__
لیست دوستان :: 128
لیست کلوبها :: 29
  • نام کلوب :استقلال تهران
    نام انگلیسی : esteghlal_tehran
    تاسیس : 6 دی 1383
    16470 عضو ، 3941 بحث ، 36 آلبوم ، 41 مقاله ، 24 لینک ، 46 نظرسنجی

    استقلال تهران

  • نام کلوب :من و باران
    نام انگلیسی : man_va_baran
    تاسیس : 8 مهر 1384
    1202 عضو ، 97 بحث ، 6 لینک

    من و باران

  • نام کلوب :خوشگل ها-خوش تیپ ها
    نام انگلیسی : khoshgelha123
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    7442 عضو ، 34 بحث ، 4 مقاله ، 8 لینک

    خوشگل ها-خوش تیپ ها

  • نام کلوب :کوچه باغهای عاشقی
    نام انگلیسی : asheghi
    تاسیس : 7 مرداد 1384
    98 عضو ، 28 بحث ، 5 آلبوم

    کوچه باغهای عاشقی

  • نام کلوب :کافی نت ایوان خوی
    نام انگلیسی : aeyvan
    تاسیس : 10 شهریور 1385
    77 عضو ، 75 بحث ، 2 آلبوم ، 1 نظرسنجی

    کافی نت ایوان خوی

  • نام کلوب :خدا تنها یار من
    نام انگلیسی : godonly_friend
    تاسیس : 27 دی 1383
    13554 عضو ، 1830 بحث ، 7 آلبوم ، 38 مقاله ، 5 لینک ، 2 نظرسنجی

    خدا تنها یار من

خوش اومدی
1 خرداد 86 - 00:47

Image hosting by TinyPic

خوش اومدی عزیز

آرش دوست داره

16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif

   c011.gifc011.gifc011.gifc011.gifc011.gifc011.gifc011.gif

شکوفه اندوه
شادم که در شرار تو میسوزم
شادم که در خیال تو میگریم
شادم که بعد وصل تو باز اینسان
در عشق بی زوال تو می گریم
پنداشتی که چون ز تو بگسستم
دیگر مرا خیال تو در سر نیست
اما چه گویمت که جز این آتش
بر جان من شراره دیگر نیست
شبها چو در کناره نخلستان
کارون ز رنج خود به خروش اید
فریادهای حسرت من گویی
از موجهای خسته به گوش اید
شب لحظه ای به ساحل او بنشین
تا رنج آشکار مرا بینی
شب لحظه ای به سایه خود بنگر
تا روح بی قرار مرا بینی
من با لبان سرد نسیم صبح
سر میکنم ترانه برای تو
من آن ستاره ام که درخشانم
هر شب در آسمان سرای تو
غم نیست گر کشیده حصاری سخت
بین من و تو پیکر صحراها
من آن کبوترم که به تنهایی
پر میکشم به پهنه دریاها
شادم که همچو شاخه خشکی باز
در شعله های قهر تو میسوزم
گویی هنوز آن تن تبدارم
کز آفتاب شهر تو میسوزم
در دل چگونه یاد تو میمیرد
یاد تو یاد عشق نخستین است
یاد تو آن خزان دل انگیز است
کو را هزار جلوه رنگین است
بگذار زاهدان سیه دامن
رسوای کوی و انجمنم خوانند
نام مرا به ننگ بیالایند
اینان که آفریده شیطانند
اما من آن شکوفه اندوهم
کز شاخه های یاد تو میرویم
شبها ترا بگوشه تنهایی
در یاد آشنای تو می جویم

هزاران گل تقدیم به شما

تولدتون مبارک همیشه  شاد باشی

Image hosting by TinyPic

a122.gifa122.gifa122.gif

do2.gif

آنگاه خورشید سرد شد و برکت از زمین ها رفت و سبزه ها به صحرا ها خشکیدند و ماهیان به دریا ها خشکیدند  و خاک مردگانش را زان پس به خود نپذیرفتشب در تمام پنجره های پریده رنگ مانند یک تصور مشکوک پیوسته در تراکم و طغیان بود و راهها ادامه خود را در تیرگی رها کردند دیگر کسی به عشق نیندیشددیگر کسی به فتح نیندیشیدو هیچ کس دیگر به هیچ چیز نیندیشیددر غارهای تنهایی بیهودگی به دنیا آمدخون بوی بنگ و افیون می دادزنهای باردار نوزادهای بی سر زاییدند و گاهواره ها از شرم به گورها پناه آوردند چه روزگار تلخ و سیاهینان نیروی شگفت رسالت را مغلوب کرده بودپبغمبران گرسنه و مفلوکاز وعده گاههای الهی گریختندو بره های گمشدهدیگر صدای هی هی چوپانی را  در بهت دشتها نشنیدنددر دیدگان آینه ها گویی حرکات و رنگها و تصاویر وارونه منعکس می گشت و بر فراز سر دلقکان پست و چهره وقیح فواحش یک هاله مقدس نورانی مانند چتر مشتعلی می سوخت مرداب های الکل با آن بخار های گس مسمومانبوه بی تحرک روشنفکران را به ژرفنای خویش کشیدند  و موشهای موذی اوراق زرنگار کتب را در گنجه های کهنه جویدند خورشید مرده بود خورشید مرده بود و فردا در ذهن کودکان مفهوم گنگ گمشده ای داشت آنها غرابت این لفظ کهنه را در مشق های خود با لکه درشت سیاهیتصویر می نمودند مردم گروه ساقط مردم دلمرده و تکیده و مبهوت در زیر بار شوم جسد هاشان از غربتی به غربت دیگر می رفتند و میل دردنک جنایت  در دستهایشان متورم میشدگاهی جرقه ای جرقه ناچیزی این اجتماع سکت بی جان را یکباره از درون متلاشی می کرد  آنها به هم هجوم می آوردندمردان گلوی یکدیگر را با کارد میدریدند و در میان بستری از خون با دختران نا بالغ همخوابه میشدندآنها غریق وحشت خود بودند و حس ترسناک گنهکاری ارواح کور و کودنشان را مفلوج کرده بودپیوسته در مراسم اعدام وقتی طناب دار چشمان پر تشنج محکومی را از کاسه با فشار به بیرون می ریخت آنها به خود فرو می رفتند و از تصور شهوتناکی اعصاب پیر و خسته شان تیر میکشیداما همیشه در حواشی میدانها این جانیان کوچک را می دیدی که ایستاده اند و خیره گشته اند به ریزش مداوم فواره های آب شاید هنوز هم در پشت چشمهای له شده در عمق انجماد یک چیز نیم زنده مغشوش بر جای مانده بود که در تلاش بی رمقش می خواست ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها شاید ولی چه خالی بی پایانی خورشید مرده بودو هیچ کس نمی دانست که نام آن کبوتر غمگین کز قلب ها گریخته ایمان است... 


do39.gif   do26.gif

 

 

 

با تو ام ای لنگر تسکین
ای تکان های دل!
ای آرامش ساحل
باتو ام ای نور
ای منشور
ای تمام طیف های آفتابی
ای کبودارغوانی
ای بنفشابی
با تو ام ای شور ای دلشوره ی شیرین
با تو ام ای شادی غمگین
باتو ام
ای غم
غم مبهم...
ای نمی دانم!
هرچه هستی باش!
اما کاش...
نه جز اینم آرزویی نیست"
هرچه هستی باش
اما باش...!

3مهر

 

 

r32_p94  ID yahoo yadet nare

Image hosting by TinyPic

4gpl7w0.gif

حدس می زنم شبی مرا جواب می کنی و قصر کوچک دل مرا خراب می کنی
سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای ولی برای رفتنت عجب شتاب می کنی
من از کنار پنجره تورا نگاه می کنم وتو مرا به نام دیگری خطاب می کنی
چه ساده در ازای یک نگاه پاک وماندنی هزار مرتبه مرا ز خجلت آب می کنی
به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام تو کمتر از غریبه ای مراحساب می کنی
وکاش گفته بودی از همان نگاه اولت که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی

 

 

دوســـــــــــــــــــت دارم بـــخای نـــخای

 

سرا پا اگر زرد و پژمرده‌ایم ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم

چو گلدان خالی، لب پنجره

پر از خاطرات ترك خورده‌ایم

اگر داغ دل بود، ما دیده‌ایم

اگر خون دل بود، ما خورده‌ایم

اگر دل دلیل است، آورده‌ایم

اگر داغ شرط است، ما برده‌ایم

اگر دشنه دشمنان، گردنیم

اگر خنجر دوستان، گرده‌ایم

گواهی بخواهید، اینك گواه

همین زخم‌هایی كه نشمرده‌ایم

دلی سربلند و سری سر به زیر

از این دست عمری به سر برده‌ایم

Image hosting by TinyPic

بوس3.gif    93.gif        d127.gif

وقتی کسی نیست که به دادت برسه پس داد نزن، سکوت کن، شاید از سکوتت همه بفهمن که چه قدر درد و رنج توی وجودت انباشته شده، فریاد دردت رو دوا نمیکنه، اما سکوت شاید نتونه دردتو از بین ببره اما میتونه خیلی راحت تو را از این دنیای مسخره نجات بده

آرش لحظاته

بدون غم

پراز شادی

پر از موفقیت

عاشق ابدی

برایتون آرزو منداست

همش مال تو

 

 


 

لیست توصیفنامه ها
24 دی 86 - 13:35
کی می گفت اگه تنها بمونی من باهاتم حتی اگه اسیر غمها بمونی من باهاتم چرا گریه می کنی.چرا غصه می خوری عزیزکم بده دستاتو به من هر جای دنیا که باشی من باهاتم دیگه غصه کافیه قاصدکم خنده بیارو شادی کن من باهاتم من که گفتم تو هم از قصه ی من سیر می شی تو خودت بودی می گفتی.تا ته دنیا باهاتم یادمه روزای اول بغض کردم به تو گفتم که رها کن اما گفتی تو همونی که می خواستم من باهاتم دو سه ماهی تو همون بودی که گفتی یهو چی شد چی نشد اون همه می گفتی باهاتم دوباره بغض گرفت راه گلومو یاد اون روزا بودم.که می گفتی من باهاتم چند ماهی به دلم سخت گرفتم که یه وقت بهم نگی.باز دوباره من باهاتم من نخواستم بشنوم حرف تورو باز دوباره ولی گفتی که یکم خسته شدم اما باهاتم به خودم گفتم بسه چقدر غصه ولش کن بذار اونم بدونه دروغ اینکه من باهاتم عاقبت تنگ دلم خورد شد وراز دلم گشت نمایان باز گفتی که خیال است تمامش.من باهاتم ناگهان از همه دنیا بگسستم و ز او دور نشستم به دلم گفت که یک فرصت کوتاه بده.تا ببینی که باهاتم باز این دل عاشق به خودش سخت گرفت ولی اینبار او رفت.رفت و آرام زمزمه ای کرد به قاصد که به من گفت.می روم تا که تو خوش تر باشی نه ز آسایش خویش می روم.ولی این حرف بدان که بدون تو ولی باز باهاتم گریه کردم گفتم باز من ماندم و یک دل تنها با تو ام ای لنگر تسکین ای تکان های دل! ای آرامش ساحل باتو ام ای نور ای منشور ای تمام طیف های آفتابی ای کبودارغوانی ای بنفشابی با تو ام ای شور ای دلشوره ی شیرین با تو ام ای شادی غمگین باتو ام ای غم غم مبهم... ای نمی دانم! هرچه هستی باش! اما کاش... نه جز اینم آرزویی نیست" هرچه هستی باش اما باش...!
22 دی 86 - 11:11
سلام آرررررررررررررررررررررش تو این دنیا فقط تو رو دارم آرش بهت میگم دوست دارم آررررررررررررررررررررش بی تو من سردمه دل با من باشه چون دوست دارم
4 آذر 86 - 16:36
دانی از زندگی چه می خواهم؟ من تو باشم...تو پای تا سر تو زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو بار دیگر تو (فروغ فرخزاد)
__