لیست کلوبها :: 17كاش قلبه آدمها مثله آیینه صاف بود!!!!!!! 23 مرداد 85 - 04:16 |
*************** بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم. تو دیگری را..... دیگری مرا..... و همه ما تنهاییم.....
زلال همچون آب و پاک چون باران سپید همچون برف و نرم چون مخمل درخشان چون آفتاب و زیبا چون مهتاب آنقدر شیشه ای که با تلنگری خرد می شود آنقدر ترد که با نسیمی خم می شود آنقدر حساس که با اخمی در هم فرو می رود گاه چنان تنگ که تنها یکی در آن جا می گیرد و زمانی چنان فراخ که عالمی را در بر می گیرد روزی را پا به پای آسمان ابری می گرید و شبی را با همنشینی ستاره ها به صبح می رساند آنقدر گرم که هر کوه یخی ذوب می گردد آنقدر صادق که آینه شرمنده می شود گاه چنان بی باک که شاه و گدا نمی شناسد و زمانی چنان خجول که عزلت می گزیند زمانی چنان بی قرار که سر به صحرا می گذارد و گاه چنان ساکن که انگار زمان ایستاده است قیمتی مثل الماس ، سرخ مثل شقایق لطیف مثل گلبرگ ، بزرگ مثل دریاست ... (قلب عاشق)
Every night in my dreams I see you, I feel you That is how I know you go on Far across the distance and spaces between us You have come to show you go on Near far wherever you are I believe that the heart does go on Once more you open the door And you're here in my heart And my heart will go on and on Love can touch us one time and last for a lifetime And never let go till we're gone Love was when I loved you One true time I hold you In my life we'll always go on You're here, there's nothing I fear And I know that my heart will go on We'll stay forever this way You are safe in my heart And my heart will go on and on هرشب در رویاهایم
![]() ![]() |















