ارش شاهرخ  , arashchess

ارش شاهرخ

 به یک گرافیست حرفه ای با قیمت ماسب نیازمندم
ارش شاهرخ  , arashchess

ارش شاهرخ

مطالب تصاویر 1
cloobid
arashchess
، 3 سال و 6 ماه و 25 روز
مرد 33 ساله مجرد
فوق ديپلم ، ازاد

آلبوم تصاویر

  • کاور

1 تصویر ...

morebox img

رسانه ها

  • پارس راه , parsrah.com
  • کلوب دات کام , recreation
  • شهرزاد کمال زاده , shahrzad.kamalzadeh
  • نفیسه روشن , nafiseh.roshan
  • الهام حمیدی  , elham.hamidi
  • 144 رسانه

    morebox img


تبلیغات

ارش شاهرخ  , arashchess
اخبار نود را در سایت پارس راه ، و در لینک زیر مشاهده نمایید:|
ادامه
99
ارش شاهرخ  , arashchess
این خبر را در سایت پارس راه ، و در لینک زیر مشاهده نمایید:|
ادامه
ارش شاهرخ  , arashchess
چند دقیقه کنارش روی مبل مینشینم،آروم آروم خودمو بهش نزدیک میکنم ...رکابی پوشیده عضلات مردونه اش زده بیرون..عاشق بازوهاشم ....قند داره تو دلم آب میشه ..ب بهانه خستگی سرمو میزارم روی پاهاش ...منتظرم ..منتظر دستاش ک بیاد و با انگشتاش لای موهامو نوازش بکنه...ی دقیقه گذشت ..من منتظرم دقیقه دوم ..من منتظرم ...ده دقیقه...ی ربع .....خسته میشم از انتظار ...میپرسم عزیزم امروز کارا خوب پیش رفت ...؟؟امروز دلت برا خانمت تنگ نشد؟؟؟راستشو بگو قول میدم پر رو نشم....عزییییییزم خوبه ک هستی!؟؟؟جوابی نمیاد چشمامو میدوزم ب چشمایی ک غرق تلویزیونه ...منتظر جوابشم...بازم تکرار میکنم ..عزیییییزم جواب بده دیگه.....یه هو میگه ها ها چی گفتی نفهمیدم عجب فیلم باحالیه ..عجب بزن بزنی داره ..نگا کن آمریکا ی فیلمایی میسازه ک آدم فک میکنه حقیقت محضه...آهان تو داشتی چی میگفتی!؟؟؟؟
من:هیچی عزیزم گفتم چایی میخوری ....
اون:آره بریز ممنون
حس جنازه ای رو دارم ک تازه خاکش کردن سردرگم و ناراحت و پریشون سرمو از روی پاش برمیدارم و میرم سمت آشپزخونه... کتری رو بر میدارم و آب پر میکنم میزارمش رو گاز ک جوش بیا...اما ن ..نگا کن اشکای خودم زودتر از آب کتری جوشید .بی اختیار گریه میکنم ..آروم و بی سرو صدا..بعدش قوری رو بر میدارم و تفاله چایی ک از صب مونده رو دور میریزم....دوباره تو قوری چای خشک میریزم ...صدای قل قل کتری میاد برمیدارم و روی چای خشکا آب جوش میریزم ...نگا شون کن عین خودم تو دلشون چ آشوبیه..چایی مثل خود من رنگشو میبازه..چ زود رفیق آب شد ..چ زود خودشو باخت...الان فقط باید خورده بشه و تفاله چایی بره تو سطل آشغال...وای چقدر حالم بده...دوتا لیوان بزرگ برمیدارم و میزارم توی سینی ...دو تا چایی میریزم و میرم سمتش..بیا عزیزم ی چای لبسوز و خوشمزه...
اون:بزار رو میز مرسی
من ..منتظر ی بوسه
اون:درگیر فیلم
مثل درختی ک پرو برگش ریخته میرم سمت اتاق خواب..با ی لیوان چایی ..خیلی ناراحتم ...میرم تو اتاق میشینم ..چاییم داره یخ میزنه ..بهتره بخورمش ..ولی قند کو!؟ای بابا یادم رفته بیارم ولی اشکالی نداره هر چقدرم تلخ باشه از چن دقیقه پیشم ک تلختر نیس..همون جوری چایی رو سر میکشم..
بازم ازش دلسرد نشدم..میرم لباس خواب خوشگلمو میپوشم و رژ لب میزنمو موهامو شونه میکنم عطری ک دوس داره رو روی گردن و صورتم میکشم...رو تخت منتظرش میمونم ..خودمو زدم ب خواب ..تا وقتی اومد خجالت نکشه و بوسم کنه ..ی دستی لای موهام بکشه و منو محکم از ته ته ته قلبش بغل کنه..ی ساعت گذشت من هنوز خوابم..دوساعت من هنوز الکی خوابم س ساعت گذشت ..صدای تلویزیون میاد ولی خودش نیومده بخوابه ..با ی حالت نگران میرم سمت پذیرایی
....اون روی مبل خوابش برده...
دوباره مثل موشی ک توی تله موش گیر کرده نا امید بر میگردم سمت اتاق خواب..ی پتو برمیدارم روشو میپوشونم و آروم بوسش میکنم..کسی چ میدونه شاید اونم مثل من خودشو ب خواب زده.
بر میگردم سمت اتاق جلوی آینه چشمای پر اشک با عصبانیت موهای تازه شونه شده مو بهم میریزم با پشت دستم رژمو پاک میکنم..لباس خوابو عوض میکنم و شلخته ترین لباسمو تنم میکنم
میرم سمت تخت ..تخت دونفره ای ک فعلا برا ی نفره

وای خدا پر حرفم
با چشم گریون میخوابم ...ولی امید دارم ک فردایی بهتر از امروز خواهم داشت
برگرفته از خاطرات بانوی نیوزلندی. 
ادامه
کامنت بنویسید...
عرش و فرش   , benjighahri
سه شنبه 26 دی ، 08:55
همه ی خانم ها هم مثل قصه ی بالایی که گفتید نیستناااااااااااا ولی قبول دارم مردا ی خورده بیشتر باید حواسشون به همسرشون باشه
ادامه
سلمان سلمانی , nazaninbla
سه شنبه 26 دی ، 01:20
متاسفانه طلاق عاطفی زیاد شده
ادامه
ارش شاهرخ  , arashchess
چهارشنبه 20 دی ، 23:29
خیلی زیبا بود
ادامه
ارش شاهرخ  , arashchess
این خبر را در سایت پارس راه ، و در لینک زیر مشاهده نمایید:|
ادامه
ارش شاهرخ  , arashchess
این خبر را در سایت پارس راه ، و در لینک زیر مشاهده نمایید:|
ادامه