__
لیست دوستان برای دوستان مقدور می باشد.
لیست کلوبها :: 26
  • نام کلوب :ترنم بارونی
    نام انگلیسی : tarnnom_baroni
    تاسیس : 26 خرداد 1385
    7410 عضو ، 45 بحث ، 7 آلبوم ، 27 مقاله ، 8 لینک ، 10 نظرسنجی

    ترنم بارونی

  • نام کلوب :پیتزا
    نام انگلیسی : pizza
    تاسیس : 28 دی 1383
    3355 عضو ، 188 بحث ، 9 آلبوم ، 7 مقاله

    پیتزا

  • نام کلوب :ستاره كلوب كیه؟
    نام انگلیسی : setare
    تاسیس : 8 مهر 1384
    1512 عضو ، 18 بحث ، 3 مقاله ، 1 لینک ، 1 نظرسنجی

    ستاره كلوب كیه؟

  • نام کلوب : عـرفـــان بــهدانـی
    نام انگلیسی : erfan_Behdani
    تاسیس : 24 مهر 1386
    1966 عضو ، 11 بحث ، 2 آلبوم ، 3 نظرسنجی

    عـرفـــان بــهدانـی

  • نام کلوب :بروبچ خوش تیپ تهران
    نام انگلیسی : mohamd
    تاسیس : 16 اردیبهشت 1384
    1891 عضو ، 15 بحث ، 1 آلبوم ، 19 مقاله ، 1 لینک

    بروبچ خوش تیپ تهران

  • نام کلوب :عاشقان بارونی
    نام انگلیسی : asheghebaron
    تاسیس : 26 خرداد 1385
    1446 عضو ، 12 بحث ، 21 آلبوم ، 1 لینک

    عاشقان بارونی

:...مرد باردار بالاخره زایید !.::
3 مرداد 87 - 18:35

 

 

ne7vp.jpg

 

مرد آمریكایی كه پس از ازدواج تصمیم به بارداری گرفته بود،

نوزاد خود را كه یك دختر است به دنیا آورد.

به گزارش ایسنا، این مرد آمریكایی به نام توماس بیتی

 كه 34 سال دارد، ابتدا دختر بدنیا آمد اما پس از مدتی بدلیل ناهماهنگی‌های جسمی تحت جراحی تغییر جنسیت قرار گرفته

 و مرد شد.

 

2czczu1.jpg

پس از آن بیتی تصمیم به ازدواج گرفت.

وی قانونا مرد است

اما پزشكان اعضای تولید مثلی زنانه را پس از جراحی سینه،

 در بدن او نگه داشتند.

پس از ازدواج همسر بیتی بچه دار نمی‌شد

 در نتیجه بیتی تصمیم گرفت خود این مسوولیت را برعهده بگیرد

 و مادر شود.

2qns7ly.jpg

او هم اكنون در بیمارستانی در اورگون،

 دختری به دنیا آورده و حال هر دوی آنها خوب است.

 

53qrrk.jpg

بیتی با اسپرم یك اهدا كننده ناشناس باردار شده

به گفته پزشكان در مركز پزشكی سنت چارلز زایمان طبیعی

 انجام گرفت.

اما برخی از گزارش‌ها اعلام كردند كه وی تحت عمل سزارین

 قرار گرفته است.

212v8go.jpg

بیتی وقتی خبر باردرای خود را اعلام كرد تیتر تمام روزنامه‌ها و رسانه‌های جهان شد.

وی می‌گوید: وقتی تغییر جنسیت دادم تصمیم گرفتم

اعضای تولید مثلی خود را بر ندارم چون می‌خواستم

 یك روز بچه به دنیا بیاورم.

 

2w4e0zn.jpg

 

ogcfgp.jpg

 

2u4hvh2.jpg

 

256sbxi.jpg

 

241s18o.jpg

 

 

 

 

 

25kscg8.jpg

 

او در سن 20 سالگی تصمیم گرفت كه به طور قانونی تغییر جنسیت دهد و پنج سال بعد با نانسی همسرش ازدواج كرد.

2zyjv9y.jpg

 

لیست توصیفنامه ها
4 مرداد 87 - 22:52
000000000000000000000000000 0000 0000000000000000000000000000000 0000000777770000000777770000000 0000077777777700077777777700000 0000777777777770777777777770000 0000777777777777777777777770000 0000777777777777777777777770000 0000077777777777777777777700000 0000007777777777777777777000000 0000000077777777777777700000000 0000000000777777777770000000000 0000000000000777770000000000000 0000000000000007000000000000000
4 مرداد 87 - 16:55
كرگدن‌ها هم عاشق می‌شوند كرگدن گفت: نه امكان ندارد، كرگدن‌ها نمی‌توانند با كسی دوست بشوند. دم جنبانك گفت: اما پشت تو می‌خارد. لای چین‌های پوستت پر از حشره‌های ریز است، یكی باید پشت تو را بخاراند. یكی باید حشره‌های تو را بردارد. كرگدن گفت: اما من نمی‌توانم با كسی دوست بشوم. پوست من خیلی كلفت است، همه به من میگن پوست كلفت. دم جنبانك گفت: اما دوست عزیز، دوست داشتن به قلب مربوط می‌شود نه به پوست. كرگدن گفت: ولی من كه قلب ندارم، من فقط پوست دارم. دم جنبانك گفت: اینكه امكان ندارد، همه قلب دارند. كرگدن گفت: كو؟ كجاست؟، من كه قلب خودم را نمی‌بینم. دم جنبانك گفت: خوب، چون از قلبت استفاده نمی‌كنی، قلبت را نمی‌بینی. ولی من مطمئنم كه زیر این پوست كلفت یك قلب نازك داری. كرگدن گفت: نه، من قلب نازك ندارم، من حتما یك قلب كلفت دارم. دم جنبانك گفت: نه، تو حتما یك قلب نازك داری، چون به جای اینكه دم جنبانك را بترسانی، به جای اینكه لگدش كنی، به جای اینكه دهن گشاد و گنده‌ات را باز كنی و آن را بخوری، داری با او حرف می‌زنی. كرگدن گفت: خوب، این یعنی چی؟ دم جنبانك گفت: وقتی كه یك كرگدن پوست كلفت، یك قلب نازك دارد یعنی چی؟ یعنی اینكه می‌تواند دوست داشته باشد، می‌تواند عاشق بشود. كرگدن گفت: اینها كه می‌گویی یعنی چی؟ دم جنبانك گفت: یعنی ... بگذار روی پوست كلفت قشنگت بنشینم، بگذار ... كرگدن چیزی نگفت. یعنی داشت دنبال یك جمله مناسب می‌گشت. فكر كرد بهتر است همان اولین جمله‌اش را بگوید. اما دم جنبانك پشت كرگدن نشسته بود و داشت پشتش را می‌خاراند. داشت حشره‌های ریز لای چین‌های پوستش را برمی‌داشت. كرگدن احساس كرد چقدر خوشش می‌آید. اما نمی‌دانست از چی خوشش می‌آید. كرگدن گفت: اسم این دوست داشتن است؟ اسم اینكه من دلم می‌خواهد تو روی پشت من بمانی و مزاحم‌های كوچولوی پشتم را بخوری؟ دم جنبانك گفت: نه، اسم این نیاز است، من دارم به تو كمك می‌كنم و تو از این كه نیازت برطرف می‌شود احساس خوبی داری. یعنی احساس رضایت می‌كنی، اما دوست داشتن از این مهمتر است. كرگدن نفهمید كه دم جنبانك چه می‌گوید. روزها گذشت، روزها، هفته‌ها و ماهها و دم جنبانك هرروز پشتش را می‌خاراند و هرروز حشره‌های كوچك مزاحم را از لای پوست كلفتش برمی‌داشت و كرگدن هر روز احساس خوبی داشت. یك روز كرگدن به دم‌جنبانك گفت: به نظر تو این موضوعی كه كرگدنی از اینكه دم جنبانكی پشتش را می‌خاراند و حشره‌های مزاحمش را می‌خورد احساس خوبی دارد، برای یك كرگدن كافی است؟ دم جنبانك گفت: نه، كافی نیست. كرگدن گفت: درست است كافی نیست. چون من حس می‌كنم چیزهای دیگری را هم دوست دارم. راستش من بیشتر دوست دارم تو را تماشا كنم. دم جنبانك چرخی زد و پرواز كرد، چرخی زد و آواز خواند جلوی چشمهای كرگدن. كرگدن تماشا كرد، تماشا كرد و تماشا كرد. اما سیر نشد. كرگدن می‌خواست همین‌طور تماشا كند. كرگدن با خودش فكر كرد: این صحنه قشنگترین صحنه دنیاست. این دم جنبانك قشنگترین دم جنبانك دنیا و او خوشبخت‌ترین كرگدن روی زمین. وقتی كه كرگدن به اینجا رسید احساس كرد یك چیز نازك از چشمش افتاد. كرگدن ترسید و گفت: دم جنبانك، دم جنبانك، عزیزم، من قلبم را دیدم همان قلب نازكم را كه می‌گفتی، اما قلبم از چشمم افتاد. حالا چیكار كنم؟ دم جنبانك برگشت و اشكهای كرگدن را دید. آمد و روی سر او نشست و گفت: غصه نخور دوست عزیز، تو یك عالم از این قلبهای نازك داری. كرگدن گفت: راستی اینكه كرگدنی دوست دارد، دم جنبانكی را تماشا كند و وقتی تماشایش می‌كند، قلبش از چشمش می‌افتد، یعنی چه؟ دم جنبانك چرخی زد و گفت: یعنی اینكه كرگدن‌ها هم عاشق می‌شوند. كرگدن گفت: عاشق یعنی چه؟ دم جنبانك گفت: یعنی كسی كه قلبش از چشمهایش می‌افتد. كرگدن باز هم منظور دم جنبانك را نفهمید، اما دوست داشت دم جنبانك باز هم حرف بزند. باز پرواز كند و او باز هم تماشایش كند و باز قلبش از چشمهایش بیافتد. كرگدن فكر كرد اگر قلبش همین‌طور از چشمهایش بریزد یك روز حتما قلبش تمام می‌شود. آنوقت لبخند زد و با خودش گفت: من كه اصلا قلب نداشتم حالا كه دم جنبانك به من قلب داده، چه عیبی دارد، بگذار تمام قلبم را برای او بریزم
4 مرداد 87 - 15:55
Se Sa@e Koja Rafti MartiKe???>:P
__