لیست کلوبها :: 3020 بهمن 85 - 02:18 |
(( دوستش داری)) همیشه مهم تو بودی ...... اگه غروری بود برای تو بود ..... اگه احساسی بود باز هم برای تو بود و من قانع به یه نگاه تو بودم ........ نگاهی که همیشه یه چیزی شبیه غم غریب یه غروب پاییزی توش بود .. یه حس که بهم میگفت باهات نمی مونه ..................... و حالا نمی دونم حرفات رو باور کنم یا کارات رو ........ دل به کلمات عاشقانت بسپرم یا از کارای نامهربونت دلگیر بشم . می بینی هنوز هم تو برنده این بازی هستی و هنوز دل دیوونه ام نمی خواد مرگ عاطفه ها رو باور کنه ............ با بودن من غم تو دلت جون می گیره می میرم كه تا ابد قلب تو آروم بگیره اگه با موندن من باغ تو ویرونه می شه میرم اما می دونم دل بی تو دیوونه می شه فكر نكن كه بی كسم خدا به دادم می رسه كوه به كوه نمی رسه آدم به آدم می رسه مرهمی از شب چشمات واسه دردم نداری خورشیدی اما خبر از تنه سردم نداری..... |
لیست توصیفنامه ها31 اردیبهشت 87 - 21:49 | |
وقتی خاطره های آدم زیاد می شه، دیوار اتاقش پره عكس می شه، اما دلت برای اونی تنگ می شه كه نمی تونی عكسشو به دیوار بزنی ... |
31 اردیبهشت 87 - 21:49 | |
پرسید که چرا دیر کرده است؟ نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟ خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است. تنها دقایقی دیر کرده است. گفتم امروز هوا سرد بوده است شاید موعد قرار تغییر کرده است! خندید به سادگیم آیینه و گفت : او احساس پاک تو را زنجیر کرده است. گفتم از عشق من چنین سخن مگوی! گفت : خوابی... سالهاست که دیر کرده است.... در آیینه به خود نگاه می کنم ....آه ... عشق او عجیب مرا پیر کرده است.... راست گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است!!! اما من چه ساده...و چه خوش باور برای آمدنش به انتظار نشسته بودم... انتظاری عبث! انتظار کار عاشقان است و من دلداده چه می کردم به جز انتظار؟ چشمانم هنوز به حلقه ی در خیره مانده اند ... نکند چشمانم خسته شوند ...نکند امشب هم خوابم ببرد ... چه دیر پیدایش کردم ! قبل از این کجا بود؟ چطور گرفتارش شدم؟ چطور عاشقش شدم؟ چطور دلم را ربود؟ کی رفت؟ چرا رفت؟ کی می آید؟ اصلاً می آید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
31 اردیبهشت 87 - 21:49 | |
از من نپرس چقدر دوستت دارم اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم بگو معنی تمرین چیست ؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟ بریدن از خودم را ؟ مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ... از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم همه می دانند که دروری تو روحم را می آزارد تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ... هوای سرد اینجا رو دوست ندارم مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام!!!
|













