| من در يک جمله ! : | من به دو چیز عشق می ورزم یكی تو و دیگری وجود تو. به دو چیز اعتقاد دارم یكی خدا و دیگری تو من در این دنیا دو چیز میخواهم یكی تو و دیگری خوشبختی تو من این دنیا را برای دو چیز میخواهم یكی تو و دیگری برای با تو موندن تا همیشه
|
| مهمترين چيزها: | در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی می كردند: شادی.غم.غرور.عشق روزی خبر رسید كه به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت همه ساكنین جزیره قایق هایشان را آماده و جزیره را ترك كردنداما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند كردند چون او عاشق جزیره بودوقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت عشق از ثروت قایقی با شكوه جزیره را ترك می كرد خواست و به او گفت: آیا می توانم با تو همسفر شوم؟ثروت گفت: نه! مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم هست و دیگرجایی برای تو وجود ندارد نمیگم جای تو روی چشمام چون اگه گریه كنم خیس میشی نمی گم جای تو توی دستام چون اگر باز كنم پر میكشی نمی گم جای تو توی قلبمه چون اگه بشكنه زخمی میشی نمی گم جای تو توی ذهنمه چون اگه خراب بشه؛ خراب میشی نمی گم جای تو توی حرفام چون اگه سكوت كنم خسته میشی نمیگم جای تو توی یادمه چون اگه پیر بشم كهنه میشی من میگم جای تو هر كجا كه باشه، دوستت دارم هرگز نگو كه دوست داری اگر حقیقتا به آن اهمیت نمی دهی درباره احساساتت سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد هرگز دستی را نگیر وقتی قصد شكستن قلبش را داری هرگز نگو برای همیشه وقتی می دانی كه جدا می شوی هرگز به چشمانی نگاه نكن وقتی قصد دروغ گفتن داری به كسی نگو كه تنها اوست وقتی در فكرت به دیگری فكر می كنی هرگز قلبی را قفل نكن وقتی كلیدش را نداری هرگز سلامی نده وقتی می دانی كه خداحافظی در پیش است
|
| رنگ مو: | مشکي |
| رنگ چشم: | آبي |
| وضعيت بدني: | معمولي |
| وضعيت ظاهري: | زيبا |
| مشخصه اصلي: | مدعي ! ، مهربان ، باهوش ، لبخند دائمي |
| فرد مورد نظر آشنایی: | هفت نصیحت از مولانا 1- گشاده دست باش، جاری باش، كمك كن (مثل رود) 2- باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید) 3- اگركسی اشتباه كرد آن را بپوشان (مثل شب) 4- وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ) 5- متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك) 6- بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا ) 7- اگرمی خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه)
|
| فرد ايده آل زندگي: | دلیل بودن تو هر کسی دوتاست . و خدا یکی بود . و یکی چگونه می توانست باشد ؟ هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست . و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت . عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند . خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد . و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد . و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد . و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند . و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور . اما کسی نداشت ... و خدا آفریدگار بود . و چگونه می توانست نیافریند . زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ... و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود . و با نبودن چگونه توانستن بود ؟ و خدا بود و با او عدم بود . و عدم گوش نداشت . حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم . و حرفهایی است برای نگفتن ... حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند . و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ... و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت . درونش از آنها سرشار بود . و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟ و خدا بود و عدم . جز خدا هیچ نبود . در نبودن ، نتوانستن بود . با نبودن نتوان بودن . و خدا تنها بود . هر کسی گمشده ای دارد . و خدا گمشده ای
|
| موارد غیر قابل تحمل: | دروغ و دروغ و دروغ و دروغ و دروغ |
| مهارتهاي شخصي: | همه فن حریف |