:-( 11 بهمن 85 - 00:10 |
قدر آیینه بر آن است که هست ......نه زمانی که افتاد و شکست
|
لیست توصیفنامه ها22 اسفند 86 - 17:04 | |
زیر بارون تو منو ببوس می خوام عاشق بارون باشم توی سرما بغلم کن می خوام عاشق سرمای زمستون باشم توی گرما, جنگ آفتاب بگو که دوستم داری من می خوام عاشق گرمای تابستون باشم هر کجا دلم بگیره من می خوام یاد تو باشم خدا اون روز و نیاره که یه روز از تو جدا شم چه خوبه با تو همیشه موندن و پیر شدن به هوای روز آشتی گاهی دلگیر شدن دستامو بگیر تو دستات وقتی از تب میسوزم من می خوام عاشق زندگی توی تب باشم شب و نیمه شب بشین تنگ دلم روز و دوست دارم و می خوام مرده ی شب باشم بهترین بوسه رو بگذار واسه ی خداحافظی من می خوام منتظر لحظه ی رفتن باشم آخه شوق دیدنت همیشه هست من میخوام شاهد اشک شوق رفتن باشم هر کجا دلم بگیره من می خوام یاد تو باشم خدا اون روز و نیاره که یه روز از تو جدا شم
|
28 دی 86 - 13:52 | |
تو را در سكوت شب صدا كردم
در لحظه های شكوهمند ماه
و وقار ستارگان
و گفتم :
بیا از كوه ها بالا برویم،
و زیبایی جهتن را تماشا كنیم...
سلام دوست گل و مهربونم...
امیدوارم تو این روزایی كه سرما داره همه جوره به دل آدم ها چنگ میزنه تا سردی رو توشون به پا كنه، دل تو گرم گر مگرم باشه مثل گرمای محبتی كه می تونه بین دستهامون جاری باشه...
توی این دنیای سرد من یه خونه دارم كه هواش گرمه گرمه و پره از دوستای خوب و مهربونی كه دلشون به یاد هم می تپه و چشماشون به امید دیدار هم برق میزنه
اگه شما هم افتخار بدی و بیای تو خونه من ، خیلی خیلی خوشحالم میكنی. پس منتظرت میمونم.
http://www.cloob.com/clubname/khooneyema
|
29 آبان 86 - 02:31 | |
انتظار واژه ی غریبی است ...
واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست
که با آن خو گرفته ام.
که چه سخت است انتظار ..
هرصبح طلوعی دیگراست برانتظارهای فرداهای من!
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو، نمیدانم؟
شاید روزی بخوانند بر تو، عشق مرا
می دانم روزی خواهی آمد، می دانم
گریان نمی مانم، خندانم!
برای ورودت ای عشق
وقتی که به یادت می افتم،
به یاد خاطراتت...نامه هایت را مرور می کنم،
یک بار...نه...بلکه صد بار
وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد
عشق یعنی با غم الفت داشتن
سوختن با درد نسبت داشتن
عشق در یک جمله یعنی انتظار
انتظار روز رجـــعت داشتن
عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی در جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشمان تر
عشق یعنی سر به در آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختــن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی انتـــظار و انتـــظار
عشق یعنی هرچه بینی عکس یار
عشق یعنی دیـده بر در دوختـن
عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی با پرستو پر زدن
عشق یعنی آب بر آذر زدن
عشق یعنی سوز نی آه شبان
عشق یعنی معنی رنگین کمان
عشق یعنی با گلی گفتن سخن
عشق یعنی خون لاله بر چمن
عشق یعنی شعله بر خرمن زدن
عشق یعنی رسم و دل برهم زدن
عشق یعنی یک تیمم یک نماز
عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی چون محمد پا به راه
عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه
عشق یعنی بیستون کندن به دست
عشق یعنی زاهد اما بت پرست
عشق یعنی همچومن شیدا شدن
عشق یعنی قلــه و دریا شدن
عشق یعنی یک شقایق غرق خون
عشق یعنی درد ومحنت دردرون
عشق یعنی یک تبلور یک سرود
عشق یعنی یک سلام و یک درود
عشق یعنی جام لبریز از شراب
عشق یعنی تشنگی یعنی سراب
عشق یعنی حسرت شبهای گرم
عشق یعنی یاد یک رویای نرم
عشق یعنی غرقه گشتن در سراب
عشق یعنی حلقه های بی حساب
عشق یعنی تا ابد بی سرنوشت
عشق یعنی آخــرخط بهـشــت
عشق یعنی گم شدن در لحظه ها
عشق یعنی آبـی بی انتـــها
عشق یعنی زرد تنها و غریب
عشق یعنی سرخی ظاهر فریب
عشق یعنی تکیه بر بازوی باد
عشق یعنی حسرتت پاینده باد
عشق یعنی هرزمان تنها شنیدن نام او
عشق یعنی هرچه گفتن هرچه کردن بهراو |







