لیست کلوبها :: 77
لیست توصیفنامه ها28 دی 86 - 19:27 | |
باز باران با ترانه
میخورد بر بام خانه
یادم آید كربلا را
دشت پر شور و نوا را
گردش یك روز غمگین
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان
زیر تیغ و نیزه ها را
***
باز باران با صدای گریههای كودكانه
از فراز گونههای زرد و عطشان
با گهرهای فراوان
میچكد از چشم طفلانِ پریشان
پشت نخلستان نشسته
رود پر پیچ و خمی در حسرت لبهای ساقی
چشم در چشمان هم آرام و سنگین
میچكد آهسته از چشمان سقا
بر لب این رود پیچان
باز باران
***
باز باران با ترانه
آید از چشمان مردی خسته جان
هیهات بر لب
از عطش در تاب و در تب
نرم نرمك میچكد این قطرهها روی لب
شش ماهه طفلی
رو به پایان
مرد محزون
دست پر خون میفشاند
از گلوی نازك شش ماهه
بر لبهای خشك آسمان با چشم گریان
باز باران
***
باز هم اینجا عطش
آتش شراره جسمها
افتاده بی سر پارهپاره
میچكد از گوشها باران خون و كودكان بیگوشواره
شعله در دامان و در پا میخلد خار مغیلان
وندرین تفتیده دشت و سینهها برپاست طوفان
دستها آماده شلاق و سیلی
چهرهها از بارش شلاقها گردیده نیلی
دراین صحرای سوزان
میدود طفلی سه ساله
پر ز ناله
پای خسته
دلشكسته
روبرو بر نیزهها خورشید تابان
میچكد از نوك سرخ نیزهها
بر خاك سوزان
باز باران باز باران
***
قطره قطره میچكد از چوب محمل
خاكهای چادر زینب به آرامی شود گل
میرود این كاروان منزل به منزل
میشود از هر طرف این كاروان هم سنگ باران
آری آری
باز سنگ و باز باران
آری آری
تا نگیرد شعلهها در دل زبانه
تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه
تا نبیند كودكی لب تشنه اینجا اشك ساقی
بر فراز خیمه بر گونهها
بر مشك ساقی
كاش می بارید باران...
"علی اصغر كوهكن"
|















