ندا  , alias73

ندا

 من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر                  من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش "شمس تبریزی"
ندا  , alias73

ندا

مطالب تصاویر 3
cloobid
alias73
، 7 سال و 6 ماه و 20 روز
زن 44 ساله مجرد
فوق ليسانس ، عضو هیات علمی

آلبوم تصاویر

3 تصویر ...

morebox img

رسانه ها

  • آفتاب ایران زمین , aftab_iranzamin
  • لابی , lobby
  • نیو کالکشن , new_collection
  • نیوشا ضیغمی , nioshazeighami
  • الهام حمیدی  , elham.hamidi
  • 12 رسانه

    morebox img


تبلیغات

ندا  , alias73
از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن....... فردا که نیامده‌ست فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن ........حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
ادامه
99
ندا  , alias73
ادامه
ندا  , alias73
رویای عشق داری، همراه من شو. روحت اگر با روح من در آمیخت، هنر های دنیا را وام می گیرم که تصویر کنم عشقم را، شعری خواهیم شد و موسیقی قلبم دنیایمان را به رقصی نا تمام دعوت میکند. همراهم شو شانه به شانه،
ادامه
ندا  , alias73
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است. دو بار نمی گم هیچی رو
ادامه
ندا  , alias73
2 هفته پیش
آدم ها بین خود و بقیه دیوار می کشند،
من پل.

اغلب ِ پل هایم را دیوار دوستان، تخریب می کنند،
باز من می سازم .
و آنها تخریب می کنند.
باز من می سازم و ...

*
از تخریب ها جز مدت کوتاهی دلخور نمی مانم چون دلیل دیوار دوستان را می فهمم.
دشمنی آنها با من یا پل هایی که با این سختی به تنهایی می سازم نیست.
آدم ها پشت دیوار هایی که می سازند پنهان می شوند تا از خود مراقبت کنند.
آنها دیوار می سازند تا آسیب نبینند.
هرچند باز هم آسیب می بینند.
چون این دیوار ها آنقدر ها هم که به نظر می آید قدرتی در برابر آسیب ها ندارند.
اما آدم فکر می کند دیواری که ساخته بود به اندازه کافی محکم نبوده، پس باز هم دیوار می سازد، دوباره و دوباره.
و هر بار هم دیواری محکم تر و ضخیم تر و بی منفذ تر.

*

کاش می توانستم لذت روزی که خودم به جان دیوارهایی که ساخته بودم افتادم و شروع به پل ساختن کردم را برای آنها توصیف کنم.
کاش میشد دیوارسازان بدانند در معرض آسیب بودن به لذت عبور از پل، تامل گهگاه روی پل و تماشای این ارتباطات ِ هرچند آسیب پذیر، چه ها که به نوع آدمیزاد هدیه نمی دهد.
دیوار انزوا می آورد.
برعکس ِ دلیلی که آنها را می سازیم، هیچ دیواری برای سازنده اش امنیت نیاورده است.
تنها می شویم.
تنها و غمگین و خشمگین.
هر روز بیشتر و عمیق تر.
آخر سر هم می میریم.
تنها غمگین و خشمگین می میریم.
ادامه