__
لیست دوستان :: 26
لیست کلوبها :: 97
  • نام کلوب :دانشگاه خوارزمی مشهد
    نام انگلیسی : kharazmi
    تاسیس : 13 خرداد 1384
    30 عضو ، 53 بحث ، 6 آلبوم ، 4 مقاله

    دانشگاه خوارزمی مشهد

  • نام کلوب :بچه های فرامرز عباسی م
    نام انگلیسی : faramarzabasi
    تاسیس : 27 دی 1383
    159 عضو ، 64 بحث ، 5 آلبوم ، 2 مقاله ، 7 لینک

    بچه های فرامرز عباسی مشهد

  • نام کلوب :مشهدی ها
    نام انگلیسی : mashhadcity
    تاسیس : 6 دی 1383
    3864 عضو ، 45 بحث ، 14 آلبوم ، 28 مقاله ، 10 لینک ، 6 نظرسنجی

    مشهدی ها

  • نام کلوب :بچه خفنای مشهد
    نام انگلیسی : bache_khafanye_cloob
    تاسیس : 16 اردیبهشت 1384
    512 عضو ، 52 بحث ، 5 آلبوم ، 4 مقاله ، 3 لینک

    بچه خفنای مشهد

  • نام کلوب :بچه های باحال مشهد
    نام انگلیسی : khorasan2
    تاسیس : 9 اردیبهشت 1384
    300 عضو ، 51 بحث ، 5 آلبوم ، 2 مقاله ، 19 لینک

    بچه های باحال مشهد

  • نام کلوب :تئاتر شهر
    نام انگلیسی : theatrcity
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    187 عضو ، 58 بحث ، 9 آلبوم ، 3 مقاله ، 9 لینک

    تئاتر شهر

اطلاعات ارتباط برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات حرفه برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
22 مهر 87 - 21:46
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم دیدار این خونه فقط خوابه ، تو كه رفتی هوای خونه تب داره ، داره از درو دیوارش غم عشق تو می باره دارم می میرم از بس غصه خوردم بیا بر گرد تا ازعشقت نمردم ، همون كه فكر نمی كردی نمونده پیشت ، دیدی رفت و دل ما رو سوزوندش حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن ، به جای كفتر و گنجشك كلاغای سیاه پوشن ، چراغ خونه خوابیده توی دنیای خاموشی ، دیگه ساعت رو طاقچه شده كارش فراموشی ، شده كارش فراموشی ، دیگه بارون نمی باره اگر چه ابر سیاه ، تو كه نیستی توی این خونه ، دیگه آشفته بازاریست ، تموم گل ها خشكیدن مثل خار بیابون ها ، دیگه از رنگ و رو رفته ، كوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت گفتیم وسفر كردیم ازدشت شقایق هاباعشق گذركردیم گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو به فراموشی ، چند روزه تو می سپاری گفتم كه تو می دونی،سرخاك تو می میرم ،ولی تا لحظه مردن نمی گیرم دل از تو
20 خرداد 86 - 18:34
خدایا دردت چیست مرا آفریدی مملو از عشق  معشوقی برایم خلق نکردی که عشقم را به او اهدا کنم اما زمانی هم که خودم معشوقی یافتم و عشقم را به او اهدا کردم   او را از من گرفتی و ناکام رهایم کردی در غم زمانی که خواستم تنها نباشم مرا تنها رها کردی در من خدایا دردت چیست کفر گویم کردی یادت هست که تو را میپرستیدم و جز خوبیت نمیگفتم  اما اکنون کفر میگویم و ملامتت میکنم این خواسته توست  خواسته توست که مرا از خود برنجانی و عشقم را از کنارم برانی بدون اینکه اشتباهی کرده باشم او را از من بگیری زمانی که او را یافتم جز مهر و محبت بر او ننگاشتم  گفته ای که راهم را خودم انتخاب کنم با قدرت ادراکم اما دخالت میکنی ، مرا شکست میدهی و میسوزانی از این کفر گویی ها دیگر نیست باکم چون آنکس را که میخواستم از من جدا ساختی و نگاهش را رهاندی از نگاه نمناکم کاش میفهمیدی که عشق یعنی چه  کاش واحد و تنها نبودی و کسی بود که عاشقش شوی تا بفهمی که چه میگویم  حرفهایم را همه کفر میشمارند اما تو بفهم و درک کن این حرفها دعاست  درد دل عاشقیست که او را خلق کردی و جانش دادی و او را ساختی برای محکم بودن و عاشقانه سرودن  و اکنون گله میکنم از تو و میپرسم دردت چیست تو که درد مرا دوا نمیکنی ، شاید من بتوانم درد تو را دوا کنم اگر دردت اینست که معشوقم را نبینم و بمیرم  به خاطر تو قبول میکنم و میمیرم و تو زودتر دردت را دوا کن
__