__
لیست دوستان :: 50
لیست کلوبها :: 57
  • نام کلوب :بام تهران
    نام انگلیسی : bametehran
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    434 عضو ، 20 بحث ، 5 آلبوم ، 3 مقاله ، 1 لینک

    بام تهران

  • نام کلوب :دخترا و پسرای خوب
    نام انگلیسی : goodbf
    تاسیس : 23 اردیبهشت 1384
    1353 عضو ، 0 بحث ، 12 آلبوم

    دخترا و پسرای خوب

  • نام کلوب :تهرانیها
    نام انگلیسی : tehranians
    تاسیس : 26 دی 1383
    483 عضو ، 91 بحث ، 3 آلبوم ، 2 مقاله

    تهرانیها

  • نام کلوب :تور یكروزه...
    نام انگلیسی : shorttour
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    1602 عضو ، 24 بحث ، 6 آلبوم

    تور یكروزه...

  • نام کلوب :تور لیدر
    نام انگلیسی : tourleader
    تاسیس : 30 دی 1383
    643 عضو ، 66 بحث ، 20 آلبوم ، 7 مقاله ، 1 لینک

    تور لیدر

  • نام کلوب :پاتوق
    نام انگلیسی : patogh
    تاسیس : 17 اردیبهشت 1384
    7159 عضو ، 108 بحث ، 7 آلبوم ، 52 مقاله

    پاتوق

جوانه من
3 آذر 84 - 01:42
ای جوانه زندگی من
زمانی که صدای پچ پچ تو در باغچه امید من پیچید ،
عجولانه خورشید را فرا خواندم ،
تا مهرش را در دستان کوچکت جای دهد.
 
 
وقتی آفتاب سرخ به تو سلام کرد ، می دانست خوشبخترین است.

وقتی مهتاب مغرور تو را دید ، دیگر مدعی نبود.
ابر و باران ساقی شدند و برگهای سبزت را چون پیاله ای دما دم سیراب می کردند.
 
تو آمدی و بهاران همچنان ادامه دارد ،
تو آمدی و بازی باران و قوس قزح دیدنی است.
تو آمدی و من غرق نگاهت.
 
دستان زیبای تو
لبخند شیرین تو
معصومیت نگاه تو
لحظه ای آرامم نمی گذارد.
دیگر چلچله عاشق می داند چه بخواند.

می دانی ، بهانه پرستوها بر بلندای قد تو تماشایی است؟
می دانی ، باد سرمست از بوی آغوش تو هر روز ترانه ات را می خواند؟
می دانی ، پگاهان موج سواری شبنم ها بر برگهایت دیدنی است؟
می دانی ، لمس ساقه نرمت مرا به مهمانی فرشته ها می برد؟
می دانی ، نفسهایت را از لحظه ای که آمدی شماره کرده ام؟
می دانی ، هویت باغچه من از توست؟
 
باغچه من پس از تو فقط یک فصل را می خواهد،
فصل شکفتن و باروری.
 
پس ای جوانک مغرور من
برگهایت را به مهمانی آب و خاک ببر
قد بکش تا سایه خنکت مأمن شاپرکها باشد.
ریشه هایت را ،
ساقه تردت را ،
گلبرگ نازت را ،
استوار کن.
درخت شکر را تکیه گاه بی قراریت ساز ،
بی تابی را در جویبار تلاش رها کن ،
و بوته امید را منزلگاه عزم خود قرار ده.
بساز فردایت را،
که فردای تو آتیه باغچه من است.
 
باغبان تو خواهم بود ، تا ابد
اما بدان،
تن رنجور و دستان لرزان من ،
به تنهایی یارای زمستان سرد نیست.
بودن را ،
ماندن را ،
خواستن را ،
با تو می خواهم.
ولی شاید طاقتم ای نور چشمم ،
شانه ام ای فرشته کوچکم،
خم شود در خزان زندگی
دعایم بدرقه راهت ، غوغای جلالت آرزوی قلبم.
 
تقدیم به برادر کوچکم محسن.
علی دادگر ، شهریور 84 از دفتر شعر مرزهای شکسته

  • ارسال نظر (3)
لیست توصیفنامه ها
13 آبان 87 - 17:08
داش علی ما چظوره؟خیلی مخلصتیم به مولا دلمونم تنگ شده براتون*
11 بهمن 86 - 02:45
علی جون تولدت مبارک سمیه خانوم تولد آقاتون مبارک در کنار هم به مشکلاتتون بخندید و صبور باشید حق نگهدارتون
9 بهمن 86 - 18:52
داداش علی گل تولدت مبارک.
__