علیرضا  , alireza_kerman

علیرضا

 ماهم خدایی داریم
علیرضا  , alireza_kerman

علیرضا

مطالب
cloobid
alireza_kerman
، 6 سال و 9 ماه و 12 روز
مرد 27 ساله مجرد
ليسانس ، دانشجو مدیریت صنعتی

رسانه ها

  • کلوب دات کام , recreation
  • كوروب بانك , coroobbank
  • 418 رسانه

    morebox img


تبلیغات

علیرضا  , alireza_kerman
حضرت یحیی ( ع ) 6 روز پیش
ادامه
99
علیرضا  , alireza_kerman
سنگ رابسته و سگ راگشاده اند.
نمیدونم چرا با شنیدن خبر زندانی شدن حسن عباسی یاد این حکایت افتادم.
ادامه
علیرضا  , alireza_kerman
علیرضا 1 هفته پیش
ماهم خدایی داریم
علیرضا  , alireza_kerman
علیرضا 1 هفته پیش
20مهر روز بزرگداشت حافظ گرامی باد
مهیاس الهی   , mehregan2016
پیشگویی و آینده نگری از دوران کودکی

یکی از اصحاب پیامبر گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و آله ، به نام حذیفه یمانی حکایت کند : روزی حسین علیه السّلام در حالی که کودکی بیش نبود ، اظهار داشت : به خداوند قسم ! ستمگران بنی امیّه بر قتل من ، گرد هم خواهند آمد و عمر سعد پیش قدم و سرلشگر آن ها خواهد بود . پس به او گفتم : آیا رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله چنین مطلبی را برایت گفته است ؟ فرمود : خیر . بعد از آن به حضور پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله رفتم ؛ و حضرت را از پیش گویی فرزندش حسین علیه السّلام آگاه ساختم که در دوران کودکی ، پیش گویی می کند و از اتّفاقات آینده خبر می دهد!!

حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله فرمود : ای حذیفه ! همانا علم من ، علم حسین است ؛ و علم او علم من است ، چون ما - اهل بیت عصمت و طهارت - به تمام حوادث روزگار پیش از آن که واقع شود آگاه و آشنا می باشیم .

همچنین مرحوم قطب الدین راوندی آورده است : روزی شخصی به محضر مبارک حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السّلام شرفیاب شد و اظهار داشت : ای فرزند رسول خدا! من می خواهم که با فلان زن ، از فلان خانواده ازدواج کنم ، و قبل از هر اقدامی محضر شما آمده ام تا با شما مشورت کنم ، چون شما اهل بیت رسالت به تمام امور و مصالح افراد آگاه و آشنا هستید . امام حسین صلوات اللّه علیه فرمود : من صلاح نمی دانم که تو با آن زن ازدواج نمائی .

ضمناً آن زن ، ثروت بسیاری داشت و مرد هم از دارائی و اموال بسیاری برخوردار بود . امّا مرد با نظریّه حضرت مخالفت کرد و با آن زن مورد نظر خود ازدواج نمود ، پس از گذشت مدّتی کوتاه مرد تهی دست و فقیر گردید و به ناچار نزد امام حسین علیه السّلام آمد و موضوع را بازگو کرد . حضرت فرمود : من تو را راهنمائی کردم ، ولیکن تو اهمیّت ندادی ، با این حال الا ن هم نظر من این است که او را رها نموده و طلاق دهی ، که خداوند بهتر از آن را برایت مقدّر می گرداند . سپس پیشنهاد فرمود که با فلان زن از فلان خانواده ازدواج نما ، و چون پیشنهاد حضرت را اجرا کرد ، پس از مدّتی مرد دارای ثروتی انبوه شد ، همچنین خداوند متعال فرزندانی پسر و دختر به آن ها عطا نمود و تمام خوبی ها و سعادت ها به آن ها روی آورد .
ادامه