لیست دوستان :: 50
لیست کلوبها :: 57جوانه من 3 آذر 84 - 01:42 |
ای جوانه زندگی من
زمانی که صدای پچ پچ تو در باغچه امید من پیچید ، عجولانه خورشید را فرا خواندم ، تا مهرش را در دستان کوچکت جای دهد. ![]() وقتی آفتاب سرخ به تو سلام کرد ، می دانست خوشبخترین است.
وقتی مهتاب مغرور تو را دید ، دیگر مدعی نبود. ابر و باران ساقی شدند و برگهای سبزت را چون پیاله ای دما دم سیراب می کردند. تو آمدی و بهاران همچنان ادامه دارد ،
تو آمدی و بازی باران و قوس قزح دیدنی است. تو آمدی و من غرق نگاهت. دستان زیبای تو
لبخند شیرین تو معصومیت نگاه تو لحظه ای آرامم نمی گذارد. دیگر چلچله عاشق می داند چه بخواند.
می دانی ، بهانه پرستوها بر بلندای قد تو تماشایی است؟ می دانی ، باد سرمست از بوی آغوش تو هر روز ترانه ات را می خواند؟ می دانی ، پگاهان موج سواری شبنم ها بر برگهایت دیدنی است؟ می دانی ، لمس ساقه نرمت مرا به مهمانی فرشته ها می برد؟ می دانی ، نفسهایت را از لحظه ای که آمدی شماره کرده ام؟ می دانی ، هویت باغچه من از توست؟ باغچه من پس از تو فقط یک فصل را می خواهد،
فصل شکفتن و باروری. پس ای جوانک مغرور من
برگهایت را به مهمانی آب و خاک ببر قد بکش تا سایه خنکت مأمن شاپرکها باشد. ریشه هایت را ، ساقه تردت را ، گلبرگ نازت را ، استوار کن. درخت شکر را تکیه گاه بی قراریت ساز ، بی تابی را در جویبار تلاش رها کن ، و بوته امید را منزلگاه عزم خود قرار ده. بساز فردایت را، که فردای تو آتیه باغچه من است. باغبان تو خواهم بود ، تا ابد
اما بدان، تن رنجور و دستان لرزان من ، به تنهایی یارای زمستان سرد نیست. بودن را ،
ماندن را ، خواستن را ، با تو می خواهم. ولی شاید طاقتم ای نور چشمم ، شانه ام ای فرشته کوچکم، خم شود در خزان زندگی دعایم بدرقه راهت ، غوغای جلالت آرزوی قلبم. تقدیم به برادر کوچکم محسن. علی دادگر ، شهریور 84 از دفتر شعر مرزهای شکسته |
لیست توصیفنامه ها13 آبان 87 - 17:08 | |
داش علی ما چظوره؟خیلی مخلصتیم به مولا دلمونم تنگ
شده براتون* |
11 بهمن 86 - 02:45 | |
علی جون تولدت مبارک
سمیه خانوم تولد آقاتون مبارک
در کنار هم به مشکلاتتون بخندید و صبور باشید
حق نگهدارتون |
9 بهمن 86 - 18:52 | |
داداش علی گل تولدت مبارک. |





















