__
لیست دوستان :: 110
لیست کلوبها :: 86
  • نام کلوب :عاشق خانواده
    نام انگلیسی : family
    تاسیس : 30 دی 1383
    928 عضو ، 111 بحث ، 3 آلبوم ، 2 مقاله ، 2 لینک ، 1 نظرسنجی

    عاشق خانواده

  • نام کلوب :مایکل بولتون
    نام انگلیسی : michael_bolton
    تاسیس : 30 دی 1383
    115 عضو ، 6 بحث ، 5 آلبوم ، 1 مقاله

    مایکل بولتون

  • نام کلوب :فریدون مشیری
    نام انگلیسی : moshiri_fereydoon
    تاسیس : 10 دی 1383
    4215 عضو ، 173 بحث ، 7 آلبوم ، 1 مقاله ، 2 لینک ، 1 نظرسنجی

    فریدون مشیری

  • نام کلوب :دانشگاه آزاد نجف آباد
    نام انگلیسی : iaun
    تاسیس : 29 آذر 1383
    1612 عضو ، 88 بحث ، 5 آلبوم ، 4 مقاله ، 1 لینک ، 1 نظرسنجی

    دانشگاه آزاد نجف آباد

  • نام کلوب :انجمن كورش بزرگ
    نام انگلیسی : koroshkabir
    تاسیس : 30 دی 1383
    12216 عضو ، 2836 بحث ، 7 آلبوم ، 34 مقاله ، 25 لینک ، 1 نظرسنجی

    انجمن كورش بزرگ

  • نام کلوب :قد بلند ها
    نام انگلیسی : tall
    تاسیس : 27 دی 1383
    4301 عضو ، 43 بحث ، 2 آلبوم ، 29 مقاله ، 4 لینک

    قد بلند ها

و چه زیباست عشق ...
29 خرداد 87 - 12:08

پیرمردی صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: باید ازتو عکسبرداری شود تا جایی از بدنت آسیب ندیده باشد. پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیلش را پرسیدند.
پیرمرد گفت: زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می‌روم و صبحانه را با او می‌خورم. نمی‌خواهم دیر شود!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می‌دهیم.
پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی‌شناسد!
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می‌روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که می‌دانم او چه کسی است…

لیست توصیفنامه ها
3 تیر 87 - 01:14
تولدت مبارک مخمل جون. ایشالا سالهای سال تولدت وجشن بگیری.
28 اسفند 86 - 01:27
سال نو مبارک.امیدوارم تعطیلات بهت خوش بگذره.مخصوصا با مهمون گرامی وبزرگواری که قراره برات بیاد D:
15 دی 86 - 11:10
در افسانه‏ها آمده، روزی كه خداوند جهان را آفرید، فرشتگان مقرب را به بارگاه خود فراخواند و از آنها خواست تا برای پنهان كردن راز زندگی پیشنهاد بدهند. یكی از فرشتگان به پروردگار گفت: خداوندا، آنرا در زیر زمین مدفون كن. فرشته دیگری گفت: آنرا در زیر دریاها قرار بده. و سومی گفت: راز زندگی را در كوه‏ها قرار بده. ولی خداوند فرمود: اگر من بخواهم به گفته‏های شما عمل كنم، فقط تعداد كمی از بندگانم قادر خواهند بود آنرا بیابند، در حالی كه من میخواهم راز زندگی در دسترس همه بندگانم باشد. در این هنگام یكی از فرشتگان گفت: فهمیدم كجا، ای خدای مهربان، راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده، زیرا هیچكس به این فكر نمی‏افتد كه برای پیدا كردن آن باید به قلب و درون خودش نگاه كند. و خداوند این فكر را پسندید.
__