__
لیست دوستان :: 2
لیست کلوبها :: 27
  • نام کلوب :نادر شاه افشار
    نام انگلیسی : nadershah
    تاسیس : 12 خرداد 1385
    200 عضو ، 236 بحث ، 7 آلبوم

    نادر شاه افشار

  • نام کلوب :کتاب خونها
    نام انگلیسی : dostdaran_ketab
    تاسیس : 27 دی 1383
    4268 عضو ، 542 بحث ، 9 آلبوم ، 14 مقاله ، 7 لینک

    کتاب خونها

  • نام کلوب :روابط اجتماعی در اینت
    نام انگلیسی : www
    تاسیس : 29 دی 1383
    171 عضو ، 40 بحث ، 1 مقاله

    روابط اجتماعی در اینترنت

  • نام کلوب :خدا تنها یار من
    نام انگلیسی : godonly_friend
    تاسیس : 27 دی 1383
    13589 عضو ، 1829 بحث ، 7 آلبوم ، 38 مقاله ، 5 لینک ، 2 نظرسنجی

    خدا تنها یار من

  • نام کلوب :دکتر شریعتی
    نام انگلیسی : shariati
    تاسیس : 30 دی 1383
    1562 عضو ، 202 بحث ، 20 آلبوم ، 12 مقاله ، 2 لینک ، 2 نظرسنجی

    دکتر شریعتی

  • نام کلوب :موسیقی اصیل ایرانی
    نام انگلیسی : delnavazan
    تاسیس : 28 دی 1383
    1644 عضو ، 203 بحث ، 7 آلبوم ، 3 مقاله ، 3 لینک

    موسیقی اصیل ایرانی

نسخه
7 اردیبهشت 87 - 11:31

گفتم:

 نوبر نگاهم هرروزغرور خاكی مردی را رقم میزند

و من بیزاریم را در خمیازه های ممتد عادت پرسه میزنم

نفسم كه به نیمه میرسد دیگر میلی به ادامه ندارد

بوی چوب می آید و خاك و خاك پرستان ِ آتش افروز

اینجا همه جمعند و همه چیز بوی نا میدهد

و بوی دستان آغشته به شرر

دلم نمك سودِ نمك سود است

ردّ ِ چانه ام  كف دستم  جا مانده

و فكر در كله ام مدام قی می كند

چشمانم را مه گرفته

  
طبیب گفت:

 روزمرگیت مزمن شده

تیغ می خواهد

بخیه اش نمی زنم كه باز باشد تا فراموش نشود

كه مریض  ِ مریضی...

كمی با فكرت راه برو

و پاهایت را دراندیشه ی  پیمودن صیقل بزن

كاسه چه كنم چه كنم  مردمان را بشكن

كمی خودبین باش

سر نازنینی  را كه درد نمیكند كه به تیغ نمی سپارند، به من... نوبر نگاهت ما را بس...

بی زاریت حالت را زار میكند

باور كن  حال خوش را با مردمان نخواهی داشت

 

 گفتم

 نوبر نگاهم امروز غرور خاكی نداشته ی تو را رقم میزند

و من بیزاریم را روی احساس كریه‌ات قی میكنم

زخمم را ببند

كه فراموش شود كلام گستاخانه ات...

لیست توصیفنامه ها
15 اسفند 86 - 23:35
به یکدیگر عشق بورزید اما عشق را به بند نکشانید ...بگذارید میان با هم بودنتان فضایی و فاصله یی باشد . با یکدیگر بخوانید و برقصید و شادمان باشید اما بگذارید هر یک از شما تنها باشد ... در کنار هم بمانید اما نه چسبیده به هم .
11 بهمن 86 - 01:18
من چه در پای تو ریزم که سزای تو بود سر نه چیزی است که شایسته پای تو بود تا تو را جا شده ای سرو روان در دل من هیچکس می نپسندم که یجای تو بود
19 تیر 85 - 20:53
خوابی دیدم .... خواب دیدم در ساحل با خدا قدم می زنم. بر پهنه آسمان صحنه هایی از زندگی‌ام برق زد. در هر صحنه دو جفت جای پا روی شن دیدم. یكی متعلق به من و دیگری متعلق به خدا. وقتی آخرین صحنه در مقابلم برق زد. به پشت سر و به جای پاهای روی شن نگاه كردم. متوجه شدم كه چندین بار در طول مسیر زندگی‌ام. فقط یك جفت جای پا روی شن بوده است. همچنین متوجه شدم كه این در سخت ترین و غمگین‌ترین دوران زندگیم بوده است. این واقعاً برایم ناراحت كننده بود. و درباره‌اش از خدا سوال كردم. خدایا تو گفتی اگر به دنبال تو بیایم. در تمام راه با من خواهی بود. ولی دیدم كه در سخت ترین دوران زندگیم. فقط یك جفت جای پا وجود داشت. نمی فهم چرا هنگامی كه بیش از هر وقت دیگر به تو نیاز داشتم. مرا تنها گذاشتی. خدا پاسخ داد. بنده بسیار عزیزم. من در كنارت هستم و هرگز تنهایت نخواهم گذاشت. اگر در آزمونها و رنج ‌ها، فقط یك جفت جای پا دیدی زمانی بود كه تو را در آغوشم حمل می كردم.
__