لیست کلوبها :: 3
لیست توصیفنامه ها22 دی 86 - 08:57 | |
یادم باشد فردا حتما
دورکعت راز بگویم با او ٬ بخواهم ازاو که مرا دریابد
ودل از هرچه سیاهی است بشویم فردا
یادم باشد فردا حتماْ
صبح بر نور سلامی بکنم
سیصدوشصت و چهار غفلت را فراموش کنم
سینه خالی کنم از ٬ کینه این مردم خوب
وسلام بدهم بر خورشید
یادم باشد فردا دم صبح خواب را ترک کنم٬
زودتر برخیزم چای را دم بکنم٬ ودرایوان حیاط سفره راپهن کنم
در جوار گل یاس٬ نان و چای بخورم
برکت را بتکانم به حیاط یاکریمی بخورد
یادم باشد فردا حتماْ
ناز گل را بکشم٬ حق به شب بو بدهم
ونخندم به ترک های دل هر گلدان چوبدستی به تن خسته گل هدیه کنم
حوض را آب کنم و دعایی به تن خسته این یاغ نجیب
یادم باشد فردا حتماْ
به دل کوزه آب ٬ که بدان سنگ شکست بستی از روی محبت بزنم
تا اگر آب در آن سینه پاکش ریزند ٬ آبرویش نرود
رخ آینه را به آهی بشویم تا که مرا نشاند در خویش
و من در آینه خواهم خندید خاطر آینه از اخم به تنگ آمده است
یادمن باشد از فردا صبح جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا ٬آب٬زمین ٬ مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هرچه گذشت٬ خانه دل را بتکانم از غم
وبه دستمالی از جنس گذشت بزدایم دیگر تاری کرد کدورت از دل
مشت را باز کنم تاکه دستی گردد وبه لبخندی خوش
٬دست در دست زمان بگذارم
یادم باشد فردا دم صبح بر نسیم از سر صدق سلامی بدهم
وبه انگشت نخی خواهم بست تا فراموش نگردد فردا
زندگی شیرین است ٬ زندگی بایدکرد ٬ گرچه دیراست ولی...
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم٬ شاید به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم بردل ولحظه را در یابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح مهربانی خود را عرضه کنم
یک بغل عشق از آن جا بخرم
یادم باشد فردا حتماْ
به سلامی دل همسایه خود را شاد کنم٬ بگذرم از سر تقصیر رفیق
بنشینیم دم در٬ چشم بر کوچه بدوزیم با شوق
تاکه شاید برسد همسفری ٬ ببرد این دل مارا با خود
وبدانم دیگر قهر هم چیز بدی ست
یادم باشدفردا حتماْ
باور این را بکنم که دگر فرصت نیست
وبدانم اگر دیر کنم ٬ مهلت نیست مرا
وبدانم که روزی خواهم رفت
وشبی هست مرا که نباشد پس از آن فردایی
یاد من باشد بازاگر فردا٬ غفلت کردم
آخرین لحظه فرداشب من به خود باز بگویم این را
یادم باشد فردا حتماْ
دورکعت راز بگویم با او صبح بر نور سلامی بکنم
پرده را از پنجره ها بردارم
آه ـ ای غفلت هر روزهء من
من به هر سال که بر من بگذشت
غرق اندیشه آن فردایی که نخواهد آمد |
28 آذر 86 - 07:25 | |
همان قدر كه چشم تو پر از زیبایی است
بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهایی است
این غزل های زلالی كه زمن می شنوی
چشمه جاری اندوه دلی دریایی است
چند وقت است كه بازیچه مردم شده ام
گرچه بازیچه شدن نیز خودش دنیایی است
امشب ای آینه تكلیف مرا روشن كن
حق به دست دل من؟ عقل؟ و یا زیبایی است
دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین
به خداوند كه معشوقه من بالایی است
این غزل نیز دل تنگ مرا باز نكرد
روح من تشنه یك زمزمه نیمایی است |
14 مرداد 86 - 22:25 | |
روزی که بدنیا اومدی داشت بارون میومد.......
اما اون روز هوا بارونی نبود..........
این فرشته ها بودند که داشتند گریه می کردند............
چون یکی ازشون کم شده بود....
فرشته مهربون سلام
تولدتونو تبریک میگم .آرزو میکنم 120 سالگیتو جشن بگیری
همیشه سالم و تندرست باشی
می بوسمت
مینو
|











