userinfo close
man be yade arezohaee k mimirand sokoti mikonam sangintar az faryad!!!!!!!!1

سارا پوراحسان

amargir666

زن 21 ساله متاهل ، مشاهده پروفایل
5 سال و 10 ماه و 27 روز سن کلوبی ،
ehsasatiam ,dars khon,mehraboon,lajbazam hastam rasti
 

لیست دوستان :: 244

  • مهران  نصرتی , mehran_nosrati2020
  • دادا اخراجی , akhraji1386
  • امید گیتار , omid_guitar
  •  م ه د ی ه  م ه د ی ه  م ه د ی ه  م ه د ی ه م ه د ی ه    , zzzz123
  • حاج عارف بیسیم چی جنگ نرم , hajaref
  • ع ل ی ر ض ا م ن ت ظ ر  , roma_tanhaaa
  • محمد رضا کاوری زاده , mohamadreza_kz
  • امیر علی مرادی , amirali_021
  • آریو مهر , amerjoon
  •  ق را ن س ف ره ا س م ا ن ی ی ا د خ د ا  , quoran
  • دنیای هنرمندان  , music_saleh
  • رد اپل , mahyaaaa
  • کورش م , koobagher
  • مرسل م , morsal2000
  • کلوب دوآتیشه   , firex
  • حسام مهدوی نادری , hesamlove28
  • گورخربالدار  , goorekharebaldar
  •   , mmvabsba
  • مهیار  ک , senator756
  • مهرداد م ب , lord_flower

لیست کلوب ها :: 90

      ,
    تفزیح در تهران
    کلوبی جالب برای بچه باحال های تهرونی که اهل تفریح هستند
      ,
    دوست داشتن
    دوست داشتن ایستادن زیر باران و خیس شدن نیست دوست داشتن آنست که یکی برای دیگری چتر شود و او هیچوقت نفهمد که چرا خیس نشد
    اس ام اس
    ミ کلوب بزرگ اس ام اس ... کلوبی متفاوت ミ
      ,
    بارون
    دل من یه روز به دریا زد و رفت, پشت پا به رسم دنیا زد و رفت, پاشنه کفش فرار و بر کشید, آستین همت و بالا زد و رفت, یه دفعه بچه شد و تنگ غروب, سنگ توی شیشه فردا زد ورفت, دفتر گذشته ها رو پاره کرد, نامه فردا ها رو تا زد و رفت, دنبال کلید خوشبختی می گشت ,خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت, هوای تازه دلش می خواست ولی ,آخرش توی غبار را زد و رفت, زنده ها خیلی براش کهنه بودن, خودشو تو مرده ها جا زد و رفت, حیوونی تازگی آدم شده بود, به سرش هوای حوا زد و رفت .....دل من یه روز به دریا زد و رفت...
      ,
    عاشقان ماه
    عاشقان ماه بیان تو
      ,
    فاتح قلهء عشق
    باتوام ، خوب ِ همیشه ، ای هنوز ِ قصه ی من با تو میگذره هنوزم ، شب و روز ِ قصه ی من اتفاق ِ تازه ای نیست ، این که تنهام و تو نیستی هوای گریه گرفته ، شب و روزام و تو نیستی آره نیستی تا نباشم ! بی دلیله نبض ِ بودن بی صدا و بی ستاره ، تلخی ِ سکوته با من فکر ِ فتح ِ قصه نیستم ، وقتی دستات و ندارم دیر و دورم از نگاهت ، ابری ام ، دارم می بارم هنوزم رویا می بافم ، با حضور ِ روشن ِ تو ! شب و آتیش می زنه باز ، هوس ِ بوسیدن ِ تو تو همین ترانه حتی ، هستی و ساکتی اما منم و شب ، شبه و من ! که نمی رسیم به فردا ! . . . فکر ِ فتح ِ قصه نیستم ، وقتی دستات و ندارم دیر و دورم از نگاهت ، ابری ام ، دارم می بارم

اطلاعات پروفایل

Gahi bayad kam bashi ta kambodanet ehsas she na inke nabashio nabodanet adat she
کلوب آی دی
cloobid
amargir666
، سن کلوبی : 5 سال و 10 ماه و 27 روز
درباره من
ehsasatiam ,dars khon,mehraboon,lajbazam hastam rasti
وضعیت
زن21 ساله متاهل
جنسيت
زن
محل سکونت
Iran ، خراسان ، مشهد
سيگار
نميکشم
علت عضويت
تماس با آشنايان و دوستان
زندگي با
با همسر
تحصيلات
ديپلم دبيرستان
شغل
posht konkori
اطلاعات اضافي
حول حالنایم ارزوست

شانزده سالگی مان درگیر بحران بلوغ هستیم . هوس های نوجوانی و کنجکاوی های جنسی . کارمان ژل زدن ، راه رفتن بی هدف ، بوتیک دیدن و پیتزا خوردن . شماره دادن ، صف تلفن کارتی ، ایستگاه اتوبوس و چت کردن . قرار های پنهانی و دلتنگی و کافی شاپ . دعای نوروزو حول حالنایمان می شود داشتن کامپیوتر و ماهواره و شاید خونه خالی ! آنگاه ناگهان کنکور اسارتی تازه برایمان می آفریند . یک سالی را پشت کنکور پول خرج می کنیم ، از همه کار باز می مانیم روح و جسم مان خسته و خموده می شود . نذر مادر ، دعای نوروز و حول حالنایمان می شود قبولی دانشگاه . تا آنکه بالاخره چشم باز می کنیم و می بینیم که دانشجو هم شده ایم . ترم اول الکی خوش می گذرد و چه زود همه چیز رنگ می بازد و طبیعی می شود و چه زود می فهمیم که سرابی بیش نبوده این همه رویا که از دانشگاه در ذهنمان ساخته بودیم . اینک حواشی به بودنمان شکل می دهد پرستیژ دانشجو بودن ما را صاحب امضای مدرنی می کند و استقلال خواهی ما را وا می دارد که دیگر امضای قیم را به رسمیت نشناسیم . می خواهیم خودمان برای خودمان تصمیم بگیریم و اینجاست که یک درد بروز می کند به نام سیاست و این هنگامه کار گروهی ، شرکت در میتینگ ها و پیوستن به انجمن هاست . دعای نوروز و حول حالنایمان می شود دموکراسی و آزادی .

کمیته انضباطی ، سرخوردگی ، انفعال و سکوت فصلی دیگر است که در دانشگاه تجربه می کنیم . در این فصل سینمای پست مدرن ، موسیقی راک ، فرهاد ، داریوش ، ناظری ، تنبک همایون و فریاد شجریان ، ادبیات آمریکای لاتین ، شب شعر فروغ اخوان شاملو و مرورنشریات اصلاح طلب گذران لحظه هایمان می شود و دعای نوروز و حول حالنایمان ، ظهورامام زمان .

کم کم به همکلاسی همزبان مهربان معتاد می شویم ، دلبستگی و دلدادگی آغاز می شود . پیدایش یک مفهوم شگرف و جدی یک حس غریب و عمیق به نام عشق که تحولی بزرگ در بودنمان ایجاد می کند . ولنتاین گل رز و شکلات وارد زندگی مان می شود لمس دستان پر از مهر هم آغوشی و بوسه های پنهانی خاطره های سرخ عاشقی مان می شود و دعای نوروز و حول حالنایمان ، وصال محبوب.

فارغ التحصیلی برای پسران سربازی و برای دختران انتظار را به ارمغان می آورد چه سنگین و دیر می گذرد زمان انگار که اصلا نمی گذرد ولی به هر حال با وفاداری یا خیانت این نیز می گذرد و اینک پس از تحقیر های دوران سربازی معضل بیکاری است که اعصاب و روان تحصیلکرده خدمت رفته را می فرساید . عشق فراموش بشود یا نشود وصال رخ دهد یا ندهد بالاخره زمان می گذرد و چشم باز می کنیم و می بینیم جوانیمان چه بیمار گذشته است . آنقدر وحشتناک به روزمره گی معتاد شده که روزها را زندگی نکرده ایم بلکه در مرداب تکرار یکنواختی در روز مرگی درجا زده ایم . اینک احساس می کنیم پوچی بزرگی روحمان را فرا گرفته هیچ چیز راضی مان نمی کند دیگر هیچ سرابی نمی تواند سر کارمان بگذارد . احساس عطش مفرطی می کنیم .



در راه زندگی / با این همه تلاش و تمنا و خستگی / با اینکه ناله می کشم از دل که / آب ... آب ... / دیگر فریب هم به سرابم نمی برد / دیگر شراب هم جز تا کنار بستر خوابم نمی برد





چگونه می توان به آرامش رسید ؟ آرامش واقعی در چیست ؟ کنجکاوی های جنسی ، قبولی دانشگاه ، دموکراسی ، معشوق زیبا رو ، فارغ التحصیلی ، کار ، ازدواج نه نه نه اینها همه راه های رسیدن به هدف است نه هدف؛ باید هدف چیز بزرگ تری باشد باید باشد و باید پرواز کرد و از صادقانه ها به عاشقانه ها رسید باید از دام تن رها شد باید پر گشودن تا رسیدن به سیمرغ ، که مرغ باغ ملکوتیم ...



هان ای عقاب عشق / از اوج قله های مه آلود دور دست / پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من / آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد



و خود ، سیمرغیم و بر تریم از هر می ناب ، تنها لازم است جوششی پدید آید تا قدح قدح ساقی بحر و سما شویم . ایمان ، هنر، ادبیات و موسیقی ودیعه های جاری خدا همه محیاست برای نو شدن ما و تغییر واقعی واینجاست که با ایجاد یک دگرگونی اساسی یک خانه تکانی در نحوه ی نگرشمان یک حول حالنای بزرگ و فراگیر زمینه ایجاد پیدا می کند و در آغاز یک روز نو و نوروز یک زندگی به او که عشق اش بی قید و شرط و صاحب تطمئن قلوب است می گوییم :



یا مقلب القلوب و الاحوال / یا مدبرا للیل والنهار / یا محول الحول و الاحوال / حول حالنا الی احسن الاحوال



دین
اسلام
گرايش سياسي
هيچکدام !
قد
155-160
وزن
40-45
اخلاق و برخورد
شوخ ، دوستانه ، شلوغ ، تيزهوش
مد و ظاهر
جين ، راحت ، مد روز ، معمولي ، مدرن
تاریخ عضویت
8 فروردین 1385 ساعت 12:25
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.