
| تاریخ عضویت | 25 خرداد 1386 ساعت 16:32 |
| علایق | رک بودن |
| غذا | قورمه سبزی - ماکارونی و ... |
| تلفن 1 | 0936256بقیش ........ |
| آدرس | تبریز - ... - پلاک 89 |
| من در يک جمله ! | دوستت دارم و دوستم داشته باش شاید.......
آره اگر دوست داشتن گناهه پس من گناهکارترین بودم.
همه نهی کردن منو از این عشق و دوری از عشقت رو می خواستن.
ولی من واستادم . بدون پناه، بدون یاور.
دوست داشتم تو اولین قطرات اشکم رو درک می کردی
اون چیزی رو که تو وجودم بود.
دوست داشتم تو تمام نا باوری ها و تمام بایدها و نباید ها باور می کردی
دردی رو که روزها ، گوشه این دل پنهون کردم و
با تمومه خاموشیم بفهمی که تو دلم غوغایی برپاست |
| مهمترين چيزها | اهل دوستی نیستم ... |
| رنگ مو | مشکي |
| رنگ چشم | مشکي |
| وضعيت بدني | ورزشي |
| وضعيت ظاهري | خيلي زيبا |
| مشخصه اصلي | مدعي ! ، مهربان ، باهوش ، لبخند دائمي ، پر سرو صدا ، موي بلند ، پر هيجان |
| فرد مورد نظر آشنایی | بعدا می گم |
| فرد ايده آل زندگي | من برای آشنایی با کسی نیومدم |
| موارد غیر قابل تحمل | دروغ - نامردی |