__
لیست دوستان :: 22
لیست کلوبها :: 35
  • نام کلوب :من مرد تنهای شبم
    نام انگلیسی : tanhatarinha
    تاسیس : 10 تیر 1384
    7234 عضو ، 135 بحث ، 100 آلبوم ، 10 مقاله ، 6 لینک

    من مرد تنهای شبم

  • نام کلوب :دانشکده
    نام انگلیسی : univer_sity
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    253 عضو ، 24 بحث ، 2 آلبوم

    دانشکده

  • نام کلوب :نانو تکنولوژی
    نام انگلیسی : nanotechnology
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    1257 عضو ، 207 بحث ، 9 آلبوم ، 36 مقاله ، 12 لینک

    نانو تکنولوژی

  • نام کلوب :فیزیک مهندسی
    نام انگلیسی : phisycengineering
    تاسیس : 20 مرداد 1385
    28 عضو ، 8 بحث ، 1 لینک

    فیزیک مهندسی

  • نام کلوب :دکتر شریعتی
    نام انگلیسی : shareiati
    تاسیس : 29 آذر 1383
    13303 عضو ، 109 بحث ، 60 آلبوم ، 60 مقاله ، 32 لینک ، 27 نظرسنجی

    دکتر شریعتی

  • نام کلوب :بهترین کتابها
    نام انگلیسی : thebestbooks
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    1852 عضو ، 166 بحث ، 1 آلبوم ، 1 مقاله ، 2 لینک

    بهترین کتابها

اطلاعات علایق برای هیچکس مقدور نمی باشد.
اطلاعات ارتباط برای هیچکس مقدور نمی باشد.
اطلاعات حرفه برای هیچکس مقدور نمی باشد.
اطلاعات شخصی برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست توصیفنامه ها
14 مرداد 87 - 21:14
پسرو دختر جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. دختر جوان: یواش تر برو من می ترسم! پسر جوان: نه این جوری خیلی بهتره!! دختر جوان: خواهش میکنم، من خیلی می ترسم! پسر جوان: خوب اما اول باید بگی که دوستم داری!! دختر جوان: دوستت دارم،حالا میشه یواش تر برونی! پسر جوان: منو محکم بگیر! دختر جوان: خوب، حالا میشه یواش تر بری! پسر جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم میکنه. روز بعد، واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود: برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت. پسر جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون این که دختر جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را برسر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند!!!!!
12 شهریور 86 - 15:14
نامت چه بود؟ آدم فرزند؟ من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت محل تولد؟ بهشت پاك اینك محل سكونت؟ زمین خاك آن چیست بر گرده نهادی؟ امانت است قدت؟ روزی چنان بلند كه همسایه خدا،اینك به قدر سایه بختم به روی خاك اعضاء خانواده؟ حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك روز تولدت؟ روز جمعه، به گمانم روز عشق رنگت؟ اینك فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه چشمت؟ رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان وزنت ؟ نه آنچنان سبك كه پرم در هوای دوست نه آ نچنان وزین كه نشینم بر این خاك جنست ؟ نیمی مرا ز خاك ، نیمی دگر خدا شغلت ؟ در كار كشت امیدم شاكی تو ؟ خدا نام وكیل ؟ آن هم خدا جرمت؟ یك سیب از درخت وسوسه تنها همین ؟ همین!!!! حكمت؟ تبعید در زمین همدست در گناه؟ حوای آشنا ترسیده ای؟ كمی ز چه؟ كه شوم اسیر خاك آیا كسی به ملاقاتت آمده؟ بلی كه؟ گاهی فقط خدا داری گلایه ای؟ دیگر گلایه نه؟، ولی ... ولی چه ؟ حكمی چنین آن هم یك گناه!!؟ دلتنگ گشته ای ؟ زیاد برای كه؟ تنها خدا آورده ای سند؟ بلی چه ؟ دو قطره اشك داری تو ضامنی؟ بلی چه كسی ؟ تنها كسم خدا در آ خرین دفاع؟ می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا
17 آبان 85 - 23:11
khodvand az har chiz be ensan nazdiktar ast magar mishavad ma khoidavand ra nashenasim faght kafy ast kamy deght konym
__