__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 30
  • نام کلوب :میدونم یه روز میای
    نام انگلیسی : midunam
    تاسیس : 24 فروردین 1384
    726 عضو ، 95 بحث ، 5 آلبوم ، 3 مقاله ، 1 لینک

    میدونم یه روز میای

  • نام کلوب :عشق، از رویا تا واقعیت
    نام انگلیسی : llloveee
    تاسیس : 29 دی 1383
    3485 عضو ، 521 بحث ، 2 لینک

    عشق، از رویا تا واقعیت

  • نام کلوب :قلب‌ها
    نام انگلیسی : ghalbha
    تاسیس : 24 اسفند 1383
    880 عضو ، 75 بحث ، 9 آلبوم ، 8 مقاله ، 4 لینک

    قلب‌ها

  • نام کلوب :عشق سبز
    نام انگلیسی : green_love
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    249 عضو ، 33 بحث ، 10 آلبوم ، 1 لینک

    عشق سبز

  • نام کلوب :اورکات
    نام انگلیسی : orkut
    تاسیس : 19 دی 1383
    16655 عضو ، 687 بحث ، 4 آلبوم ، 121 مقاله ، 3 لینک ، 4 نظرسنجی

    اورکات

  • نام کلوب :از آشنایی تا جدایی
    نام انگلیسی : love_separate
    تاسیس : 3 تیر 1384
    331 عضو ، 36 بحث ، 9 آلبوم ، 1 مقاله ، 3 لینک

    از آشنایی تا جدایی

امروز ....
26 دی 86 - 13:20

امروز ، دوباره از شمیم عطر آگینت ، سر شار شدم .
احساس تازه ای درونم جوانه زده ،
احساسی حزن انگیز و دلنشین ، اما دوست داشتنی ،
انگار به نوعی و در حالی ، تو را تجربه كرده ام ،

امروز دوست دارم در برابر نسیم باشم ،
و تو، تمام مهربانی ، پاكی و صمیمیت خود را ،
همراه بوی نسیم ،به من بگویی.

امروز ،
دوست دارم دلت به اندازه ی وسعت خورشید باشد ،
دوست دارم ژرفای نگاهت بیشتر از عمق اقیانوس ها باشد ،

امروز ،
دلم می خواهد گرمای وجودت گرمتر از گرمای خورشید باشد ،
دلم می خواهد به مهربانی شقایق باشی و به صداقت كبوتر ،

و دلم می خواهد رازی را بدانی :
اینكه بی تو ،هوای خاطراتم دلگیر است ،
بی تو ، صبح هایم ابری اند ،
بی تو ، روزهایم چون گذشته نیستند ،
و بی تو ، شبهایم چه دیر به صبح می رسند ،

پس بگذار كه بگویم :
به جان همه ی شقایق های زیبای دشت دلم ،
دوستت دارم ، دوستت دارم....

 

 

امروز ، تنها ، آرام و بی صدا ،در كناری ایستاده ام و به نقطه ای می نگرم ،
به نقطه ای دور ، و در این نگاهها چشم انتظارم ،
چشم انتظاركسی كه خرمن تنهایی مرا ،با حضورش شعله ور كند ،
و لحظه های دلتنگی ام را گرما بخشد .

به سوی در نگاه می كنم و قلبم در ثانیه های انتظار می تپد .
و من هنوز هم ایستاده ام ، در انتظار تو .

ساعتها می گذرد ومن به فكر فرو میروم :
وقتی بیایی ، دستان گرمت را خواهم فشرد و مهربانی را در نگاهت جستجو خواهم كرد .
وقتی بیایی ، قلبم در پناه دستان تو آرام خواهد گرفت .
و وقتی تو بیایی ،چشمانم به شوق دیدارت به اشك خواهند نشست .

هنوز هم ایستاده ام ، تشنه ی جرعه ای محبت ،
و هنوز هم به در می نگرم .

ناگاه صدایی می شنوم ، آرام می گیرم و چشمانم را می بندم ،
آری...
این صدای پای توست كه می شنوم ،
برای لحظه ای درونم پر از شادی می شود،
و لحظه ای كه نیلوفرین نگاهت ، بر شاخ عاطفه ام می پیچد ،
قلبم مانند پرنده ای كه سالها اسیر قفس باشد ، به سوی تو پر می كشد ،
قطرات اشك روی گونه هایم سر می خورند ،
و عشق ، دوباره كاشته می شود در دل من ،
و در یك آن ، همه چیز را در نگاه گرم تو می یابم .
به یكباره ابر های فاصله می بارند و هوای رابطه آبی می شود.

 

 

امروز ، تنها ، آرام و بی صدا ،در كناری ایستاده ام و به نقطه ای می نگرم ،
به نقطه ای دور ، و در این نگاهها چشم انتظارم ،
چشم انتظاركسی كه خرمن تنهایی مرا ،با حضورش شعله ور كند ،
و لحظه های دلتنگی ام را گرما بخشد .

به سوی در نگاه می كنم و قلبم در ثانیه های انتظار می تپد .
و من هنوز هم ایستاده ام ، در انتظار تو .

ساعتها می گذرد ومن به فكر فرو میروم :
وقتی بیایی ، دستان گرمت را خواهم فشرد و مهربانی را در نگاهت جستجو خواهم كرد .
وقتی بیایی ، قلبم در پناه دستان تو آرام خواهد گرفت .
و وقتی تو بیایی ،چشمانم به شوق دیدارت به اشك خواهند نشست .

هنوز هم ایستاده ام ، تشنه ی جرعه ای محبت ،
و هنوز هم به در می نگرم .

ناگاه صدایی می شنوم ، آرام می گیرم و چشمانم را می بندم ،
آری...
این صدای پای توست كه می شنوم ،
برای لحظه ای درونم پر از شادی می شود،
و لحظه ای كه نیلوفرین نگاهت ، بر شاخ عاطفه ام می پیچد ،
قلبم مانند پرنده ای كه سالها اسیر قفس باشد ، به سوی تو پر می كشد ،
قطرات اشك روی گونه هایم سر می خورند ،
و عشق ، دوباره كاشته می شود در دل من ،
و در یك آن ، همه چیز را در نگاه گرم تو می یابم .
به یكباره ابر های فاصله می بارند و هوای رابطه آبی می شود.

 

لیست توصیفنامه ها
18 اردیبهشت 87 - 13:33
روزهای تنهایی تا حالا شده به یه فرشته ی نجات بر بخوری ؟ تا حالا شده به کسی برسی که انگار سال ها به دنبالش بودی تا در کنارش به آرامش برسی ؟ آرامشی وصف ناپذیر . آرامشی که از نبودنش بترسی . اون موقعس که آنچنان دلتنگش می شوی که عین دیوونه ها از یه لحظه نبودنش می ترسی . اون موقع که دلت می خواد ثانیه به ثانیه ی زندگیت رو در کنارش باشی . اون موقع که لحظه به لحظه در نبودنش دلت براش تنگ می شه . اون موقع که فکر می کنی چرا نمی شه آدمارو گذشت تو چمدون تا بتونه هر جا میره اونارم ببره .. اون موقع که پای تلفن دلت می خواد به صداش گوش بدی . حتی اگه حرفی برای گفتن نداشته باشی گوشی رو نگه می داری که به صدای نفس کشیدنش گوش بدی و از صدای دم و بازدمش آرامش بگیری . اون موقع که اسم دیوونه رو روت می زارن و با نگاه های مملو از تمسخر نگات می کنن و سعی می کنن خوردت کنن . اون موقع که وقتی تو تنهایی بهش فکر می کنی آنچنان تپش قلبی می گیری که احساس می کنی الانه که قلبت بیفته جلوی پات . به همین سادگی ... حالا فهمیدی چرا را به را دلم برات تنگ می شه
2 اردیبهشت 87 - 15:33
عشق مثل آب میمونه.....که میتونی توی دستت قایمش کنی..آخرش یه روز دستت رو باز میکنی میبینی نیست... قطره قطره چکیده بی انکه بفهمی.. اما دستت پر از خاطره است
2 اردیبهشت 87 - 15:28
زندگی شطرنج دنیا و دل است قصه ی پررنج صدهامشکل است شاه دل کیش هوسها می شود پای اسب آرزوها در گل است فیل بخت ما عجب کج می رود در سر ما بس خیالی باطل است ما نسنجیده پی فرزین او غافل از اینکه حریفی قابل است مهره های عمر من نیمش برفت مهره های او تمامش کامل است شاد باشی
__