__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوب ها برای هیچکس مقدور نمی باشد.
...
12 شهریور 87 - 06:47
در خور تلخیست هر دوا را خاصیت          از سر رغبت حدیث تلخ نشنیدن چرا

 

محرک اصلی من برای این بررسی و شاید بهتر باشد بگویم این نگاه به دنیای مجازی و بخصوص این سایت از آنجا شروع شد که متوجه شکایات و گله های افرادی شدم که مورد سوء استفاده های عاطفی و جنسی قرار گرفته بودند و نیز دوستانی که مدتها پیش با شور و حرارت در این سایت فعالیت میکردند و ناگهان از صحنه خارج شده اند و حتا حضور روزانه و چند ساعته بعضی از دوستان نیز وادارم کرد تا قدری به این موضوع توجه کنم و از خود بپرسم که صرف این همه وقت و انرژی و امید حاصلش چه میتواند باشد.

در پرسشی که از دوستان کرده بودم خیلی ها ترجیح دادند چیزی نگویند. و اصلا مطمئن نیستم که چیزی برای گفتن داشتن و نگفتند و یا شرایط و نوع سئوال مناسب حالشان نبوده است. در بین کسانی که پاسخ دادند عده ایی از معضلات نوشته بودند و عده ایی از موفقیتهایی که داشته اند و عده ایی هم با تحریف و توجیح سعی کرده بودند حضور بی سود و ثمر خود را پنهان کنند.

افراد با امیدها و نیتهای شخصی عضو این کلوب می شوند و هر یک حق دارند در مقابل انرژی و وقتی که پای اینترنت هزینه میکنند به خواسته هایشان برسند چه هدفشان یافتن راهی برای ابراز افکار و احساساتشان باشد و چه یافتن یک دوست خوب و چه سرگرم شدن و چه یک هدف فرهنگی و یا حتا سیاسی! 

ولی واقعا این سایت و مدیریت آن و محدودیتها و کنترلهای موجود و فضای حاکم بر سایت اجازه و فرصت میدهد که مثلا یک خانم برای یافتن یک "دوست مرد "  مناسب اطلاعات واقعی اش را در معرض دید همگان قرار دهد ؟ و یا کسی براحتی و وضوح از افکار سیاسی اش حرف بزند ؟ و یا کسی میتواند برای حل مشگل اخلاقی و یا خانوادگی اش آنرا در جمع مجازی مطرح کند و خود را در معرض قضاوت دیگران قرار دهد....

واقعا چه کسانی به خواسته هایشان حداقل نزدیک میشوند و از حضورشان در سایت خوشنودند؟


 

گروه اول :

دراین سایت دردرجه اول موفقترین افراد کسانی هستند که قصد وقت کشی دارند. ظاهرا این گروه بیشترین سهم این سایت را در اشکال خود دارند .

با یک نگاه به آمارهای دیگر کشورها و سایتهایی که هر از چند گاهی استقبال کنندگان و اعضای خود را مورد دقت و مطالعه قرار میدهند به طور کل این وضعیت در عموم سایتهای دوست یابی و سایتهای مشابه یکسان است و بیشترین سهم را همان پرسه زنها یا تماشاچیان(Browsers)  تشکیل میدهند. شخصا تا چندی پیش صاحب یکی از این نوع سایتها بودم . با توجه به اینکه سایت من فقط جنبه انتفاعی داشت و بدون حق عضویت ماهانه امکان فعالیت در آن نبود و صرفا در محدوده ایجاد رابطه دوستی نیز فعالیت میکرد بود و با توجه به اینکه در دنیای خارج از ایران در چنین سایتهایی میتوان در کمتر از یک هفته فرد دلخواه را پیدا کرد و در بیرون یا در منزل قرار ملاقات گذاشت، ولی بیش از هشتاد درصد اعضای سایت از این فرصت استفاده نکرده و ترجیح میدادند که وقت خود را فقط در دنیای خیالی بگذرانند!

گروه دوم :

در درجه دوم کسانی هستند که به نوعی در پی خالی کردن فشارهای روانی خود میباشند. ظاهرا طبیعی به نظر میرسد افرادی که دچار مشگلات روحی و یا بطور مستقیم و یا غیر مستقیم در معرض فشارهای خارجی در جامعه هستند و قدرت و یا امکان مقابله با مشگلات را ندارند این فشارها را در درون خود انبار کرده و در اولین فرصت آنرا تخلیه کنند و کجا بهتر و آسانتر از دنیای مجازی؟ چنین تخلیه ایی گرچه باعث ایجاد آرامش در چنین افرادی میشود ولی در عین حال باعث صدمه زدن به محیط و انسانهای دیگر نیز میگردد.

گروه سوم :

کسانی که دارای یک ایدئولوژی روشن و هدف مشخصی هستند که میتوانند دیگران را مجذوب افکار خود بکنند. بهترین حالت برای موفقیت چنین کسانی یافتن افراد همفکر و متحد شدن با آنان و یا واقع شدن در بحثهایی است که دیگران نیز هدفشان واقعا آگاهی و تبادل نظر میباشد.که با توجه به محیط مجازی سایت گرچه ظاهرا کار ساده ایی به نظر میرسد ولی در عمل بسیار دشوار و گاه پر خطر است. دشواری آن بدین خاطر است که کسی را در دنیای مجازی نمیتوان محک زد و نمیتوان دید که شخص مدعی چقدر در عمل پایبند حرفهایش میباشد و یا نیت درونی اش از شرکت در گفتگوها و ابراز عقیده چیست . به طور کل هر عاملی میتواند پشت این نقاب قرار گرفته باشد ! و دشوار است بخاطر وجود سانسور شدید که فرد را همیشه تهدید به مسدودیت میکند. و پر ریسک است برای اینکه اگر در گروه اپوزیسیون قرار گرفته باشد احتمال شناسایی شدن از طرف نیروهای امنیتی را خواهد داشت در دنیایی که با ارسال فقط یک" اس ام اس"  محل زندگی صاحب موبایل را روی مانیتوری در آنسوی دنیا میتوان مشاهده کرد و یا با ارسال یک پیام در اینترنت حتا میتوان به مدل "لپ تاپ" ارسال کننده نیز دسترسی پیدا کرد  چنین ریسکی خالی از خطر نخواهد بود.  ولی اگر چنین شخصی در موقعیت اپوزیسیون نباشد و مبلغ خط و مشی حکومت ، میتواند از چنین خطری در امان بوده و نه تنها دچار مشگلی نشود بلکه براحتی در جهت تحقق خواسته اش گام بردارد. افرادی هم که دارای هدفهای جدی ولی غیر سیاسی میباشند فقط فرصت گفتگو با هم سطحهای خود را پیدا میکنند و هرگز در این سایت از حضور متخصصین و مجربین نمیتوانند برخوردار باشند.

گروه چهارم :

بقیه افراد چندان چیزی از عضویتشان در این سایت بدست نمیآورند. بی جهت نام پنجاه کلوب را درلیستشان قرار میدهند و با پروفایلهایی که زیرکانه توجه دیگران را جلب میکند برای خود آیدی میسازند و میروند پی کارشان. و گهگاه هم برمیگردند و کارت عضویتشان را آپدیت میکنند. این دسته یا بخاطر ذیق وقت و فراوانی مشگلات نمیتوانند حضور دایم داشته باشند و یا به حضور خود و حضور دیگران را در زندگیشان چندان جدی نمیگیرند.


 

یک نقطه جالب هم در کل این سایت هست که کمتر جای دیگری بیرون از فضای فارسی و ایرانی میتوان سراغ داشت و آن اینکه حتا در کلوبهای سرگرمی و تفریح هم اغلب آدمها یه جوری با هم دعوا دارند چنانکه آدم احساس میکنه داشتن "اختلافات نظر و امکان اعتراض" تنها دلیل و بهانه ی گرد هم آمدن آدمها در این فرهنگ میباشد! اغلب اینان با کوچکترین بهانه کارشان به توهین و دعوا و اعتراض و گاه حذف عضویت از کلوبها میکشه !

 

متاسفانه به خاطر وجود سانسور فرهنگی از سوی حکومتهای ایران ما با پدیده ایی بنام "فرهنگ سانسور" نیز مواجه هستیم که به اشکال "خود سانسوری" و "تحریف شخصیت واقعی خود و "سانسور شخصیت دیگران" بروز میکند. از سویی در این فضای مجازی که فرصتی محدود و نسبی برای گفتگو ایجاد شده خیلی ها که علاقه مند هستند به نوعی خودشان را هواخواه آزادی بیان نشان دهند گمان میکنند که صرف وقت و انرژی پای هر گونه حرفی یعنی آزادی و هر کسی هر جایی از هر چی خواست باید حرف بزند و اینان به هر کسی در هر جایی باید پاسخ دهند ! حال فرقی نمیکند موضوع بر سر مسایل سیاسی جهان باشد یا همجنسگرایی یا معماری دو هزار سال پیش و یا بچه داری و غیره. این کار یعنی هوا آب در هاون کوبیدن!


 

شایدحالا بهتر بتوان متوجه شد که چرا این سایت که تنها سایت کشور هفتاد میلیونی است و نزدیک به چهار سال عمر دارد در پر ترافیک ترین ساعات فقط حدود سه هزار نفر آنلاین دارد که در خوشبینانه ترین حالت فقط پنجاه درصد از آنان در حال نوشتن و ابراز نظر هستند ، یعنی چیزی حدود یکهزار و پانصد نفر !

 

تشابه بسیار زیادی بین این حالت و جامعه عینی مان نیز قابل درک است. جامعه ایی که عموما مردم آن در هیچ فعالیت جمعی مشارکت نمیکنند . جامعه ایی که گرچه به نوعی همه از صبح تا غروب از کوچکترین فرصتها استفاده میکنند تا در مورد مسایل جهانی و سیاست، فرهنگ ، ادب ، تاریخ ، اقتصاد و اصلاحات و غیره حرف بزنند و به نوعی هر کسی مدعی دانستن همه چیز است ولی حاضر نیستند و یا نمیدانند چگونه پنج شش نفری یه کار جمعی بکنند ... و اگر تعدادشان به بیشتر از سه نفر برسد کارشان به دعوا ختم میشود!

 

متاسفانه این چیزی است که واقعیت عینی و ذهنی دارد. و در مورد یک جامعه شاید مناسبترین لغتی که بتوان بکار برد  لغت " فاجعه فرهنگی " باشد !  

 

منطقی است که با مشاهده و درک چنین وضعی از خود بپرسیم که مناسب ترین راه برای ثمر بخش بودن چیست؟ و چه تدبیری باید اتخاذ کرد تا در این آشفته بازار نه تنها وقت و انرژی را هدر نداد بلکه به مقاصدی هم رسید!

ممکن است بعضی از دوستان از من انتقاد کنند که نباید چنین چیزهایی را مینوشتم و مصلحت بود خاموش بمانم و بگذاریم در این تاریکی کلوب" خونین لب خندان " نیز همچون هزاران کلوب دیگر روزگار بگذراند و دور خود بچرخد .


 

ولی دوستان!  

اگر قرار است شادی کنیم شادی مان باید واقعی باشد اگر قرار است گامی برای هم برداریم این گامها باید واقعی باشد و اگر قرار است چراغی فرا راه زندگیمان برافروزیم ابتدا باید ماهیت تاریکی را خوب بشناسیم!

خود فریبی و خیالپردازی و ذهن گرایی بزرگترین دشمنان سعادت و خوشبختی انسانها میباشند!

بگذارید با شناخت و درک معضلات و واقعیات تلخ به حقایق شیرین برسیم!

بگذارید خنده هایمان و شادی مان واقعی باشد زیرا که دردهایمان نیز خود چنین اند !

تیر 1387  پ.آزاد


 

 

بیایید چراغی فرا راه زندگی مان برافروزیم !

بیایید سعی نکنیم آدمهای خیلی کاملی باشیم  و یا چنین اداهایی در بیاوریم !

بیایید خودمان باشیم و بهتر شدن را از  یکدیگر بیاموزیم !

 

52792-b.jpg?7533749

با زخمها و لبخندهایمان

در کلوب

" خونین لب خندان "

 

"خونین لب خندان" برداشتی است نمادین

از آدمهایی که گرچه در برابر سرنوشت و در پیکاری نابرابر،زخمها خورده و تحقیرها شنیده اند،

اما هنوز در احساس و اندیشه و باور خود شوق فراوان به "آغازی دوباره" برای فتح فردا دارند!
خنده اینان نیز خود نشان سمبولیکیست از به سخره گرفتن هیبت پوشالی و دروغین...


 

 

پول نفت ... ،  پول نفت ... ، پول نفت    ! 

loveshower.gifbliss.gif  loveshower.gif 

لیست توصیفنامه ها برای هیچکس مقدور نمی باشد.
__