لیست دوستان :: 37
لیست کلوبها :: 25روز خدا 17 مرداد 86 - 02:53 |
چشمهایم را به هم می مالم _خواب بودم انگار _خواب دیدم انگار خواب آن كلبه كه خورشید ، در آنجا به سیاهی می رفت و زمین خیس نبود [ گویی آنجا همه با هم قهرند ] _ آب در رود نبود ، پی پوچی می رفت _ باد در برگ نمی كرد صدا و درختان همه بی شاخه و بن آسمان تنها بود و نه حتی كركس.......... و نه قمری...... نه باز ! قاصدك بی خبر از دنیا بود و خدا...... [ دست به دست گل و ماه و خورشید ] رخت بر بسته از آنجا به جایی می رفت _كه دلش آنجا بود _ نه در این خاك پر از ضجه و درد ، كه كسی عشق نمی داند چیست! ! ! نه در این محبس بی نور و هوا ، كه دلی سبز در آن پیدا نیست ! بوی خونابه ی هر جرم و گناه [ بستری ساخته از خشم خدا ] كه در آنجا انسان ، [ من و تو ، ما و شما ] طلب غفر گناهی خواهیم ، كه در آن پنهانیم....... من ، به خود می آیم كه چرا عشق ندانستم چیست ؟ كه چرا دست فقیری به سخا نگرفتم ...؟ كه چرا در دل بی صاحب خود ، نوری از حرف خدا ننوشتم........ آری،،،،،،،،،،،،، آری امروز به پا خواهم شد و دلم را به دعا خواهم برد و شبم را به قدمگاه نماز ، [ و لبم را به نیاز...... ] _ و دلم را به دو نیم خواهم كرد _ نیمی از آن گدایی است ، كه بر پیكر دیوار نهان افتاده است نیم دیگر كه خدایی است ، به خاك افتاده است تا كه در روز خدا دل ما نیز پناهی یابد........
امیر رضا ... |
لیست توصیفنامه ها11 خرداد 87 - 13:16 | |
نمیدونم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟ نمیتونم واست پیام بدم!!!!!!!!!!!!!!!
من همیشه میگم:
خوبه آدمو بخواتر شناختی که ازش دارن دوست داشته باشن!
نه بخواتر عدم شناخت.
من شاعرا رو خیلی دوست دارم حتی اگه...
ولی با این وجود،
خداحافظ |
18 دی 86 - 00:33 | |
شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ است |
18 دی 86 - 00:32 | |
کاش در قضاوتها و تصمیم گیری برای دیگران خودمان را در موقعیت انها قرار میدادیم کاش تحمل عقاید مخالف را داشتیم و با افکار دیگران به نحو شایسته برخورد میکردیم کاش حرفها را بشنویم تا به فریاد تبدیل نشوند کاش صداقت را زیبا و دروغ را زشت می پنداشتیم کاش و کاش و کاش .................. اگر اینچنین می بود دیگر چه کسی احساس دلتنگی میکرد و چگونه دلی می شکست و ایا زیباتر و وجدانمان اسوده تر نبود |


















