|
در گفتگوی اختصاصی با فارس بیان شد
ناگفتههای سرتیم حفاظت احمدینژاد از سال 84 تا 86
خبرگزاری فارس: تیمهای حفاظت همواره از نزدیكترین افراد به مقامات مسئول محسوب میشوند و از این جهت ناگفتههای آنان مورد توجه قرار می گیرد و زوایای رسمی و غیر رسمی زندگی یك مسئول بیشتر نمایان میشود. سرتیم رئیس جمهور از سال 84 تا 86 به بیان بخشهایی از این زوایا پرداخته است. |
 |
|
|
خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس- سردار جهانگیر داییحامد از سال 84 به مدت دو سال مسئولیت تیم حفاظت رئیس جمهور را بر عهده داشت. از آنجایی كه وی در مقاطع و لحظههای مختلف در كنار محمود احمدی نژاد بوده، از لحاظ تاریخی میتواند شاهد خوبی بر مشی و عملكرد شخصی و مدیریتی رئیس جمهور در طول دو سال اول ریاست جمهوری باشد. در این مصاحبه تلاش كردیم كه زیاد سوال نپرسیم، بلكه با طرح هر سوال، بیشتر شنونده خاطرات و ناگفته ها باشیم. آنچه می خوانید، مشروح گفتگوی خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس با سردار داییحامد است كه در سالگرد سوم تیر (انتخاب محمود احمدی نژاد با ریاست جمهوری) انجام شده است تا به عنوان شواهدی در تاریخ ملت ایران ثبت شود:
* فارس: از سوم تیر سال 84 كه آقای احمدینژاد رئیس جمهور شد، مهمترین مسئله ای كه تیم حفاظت ایشان با آن مواجه بودند، چه بوده است؟ - وضعیت كاری ما نسبت به دوران 20 سال قبل خیلی متفاوت بود. شخصیت ها و مسئولانی كه در سالیان گذشته با آنها كار می كردیم، با ما در تعامل بودند و دیدگاه های حفاظتی را رعایت می كردند. می دانید كه حفاظت برای انجام كار خود چارچوب ها و قواعدی دارد كه باید رعایت شود. دیدگاه مردمی آقای احمدی نژاد با این مسایل متفاوت بود و ما باید از متن مردم با مردم در تعامل صددرصد بودیم كه هماكنون هم این تلاشها در تیم حفاظت رئیس جمهور جریان دارد. ما هم در آن دوسال تمام سوابق كاری خود را گذاشتیم تا در آن شرایط كه سخت ترین شرایط كاری ما بود، بهترین عملكرد را داشته باشیم. باید حفاظت را در دل مردم انجام می دادیم؛ جایی كه از همه اقشار هستند و ممكن است افرادی در آنها نفوذ كرده باشند. مثلا در استادیوم همه جور افراد برای تماشا می آیند ولی بعضی تماشاگرنماها می آیند و جمع را به هم میزنند. در دل مردم هم چنین افرادی هستند و آسیب های اینچنینی وجود دارد كه باید در عین حال كه كار قوی انجام می دادیم، روانشناسی هم میكردیم تا افرادی كه تهدید محسوب می شدند، شناسایی شوند. رییس جمهور میگفت من میخواهم در دل مردم باشم و مرا از مردم جدا نكنید. دراینجا كار ما سختترین حالت را به خود می گرفت؛ هم میخواستیم حفاظت را انجام دهیم و هم ایشان از مردم جدا نشوند. شرایط سختی بود كه با لطف خدا و همت بچه ها كار به پیش رفت. به دهها استان و شهر و روستا سفر كردیم كه سخت ترین دوران كار ما در زمان ریاست جمهوریها بود. از آشیانه جمهوری اسلامی كه پروازهای سران از آنجا انجام می شود، می گفتند كه در 11 ماه، تعداد "سورتی" ماموریتهای یگانی ما در دوران آقای احمدی نژاد بیشتر از 8 سال ریاست جمهوری آقای خاتمی و نیز 6 ماه آخر دولت آقای هاشمی بود. 6 ماه آخر دولت آقای هاشمی به لحاظ كارها و پروژه هایی كه برای افتتاح می رفت، بسیار زیاد بود. پس حساب كنید كه 11 ماه كار در این دولت با دو دوره 8 ساله مقایسه میشود. هر برنامه و پروژه ای كه ما انجام می دهیم، خود یك عملیات است. در عملیات های جبهه و جنگ هم می دیدم كه چقدر كار می برد. اما سختترین دوره مسوولیت نیروهای حفاظت رئیس جمهور در این دوره است. كار ما حدود 11 - 12 شب تمام میشد و تازه بعضی شبها به منزل آقای احمدی نژاد در میدان 72 (نارمك) می رفتیم كه در آنجا انبوهی از جمعیت منتظرند كه ایشان بیاید و به مشكلات آنها رسیدگی شود. آنجا هم دو سه ساعت می ایستادند و به تك تك این مراجعه كنندگان رسیدگی می كردند و نامه ها را می گرفتند؛ تازه حدود 2 شب كار تمام می شد و ایشان برای استراحت به منزل می رفتند و شاید یكی دو ساعت بیشتر استراحت نمی كردند و صبح زود ساعت 5 یا 6 هم بیرون می رفتیم. یعنی ما در 24 ساعت شاید بالغ بر 20- 21 ساعت كار میكردیم و 2- 3 ساعت استراحت می كردیم. تازه ما یكی دو ساعت استراحت میكردیم اما نیروهای دیگر تازه پستشان شروع می شود. این نشان دهنده حجم كاری بالای آقای احمدی نژاد است. من چون تقریبا با همه آقایان كار كردم و در دوره آقای هاشمی هم بودم می توانم بگویم كه پركارترین روزها و سخت ترین كارهای نیروهای حفاظتی در دوره آقای احمدی نژاد بوده و هست. هر روز كار ایشان را می شود با یك هفته كار آقایان به لحاظ حجم كار مقایسه كرد. ما مانده ایم كه این همه توان را از كجا می آورد. خواب ندارد، غذا ندارد؛ بچه ها را از پا می اندازد. من خودم یكی از پركارترین افراد مجموعه بودم ولی نسبت به ایشان مانده بودم كه چه كنم. چون ایشان توان مضاعفی داشته و دارد كه این چیزی جز عنایت خدا نیست. ما در استان ها و شهرهای مختلف، خوراك و غذای ایشان را می دیدیم، چون به هر حال كنترل مواد غذایی مقام مسئول همواره بر عهده نیروهای حفاظتی است. ایشان یك سوم یا یك چهارم غذایی كه برایشان می آورند را می خوردند. گوشت و مرغ و این جور چیزها هم نمیخورد؛ به چند جهت، یكی به علت اینكه قشر مستضعف نمیتوانند از این چیزها بخورند. آقای احمدی نژاد همیشه بحث های اخلاقی را خیلی رعایت كرده اند.مثلا اینكه حتما با وضو باشند. یك وقتی در فشار كار میدیدیم كه ایشان از خستگی خوابش می برد. اما بلافاصله مقداری آب میخواست و حتی در هلی كوپتر وضو میگرفت. یا وقتی كه در سفر استانی به محل مراسم می رسیم، جدا از اینكه سریع نماز را می خواندند، اگر میزبان بگوید ابتدا غذا صرف كنید و بعد به میان مردم بروید، این كار را نمیكرد و بلافاصله به میان مردم میرفت چون اعتقاد دارد مردمی كه اینجا ایستاده اند ناهار نخورده اند و درست نیست ما غذا بخوریم. حتی وقتی سخنرانی هم تمام می شود، غذا نمی خورد و می گفت مردم هنوز به خانه نرسیده اند و در بالگرد غذا میخورد. پزشكان به ما اشاره میكردند كه آقای احمدی نژاد باید بحث غذا و استراحت را رعایت كند چون فشار كار، ایشان را از پا می اندازد. ما سعی می كردیم به صورت غیر مستقیم این نكته را رعایت كنیم. در دوران ریاست جمهوری دكتر احمدی نژاد كار نیروهای حفاظت ایشان در شرایط سختی طی می شود. ایشان به خاطر دید مردمی و برای خدمتگذاری سر از پا نمی شناسد؛ من با بسیاری از مسئولان كار كردم ولی به این شكل كسی را ذوب در كار و خدمت ندیدم. من همان نكتهای كه آقای بهشتی اشاره میكردند و می گفتند ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت را در آقای احمدینژاد دیدم. چیزی كه در شعار و عمل شهید بهشتی دیدم، در آقای احمدی نژاد هم عملا دیدم كه در خدمت سر از پا نمیشناسد. آقای رئیس جمهور نسبت به دیدگاههای آرمانی حضرت امام (ره) خیلی پایبند هستند. تمام نكات ریزی كه حضرت امام میگفتند ایشان عملیاتی میكنند و چیزی را از قلم نمیاندازد و سعی میكند تمام آن دیدگاه ها و نظرات مقام معظم رهبری را جامه عمل بپوشانند. به دلیل همین پایبندی، رهبری از ایشان حمایت ویژهای كردند. برخی احزاب و گروه های سیاسی وقتی این پركاری را میبینند میخواهند آن را زیر سوال ببرند چون این پركاری، آنها را زیر سوال میبرد. بعضی ها دنبال این بودند كه بگویند حكومت با دین قابل جمع نیست اما تجربه این دولت نشان میدهد این تجربه توسط فردی دین محور و ولایتمدار موفق است.
* فارس: از جزئیات سفرهای استانی برایمان بگویید كه در حاشیه این سفرها چه اتفاقاتی رخ میداد؟
- دكتر احمدی نژاد در استفاده از بیتالمال خیلی مقید هستند و به مجموعه دولت و وزرا هم در این زمینه سخت میگیرند. بعضی اوقات به خود ما هم در حیطه كاری سخت میگرفتند تا هزینهای به بیتالمال وارد نشود. ما هم مجبور بودیم كه با حداقل امكانات امنیت را تامین كنیم. زمانی كه ایشان برای یك سفر استانی وارد یك فرودگاه میشود بسیاری برای استقبال می آیند. ایشان نظر داشت كه این استقبال انجام نشود. در زمان برگشت از فرودگاه، كسانی كه برای استقبال آمده بودند هر كس اتومبیلی آورده و طول ستون ما زیاد میشد. ایشان اتومبیل را نگه میداشت و اعتراض میكرد كه چرا اینهمه ماشین آمده اند؛ و از ما میخواستند كه طول ستون را كوتاه كنیم. حتی سعی بر این بود كه از خودرو جمعی استفاده شود تا هیات همراه كمتر از وسایل متفرقه استفاده كنند و این كار توسط نیروهای حفاظتی، عملیاتی شد. یعنی دقت و صرفه جویی حتی در چنین موقعیتی هم در نظر گرفته می شود. در برخی سفرها از حسینیهها و نمازخانهها استفاده میكردیم.
* فارس: وقتی وارد یك استان می شدید و آقای احمدی نژاد در ماشین مستقر میشدند، در اتومبیل چه فضایی حاكم بود. رئیس جمهور چه میگفت؟
- گاهی در حین حركت میگفتند بایستید تا نامه مردم را بگیریم كه ما میگفتیم ادامه حركت بدهید، ما خودمان میگیریم. چون به هر حال بحثهای امنیتی مطرح میشود. اما در اكثر اوقات میایستند تا نامه را بگیرند و مشكل را رسیدگی میكنند؛ ما هم بلافاصله تمهیدات امنیتی را در نظر میگیریم. یك بار با اتومبیل در خیابان ولیعصر در حال حركت بودیم كه یك راننده تاكسی ما را دید و صدا زد: آقای احمدینژاد! ؛ گفتند كه بایستید ببینیم چه كار دارد. ما هم ایستادیم و دكتر پیاده شده و با راننده تاكسی و مسافران صحبت كرد، بعد ادامه مسیر دادیم. از این اتفاق ها زیاد میافتد. ایشان همواره سعی دارد كه شرایط عادی جامعه را در نظر بگیرد. هنوز پژوی قدیمی را دارد كه هر وقت خراب بشود، به تعمیرگاه می برند. ترددهایشان اوایل كار بیشتر بود البته ما سعی میكردیم با حفظ دیدگاه مردمی ایشان، كار خود را انجام دهیم اما به هر حال بحثهای امنیتی را رعایت میكردیم چون معمولا در همین فضاهای عادی ضربهها وارد میشود. در حد مقدور از ترمینال عادی و پروازهای عادی استفاده میكردند. آقای احمدی نژاد هنوز هم غذایش را از خانه میآورد. ما اگر حتی میوهای میخریم، اگر از بودجه دولتی باشد، استفاده نمیكند. اگر بگوییم ما خریدیم، چون با هم حساب كتاب داریم قبول میكند. آنقدر رعایت میكند كه یك لقمه شبههناك هم وارد زندگیاش نشود.
فارس: آیا شده در موقعیت و اتومبیلی غیر از آنچه كه شما پیشبینی كرده بودید، استفاده كنند؟
- بله. اتفاق افتاده. البته حفاظت، همه ماشینهایی كه رئیس جمهور استفاده میكند را چك میكند. ایشان یكبار در محلی كه فكر كنم در كنار یك سد بود، در ماشین پلیس نشستند تا از آمپلیفایر استفاده كنند و با مردمی كه در اطرف محل جمع شده بودند، صحبت كنند. در هرجا اگر افرادی بیایند، حتی اگر تعداد اندكی باشند، میایستد و احوال پرسی میكند و با آنها صحبت میكند. در طول سفرهای استانی گاهی ما در طول مسیرهایی كه زمینی می رفتیم، روستاهایی بود كه مردم روستا تجمع میكردند. توقف میكرد و بالای ماشین میایستاد و با مردم صحبت میكرد. اینها در مسایل حفاظتی خیلی نامتعارف است اما به جهت روحیه خاص ایشان شرایط ما هم سخت میشود. البته سعی ما هم این بوده كه به صورت غیر مستقیم كارهایمان را انجام دهیم. خیلیها فكر میكنند كه فضایی عادی است و حفاظت ایشان رعایت نمیشود اما اینطور نیست بلكه نیروهای حفاظت به صورت غیر محسوس كار خودشان را انجام میدهند. در سفر به اصفهان، دكتر اشاره كرده بودند كه چرا مغازه های میدان نقش جهان بسته است؟ گفتند حفاظت گفته است. ما گفتیم كه اصلا ما نگفتیم چون با توجه به دیدگاه های شما كه می گویید جایی را تعطیل نكنید ما هم جایی را تعطیل نكردیم. ایشان گفتند بررسی كنید چون میگویند حفاظت گفته است. گفتیم چنین نیست ما كل میدان را در اختیار گرفتیم و كل میدان و مغازه ها را داده ایم چك كرده اند و مجموعه مغازه ها را هم قبل از ورود به میدان گیت (دستگاه چك) گذاشتیم حالا مغازه ها به دلیل فشار جمعیت و یا برای حضور در مراسم تعطیل كرده اند، ربطی به ما ندارد. ما حتی آقای فرماندار را آوردیم برای آقای دكتر توضیح دادند كه چنین نبوده است. حجم كار ما زیاد شده بود اما مغازه ها را چك كرده بودیم كه مردم هم دچار ضرر و زیان نشوند. یكی از دیدگاه های آقای احمدی نژاد همین بحث مردمی بودن است كه به سرعت در قبال تضییع حقوق مردم جبهه می گیرند و ناراحت میشوند كه حق و حقوقی از مردم ضایع نشود.
* فارس: در مسیر كه مردم در مقابل و اطراف ماشین ازدحام میكردند، محافظ ها باید مسیر را باز كنند. اتفاقات خاصی دراین شرایط ایجاد نمیشد؟
- سختترین شرایط ما در بدو ورود به استانها بود كه استقبالهای مردمی در طول مسیر از طرفی خیلی با شكوه است. كار به اندازه ای سخت بود كه وقتی بعد از عبور از استقبال مردمی وارد استادیوم میشدیم، اصطلاحا میگفتیم كمر كار شكسته شد چون سختترین شرایط ما مسیر فرودگاه تا استادیوم بود كه جمعیت هم مشتاق هستند و همه میخواهند به نوعی با حرف یا نامه مشكلات خود را به گوش رییس جمهور برسانند. چون مردم آقای احمدی نژاد را یك رییس جمهور مردمی و حامی مستضعفان میدانند، میخواهند كارشان را از طریق ایشان دنبال كنند. اینها دست به دست هم میدهد و وضعیتی سخت را برای نیروهای حفاظت به لحاظ جمعیت ایجاد میكند كه كنترل و نظم دهی خیلی دشوار میشود. در عین حال كه ما نیروهایمان را در طول مسیر و كنار ماشین و محل های مورد نیاز داریم، مراقب هستیم كه به وجهه مردمی رییس جمهور هم لطمهای نخورد. در طول مسیر مردم میِآیند و استقبال میكنند، نامههایشان را میدهند و حتی مشكلاتشان را به رییس جمهور میگویند. ایشان هم گوش می كردند و به راننده میگفتند آرامتر برو تا ببینم مردم چه میگویند. این كار ما را بسیار سخت میكرد و دیوارهای از مردم در جلوی ماشین ایجاد میكرد. شاید بتوانم بگویم كه یك استقبال مردمی از رییس جمهور، به اندازه 5 روز انرژی نیروهای حفاظت را می گیرد؛ اما رئیس جمهور حتما میخواهد با مردم صحبت كند و نامه هایشان را بگیرد. حتی گاهی میگفت فلان فرد كه در مسیر استقبال دیدم را بیاورید تا در استادیوم ببینم. مثلا میگفت لباسش این رنگی است یا سن و سالش اینقدر است. ما هم به ماشین بعدی میگفتیم كه او را بیاورد كه در آن شلوغی پیدا كردن یك فرد، كار سختی بود. وقتی به استادیوم میرسیدیم میگفت فلانی كجاست؟ ما هم مجبور بودیم هرجور شده آن فرد را پیدا كنیم و بیاوریم؛ از این دست مسایل بسیار اتفاق افتاده است و ما هم با رعایت تمهیدات امنیتی این كار را میكردیم. در این میان از اقشار مختلف، زن، مرد، دختر، پسر، پیر، جوان و جانباز داشتهایم.
* فارس: رئیس جمهور در طول مسیر وقتی در بالگرد قرار میگرفتند چه كاری میكردند و چه حرفهایی میزدند؟
- در طول مسیر گاهی از خستگی خوابشان میبرد اما معمولا نامهها را میخواندند. گاهی از همان بالا كه در حال پرواز بودیم، اشاره میكردند كه چرا مسیرها را از دور بسته اید و مردم پیاده میآیند. در عین حال ما می گفتیم اگر فضای كنترلی را به جمعیت ندهیم اتفاقات ناگواری ممكن است رخ دهد. مثلا ممكن است یك ماشین منفجر شود و اگر در آن جمعیت چنین اتفاقی رخ دهد ما چه میتوانیم انجام دهیم؟ یا اصلا اگر حوادث غیر مترقبه رخ دهد، چطور خروج جمعیت امكان پذیر است؟ به هر حال حفاظت ناچار است حاشیه امنی را به مراسم بدهد. در عین حال ایشان از بالا كه نگاه میكرد میگفت راه را برای مردم باز كنید و بگذارید مردم بیایند. در این میان همه فشارها بر روی تیم حفاظت است. هم در زمان نشستن پرواز و هم بلند شدن به ما ایراد میگرفتند. ایشان میخواهد حتی با كوچكترین چیز هم مردم اذیت نشوند. عشق به مردم در همه كارهای ایشان وجود دارد. وقتی به نیروهای محافظ میگویند راهها را باز كنید ما مجبور میشدیم بگوییم كه با رعایت نكات امنیتی راه را سریعتر باز كنند. وقتی هلیكوپتر از زمین بلند میشود، در آنجا خاك بلند میشود. برای همین هم آقای احمدی نژاد به ما ایراد میگرفتند كه سریع آب بپاشید تا مردم اذیت نشوند. آقای رئیس جمهور در بالگرد تا جایی كه میتوانند نامههای مردم را میخوانند و رسیدگی میكنند و مقدمات را برای سخنرانی بعدی فراهم میكنند. در طول مسیر هم با توجه به اینكه استاندار و امام جمعه، همراه هستند، مشكلات آن شهرها را مطرح میكنند و دكتر بررسی میكند كه مشكلات چیست و پروژهها و موارد مهم را پیگیری میكنند و حتی گاهی از آنها بازخواست میكنند. جالب است بدانید قبل از اینكه رئیس جمهور به یك استان برود، استاندارها از یكدیگر وضعیت را جویا میشوند. چون میدانند كه دكتر با كسی شوخی ندارد و بسیار محكم و جدی مسایل را دنبال میكند. بد نبود تعدادی از پروژههای آقای غرقی در سیستم جمع آوری نامه ها و ارتباطات مردمی را ببینید. یك بار كه با دكتر رفتیم آنجا، دیدم كه چقدر زحمت میكشند و قوی عمل میكنند. یكی از مسایلی كه گاهی از آن احساس ناراحتی میكنم این است كه چرا گاهی دستورات رئیس جمهور بر روی نامه های مردمی انجام نمیشود. بخشی برمیگردد به صحبت اولم كه وقتی حكومت دینی به این خوبی جلو میآید، برخی میخواهند آن را زمین بزنند و عناد میكنند. نمیخواهم كسی را از دولت قبل زیر سوال ببرم اما حتی افرادی كه رییس جمهور دستور مستقیم و موكد داده اما نامه بعد از چند وقت دور خورده و كاری در سطوح میانی انجام نشده است. ایشان راس را انتخاب كرده اما هنوز در بدنه و مدیران میانی تغییر و تحولی نشده و پیكره و كارمندان دولت با دولتها عوض نمیشوند و چون طیف افكار برخی بر اینها تاثیرگذار است باعث میشود كه كار خیلی قوی پیش نرود. به نظر من كارها با ترمز جلو میرود و به خاطر همین زمان میبرد. اگر این روحیهای كه در راس است در بدنه هم بود میشود به جرات قسم خورد مشكلات جامعه ما خیلی زود حل میشد.
* فارس: نوع واكنش رییس جمهور هنگام مواجهه با برخی كارشكنیها، به چه صورت بود؟
- در چنین مواقعی رئیس جمهور سریع برافروخته میشد و واكنش نشان میداد، حتی محافظان مثلا میگفتند الان كسی دور و بر دكتر نرود. از لحاظ روحی به هم میریزد، این جریانات خیلی دكتر احمدی نژاد را اذیت میكند. یكی از روزهایی كه به میدان 72 در نارمك میرفتیم. روز تعطیلی بود و آقای دكتر به منزلشان رفته بودند. ما منزل قبلی زیاد میرود البته نه منظم بلكه متغیر. به خاطر اینكه دكتر آن فضا را از دست ندهد، میروند. یك خانم مسن از شاهرود از خانه سالمندان آمده بود. كسی را نداشت خودش را به آنجا رسانده بود و میگفت من میخواهم رییس جمهور را ببینم اسمشان "مادر جواهر" بود. گفتم چه كار دارید و كارتان چیست؟ میگفت میخواهم خود رئیس جمهور را ببینم و با ایشان صحبت كنم، گفتم نمیشود كه هر كسی تك تك بخواهد رییس جمهور را ببیند. میدانید چقدر زمان میبرد؟ ایشان باید كارهای كلان را رسیدگی كنند. به هر حال اصرار میكرد كه میخواهد رییس جمهور را ببیند. گفتیم بایستید شاید قسمت شد و بیرون آمدند و شما را دیدند. چون آنجا كه میرویم معمولا ساعتی را بیرون میآیند و به كارهای مردم رسیدگی میكنند. آمدند و گفتیم كه آقای دكتر این خانم از شاهرود آمده شما راببیند. گفت: چه كار دارد؟ گفتم: نمیدانم میخواهد خودتان را ببیند. بالاخره جلو آمد و دكتر را دید. دكتر گفت: بفرمایید حاج خانم چه كار دارید؟ گفت: هیچی فقط میخواهم ببینمتان. گفت خوب حالا دیدید. گفت نه میخواهم جایی بنشینیم و با هم صحبت كنیم. دیدیم مشكل دو تا شد. خلاصه دو تا صندلی پیدا كردیم و توی كوچه نشستند و شروع كردند به صحبت كردن. مشكلات خانه سالمندان را مطرح كرد. دكتر سفارش كردند كه به مشكلاتشان رسیدگی شود و برایشان بلیط برگشت بگیرند.
* فارس: از كجا متوجه میشوند كه دكتر به آن محل میرود با توجه به اینكه میگویید زمانش متغیر است؟
- مردم از صبح كه از خانه بیرون میآیند، مراقب تغییر و تحولات كوچه هستند كه ببینند خبری هست یا نه. چون محله است به گوش همدیگر هم میرسانند. اصلا چون آنجا محله دكتر احمدی نژاد است، كسانی كه مسیرشان آن طرف است هم متوجه خانه دكتر هستند تا ببینند چه زمانی می آید یا می رود. به همین دلیل مطلع میشوند.
* فارس: درباره دیدارهای سرزده دكتر بفرمایید. چه مواردی بوده كه بدون برنامه قبلی آقای احمدی نژاد به جایی رفته باشد؟
- دیدار از دانشگاه امام صادق(ع) از دیدارهای سرزده بود. باران شدیدی می آمد و دكتر خیس شده بود. چتر گرفتیم كه بیشتر خیس نشود اما چون دید بقیه خیس شدند، به لحاظ اخلاقی قبول نكرد كه چتر بگیریم. حتی چفیه دادیم كه خشك كنند، قبول نكرد. به همراه رئیس جمهور، بعضی اوقات به صورت سرزده به دیدار خانواده شهدا میرویم و بازدیدهای اعلام نشده داریم. دیدارهای از قبل تعیین نشده مانند عیادت در بیمارستان و بازدید اقوام هم داریم. بازدید از وزارتخانه ها هم داشته ایم كه اصلا خبری از آن منتشر نشده است. ما در دید و بازدیدهای عید نوروز هم همراه ایشان رفتیم كه به خانه همسایهها هم میروند. ما هم خیلی غیر محسوس تمهدیدات را در نظر میگرفتیم. یكی دوبار هم بازدید سرزده از كهریزك داشتیم. عموما هم جاهایی كه وضعیت خاصی دارد و كمتر توجه به آنها میشود را آقای دكتر بیشتر توجه میكند و خود را موظف میداند سر بزند. بازدیدی از بیمارستان كودكان و بازدید از اردوهای ورزشی كه قرار است به مسابقات اعزام شوند از این دست است.
* فارس: دكتر احمدی نژاد ورزش هم میكند؟
- بله. اما دیگر كار آنقدر زیاد است كه جای ورزش را میگیرد. البته خودش قبلا فوتبال بازی میكرد. یكی دو تا از دوستانش در محله به دیدنش آمده بودند و میگفتند ما با حاج محمود رفیق بودیم و با هم فوتبال بازی میكردیم كه دریبلزنی خوبی هم داشت.
* فارس:احساس رییس جمهور را نسبت به رهبری چطور دیدید؟ به خصوص تعدد دیدارها به چه صورت است و حالات ایشان قبل و بعد از دیدار به چه صورت بوده؟
- یكی دو جا در هنگام دیدار بودیم. یكی از صحنه های جالب، كه تلویزیون هم به تصویر كشیده بود زمانی بود كه ایشان حكم تنفیذ را میگرفت و حال و هوای خاصی داشت. از نكات جالب این است كه وقتی آقای احمدی نژاد به دیدار رهبری میرود، با تمام فشارهایی كه هست، وقتی برمیگردد روحیه بسیار خوبی دارد به طوری كه ما میگوییم هر كاری داریم باید همین الان بگوییم و نتیجه بگیریم. علاقهمندی ایشان به رهبری به گونهای است كه وقتی در اولین ماموریتها به استان خراسان میرفتیم در هواپیما با بچهها صحبت میكردند و میگفتند ما خوشحالیم كه بعد از مدتی توانسیتم یك خاكریز جلوی رهبری بزنیم تا هر چه تیر و تركش است به ما بخورد؛ عشق و علاقه دكتر احمدی نژاد به رهبری بسیار زیاد است. ما خودمان هم دو بار خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم از آقای احمدی نژاد گله كردیم كه ایشان مسایل مربوط به حفاظت و امنیت را رعایت نمیكند و از هیچ كس حرف شنوی نمیكند غیر از شما. در یكی از موارد، دكتر احمدی نژاد هم نبود. آقا پرسیدند چطور؟ گفتم من مسئولیت حفاظت ایشان را دارم اما ایشان در تعامل نیست و یك مقدار كار را برای ما سخت میكند. گفتند خدا به شما صبر بدهد، كارتان سخت است، من به ایشان تذكر میدهم كه رعایت كنند. كه آقا از طرف خودشان یكی دو بار تذكر دادند. یك بار دیگر هم نزد خود دكتر احمدی نژاد، غیر مستقیم گله خود را با آقا مطرح كردیم كه آقای احمدی نژاد همانجا چشم غرهای به ما رفتند. در اوایل كار كار سخت بود، تا اینكه دكتر را مقداری در مسیر كاریمان آوردیم. ایشان آنقدر برخورد صریحی با ما برای یك ماشین اضافه كردن داشتند، كه مردمی كه دور و بر ایشان را می گرفتند و نامه داشتند، وقتی دكتر می رفت، میگفتند ما اگر جای شما بودیم میرفتیم، اینطوری كه نمیتوانید كار كنید. آقای احمدی نژاد فردی مقید و معتقد است. با تمام سختیهای كه وجود دارد، نماز اول وقتشان ترك نمیشود. مثلا گاهی كار دولت تا ساعت 2 و 3 نیمه شب ادامه پیدا میكرد، اما ایشان تا نماز صبح بیدار میماندند و كارها را انجام میدادند كه نمازشان قضا نشود. و یا در فشارهای كاری نماز اول وقت را فراموش نمیكند. آقای احمدینژاد در تقید و تعهد و ولایتمداری زبانزد است. ممكن است چیزی در كلام گفته شود اما ما این را به عینه دیدیم و لمس كردیم. هر كس این حالات را ببیند به عنوان مثال زبانزدش خواهد كرد. تمام سعی نیروهای حفاظت بر این بوده و هست كه تمام فشارهای منفی كه به دكتر احمدی نژاد وارد میشود را بگیرند تا ایشان با آرامش بیشتر و فكر باز بتوانند برای كشور و نظام كار كنند. به خاطر ملاحظات و دیدگاههایی كه آقای دكتر دارد، این دشواری وجود دارد وگرنه آقای احمدی نژاد یك انسان باصفا، با مرام، بامحبت، با ایمان، معتقد و باتقوا است و كار كردن با ایشان افتخار است؛ سختی كار به خاطر دیدگاههای ایشان و حجم كار بالاست.
فارس: مواردی بوده كه خودتان یا نیروهایتان آسیب جسمی ببینند؟
- خود من كه در طول آن مدت دیسك كمر گرفتم. در برنامهها و ماموریتها هم پنج یا شش نفر از نیروها آسیب جدی دیدند و دو بار پا و دست شكست اما با طول درمانهای یك ماهه توانستیم بچهها را دوباره وارد كار كنیم. مثلا در سفر گیلان، در محور رودبار به رشت، علی رغم اینكه دو ماشین پلیس مسیر را باز می كردند، یك پراید در اتوبان آمد و به پشت ماشین شماره سه اسكورت خورد. درآنجا اگر بچه ها ایثار نمی كردند پراید و مسافرهایش از بین می رفتند اما نیروهای ما از خودگذشتگی نشان دادند و طوری عمل كردند كه ماشین چپ كرد و به جای سرنشینان پراید، نیروهای ما آسیب دیدند. ما آسیب های زیادی در جریان كار داشتیم. از جمله فشارهای جمعیت و كار؛ اما بچه های ما از نظر قدرت بدنی و بدنسازی حرف اول را میزنند و بعضا قهرمان كشوری داریم اما به هر حال آسیب می بینند.
فارس: برخی ها گاهی اینگونه القا می كنند كه تیم حفاظت رییس جمهور آسیب پذیر است. نظرتان چیست؟ واقعیت حادثه ای كه در سیستان و بلوچستان اتفاق افتاد و در آن شهید حجت گرمابدری به دست اشرار به شهادت رسید، چه بود؟
- در سیستان و بلوچستان یكی از نیروهای ما یعنی شهید گرمابدری به شهادت رسید و یكی از نیروها هم از ناحیه دست مجروح شد. اینها پیشرو بودند و در ستون اسكورت نبودند. نیروی انتظامی در جلسات تامین استان اعلام كرده بود كه تامین مسیرها برقرار شده است. ما وقتی وارد یك استان می شویم منطقه را قرمز می كنیم یعنی همه جا در حیطه حفاظتی و مسایل امنیتی قرار می گیرد و همه جا نیروهای نظامی انتظامی و سپاه و اطلاعات بر اساس وظایف محوله عمل می كنند. در سیستان و بلوچستان هم كارها انجام شده بود اما احتمال می دادیم كه از گوشه ای اشرار وارد شوند و شرارت كنند. البته آنها هم زیاد بی گدار به آب نمی زنند، وقتی می بینند منطقه قرمز می شود وارد نمی شوند و وقتی كه اوضاع آرام شد، كار خود را دنبال می كنند. اما زمانی موقعیت هایی پیش می آید كه به آن "ترور كور" می گویند. در این مورد هم اشرار توری انداخته بودند تا ببینند چه گیرشان می آید. برایشان مهم نبود كه محافظ رییس جمهور است یا كس دیگر. اشرار در آن شب حمله ای كردند و شهید گرمابدری هم با آنها درگیر شد. در آن شرایط و در شب كمتر كسی ریسك می كند كه با افراد مسلحی كه معلوم نیست چند نفرند درگیر شود. اما این جسارت و شهامت در نیروهای ما بود و درگیر شدند و وقتی اشرار اقدام به رگبار و تیراندازی كردند، حجت گرمابدری به شهادت رسید و یكی دیگر از نیروها برای اینكه برای خود جانپناهی بگیرد، به دره ای سقوط كرد و از تیررس اشرار دور ماند و فقط مجروح شد. البته این ماجرا مراحل دیگری هم دارد كه شاید بعد از دوره ریاست جمهوری این موضوع را خیلی بازتر بشود بیان كرد. نیروی انتظامی سالها دنبال پاكسازی و دستگیری این اشرار بوده اند و این جسارت نیروهای ما را می رساند كه چنین عملیاتی را انجام دادند، ولی اینكه عنوان شود رییس جمهور و یا كاروان رییس جمهور مورد هدف قرار گرفت، درست نیست. تهدید علیه رییس جمهور مدام وجود دارد؛ یكی از طرف اسراییل و آمریكا است كه علنا اعلام می كنند و دیگر اینكه تهدیدات دیگری هم علیه ایشان بوده كه خنثی شده است؛ همینقدر كه رییس جمهور محبوبیت دارد همانقدر دشمن هم دارد كه به دنبال حذف ایشان هستند. فعلا كه با لطف خدا و شجاعت نیروهای حفاظت، مشكلات پشت سر گذاشته شده است. گاهی حتی خطر و تهدید به گونهای بود كه احساس می كردیم باید نزدیكتر به رییس جمهور باشیم.
* فارس: ماندگارترین لحظه هایی كه با رییس جمهور برای شما رقم خورده چه لحظاتی بوده است؟
- نقطه نظرها و دیدگاه های ایشان برای ما از همه ماندگارتر است. مثلا اینكه در نماز جمعه در دل مردم می روند و به مشكلات و شكایات مردم رسیدگی می كنند كه هنوز هم همینطور است. دیگری دیدار خانواده شهدا بود كه همچنان ادامه دارد. و یكی شركت در هیات های مذهبی.
* فارس: حضور ایشان درهیات های مذهبی چگونه بود؟ چه حاشیه هایی داشت؟
-ایشان به خاطر مقید بودنشان و به دلیلی اعتقاد و ارادتشان به ائمه معصومین می خواهند كه در هیات ها و دسته ها و مراسم های اینچنینی شركت كنند و حتی هیات های محلی هم دارند. حتی در بین راه عزیمت به هیات، ایشان خود را آماده می كردند. برای هیات رزمندگان اسلام عنایت خاصی دارند و در مراسم حاج منصور، محمود كریمی، سعید حدادیان و برخی مداحان دیگر شركت میكنند و می خواهند به همه هیات ها سر بزنند.
* فارس: رویكرد رئیس جمهور نسبت به خبرنگاران را در مدت ماموریتتان چگونه دیدید؟
- دكتر احمدی نژاد خیلی نسبت به بچه های گروه خبری اعم از عكاس و فیلمبردار و خبرنگار عنایت خاصی دارد. همواره هم تاكید داشته كه نیروهای حفاظت با خبرنگاران تعامل كنند و كمك كار باشند. دید ما هم این بود كه این قشر كه در حاشیه هستند و كار میكنند و اطلاع رسانی می كنند باید مورد توجه قرارگیرند و فكر می كنم كه در این دوره نسبت به دوره های قبل با توجه به صحبت هایی كه با بچه های قدیمی هم داشتیم، وضعیت بهتر است و این تعامل در بهترین شكل خود است. ما هم به بچه های حفاظت همیشه توصیه می كردیم كه بچه های گروه خبری معتمد هستند و با آنها تعامل داشته باشید و می بینیم كه رابطه بسیار خوبی دارند. بعضی اوقات موقع مصاحبه طناب كشی می كردند و به نوعی خط قرمز می كشیدند اما آقای احمدی نژاد میگفت كه این خط قرمزها را بشكنید و الان اصلا این مسایل نیست و سعی شد هر امكانی برای كار كردن بهتر دوستان خبرنگار فراهم باشد. هر چیزی كه برای شناسایی گروه خبری لازم بوده، تدبیر شد، مانند كارت و كاور ؛ و سعی كردیم كار خبرنگاران خیلی سخت نشود و شرایط لازم را فراهم كنیم. دكتر هم تاكید داشتند كه به خبرنگاران احترام گذاشته شود و در پایان مصاحبه ها میدیدیم كه با بچه ها عكس میگیرند و گپ می زنند.
* فارس: در سفرهای خارجی چه خبرهایی هست؟ خاطراتی از حاشیه های آن به یاد دارید؟
- رایس، وزیر خارجه آمریكا وقتی به جایی می رود، صدها نیرو با خودش برای حفاظت می برد و یا بوش هزاران نیرو با خود می برد. اما ما با كمترین امكانات و نیرو ماموریت را انجام می دهیم و دكتر احمدی نژاد به همین مقدار هم ایراد می گیرد. و همین باعث می شود در ماموریت های خارجی نیروهای حفاظتی كشورهای دیگر از نیروهای ما كار یاد بگیرند و نوع كار محافظان ایرانی همه چیز را تحت الشاع قرار می دهد. یكی از نیروهای پیشرو ما كه در یكی از كشورها رفته بود درخواست كرده بودند كه بماند و برای نیروهای آنها آموزش بدهد. این دولت سعی می كند حتی در سفرهای خارجی و در هر شرایطی صرفه جویی كند. دكتر احمدی نژاد حتی در گروه های پروازی هم همین روال را اعمال كرده است. ما میگفتیم بگذارید اینها حداقل استراحت كنند اما میدیدیم كه در یك روز به 2 كشور سفر می كند. وقتی هم كه به یك كشور میرسیدیم، میگفتند برنامه چه شد؟ می گفتیم مثلا دو ساعت استراحت داریم، میگفتند استراحت لازم نیست. حتی وقتی ما به كشور میزبان می رسیدیم مثلا از لحاظ تغییر ساعت اینجا شب بود و آنجا روز؛ و سیستم جسمی و خواب به هم می ریخت ولی در همان شرایط هم برنامه ها را به صورت فشرده می گذاشتند و حتی سعی میكردند كه برای برگشت برنامهریزی كنند كه قبل از ساعت 12 برسیم كه یك روز به برنامه سفر اضافه نشود و هزینه ارزی از بیت المال كم نشود. ما می گفتیم این سفری كه شما در یك روز و نیم رفتید را قبلا شش روزه می رفتند.
* فارس: در سفر سال 85 به سازمان ملل هم شما همراه آقای رئیس جمهور بودید. آنجا چه دیدید؟ به خصوص نوع نگرش افراد در آنجا نسبت به رییس جمهور، گروه همراه و صحبت های رییس جمهوری چگونه بود؟
- در سازمان ملل اتفاقات زیادی رخ داد. مخصوصا در اولین حضورشان. اولا تهدیداتی از سوی منافقین، سلطنت طلب ها و معاندین و یا حتی گروه هایی كه در آمریكا ممكن بود از سوی صهیونیست ها تحریك شوند، پیش بینی می شد. وقتی وارد مجموعه سازمان ملل می شدیم همه نگاهها به سمت آقای احمدی نژاد بود در حالی كه برای سایرین چنین نبود. در ملاقاتی كه دكتر احمدی نژاد در حاشیه اجلاس سازمان ملل با آقای پوتین داشت، وقتی كه آقای دكتر بیرون آمد، فضای بیرون سالن از عكاسان و خبرنگاران بسته شده بود. به طوری كه پلیسی كه با ما در داخل سازمان ملل همراهی می كرد، شروع به داد و بیداد كرد كه مسیر را باز كنید. دكتر به آن پلیس گفت: آرام باش چیزی نیست! در سازمان ملل نشان داده شد كه رییس جمهور ایران از روسای جمهور دیگر كشورها یك سر و گردن بالاتر بود. تمام توجهات به سمت ایران بود؛ در رفت و آمدها و ملاقات های جانبی هم همه به دنبال ایران بودند و حضور هیات ایرانی در سازمان ملل، بسیار پرشكوه و با جلوه خاصی بود كه تمام توجهات جهانی را به خود جلب می كرد.
* فارس: از سفر رئیس جمهور به قم چه خاطره ای دارید؟
- در یكی از برنامه هایی كه در قم بود و به زیارت حضرت معصومه رفتیم، ازدحام و اشتیاق مردم به گونه ای بود كه نیروهای ما خیلی خسته شدند. این مردم طالب هستند و امید دارند كه مشكلاتشان به دست رییس جمهور حل شود. چون حرفشان را از زبان ایشان شنیدند. یا وقتی وارد حوزه علمیه شدیم كم مانده بود با طلبه ها جنگ تن به تن شود؛ آنقدر عشق و علاقه آنها زیاد بود كه خودشان داربست زده بودند. آن داربست ها جواب نداد و اجباراً آقای دكتر را بغل كردیم و آوردیم بالا! یكی از كارهای سنگین استانی ما در حوزه علمیه بود. ممكن است بگویند رویكرد دكتر احمدی نژاد نسبت به روحانیت چگونه است. باید میدیدند كه عشق و علاقه دكتر به روحانیت چگونه است. دیدارهایی كه به صورت سرزده به قم می روند و دیدگاههای علما و مراجع را میگیرند و استفاده می كنند. دیدارهایی در بیمارستان هم از مراجع داشتیم. پركاری دكتر احمدی نژاد خیلی خاص است و به سرعت كارها را سامان می دهد. گاه مجبور بود یك جلسه را برای رسیدن به ملاقات با رییس جمهور كشور دیگری رها كند و زمان از رییس جمهور عقب می ماند نه ایشان از زمان و كارها. كار آنقدر زیاد است كه رییس جمهور می گوید 24 ساعت كم است زمانی كسی به ایشان می گفت ما شما را كی ببینیم می گفت، ساعت 25 یعنی باید برای ملاقات ها یك ساعت به 24 ساعت اضافه شود. زمان برای كارها كم است و كارها خیلی فشرده است اما ایشان با اشتیاق كار می كنند و حتی در روزهای تعطیل برنامه میگذارند درحالی كه كمتر می بینیم كسی از تعطیلاتش بگذرد. در ماه مبارك رمضان آنقدر برنامه ها و ملاقاتهای ایشان و جلسات زیاد بود كه ما می گفتیم باید این ماه دو برابر شود تا ایشان به كارهایشان برسند و بتوانند در مراسم افطاری شركت كنند. ما حتی از حق خود گذشتیم چون مرسوم بود كه رییس جمهور یك افطاری را با نیروهای حفاظت داشته باشد كه دیگر فرصت برگزاری آن وجود نداشت و میگفتیم حداقل یك افطاری را با خانواده بگذراند كه حتی به آن هم نمی رسید. آقای احمدی نژاد بسیار آدم پركار و پرتلاشی است و در خدمت سر از پا نمیشناسد. ما با بسیاری از آقایان كار كردیم. از سال 59- 60 وارد شدیم و در همان زمانها با فعالیت حزب جمهوری و لزوم مقابله با ترورها وارد این مرحله از كار شدیم. تا الان با بسیاری از آقایان از مسئولان و شخصیت های تزار اول كار كردیم ولی به این شكل نبودند، حتی اگر هم بودند بسیار نادر بودند. مواردی كه گفتیم جزیی از كل است. هیچ چیزی نمی تواند مانع عشق آقای احمدی نژاد به خدمت شود.
* مقام معظم رهبری به دكتر احمدی نژاد تكلیف كرده بود كه شرعا و عرفا رعایت كنند و شب ساعت 9 به خانه بروند اما این محقق نشد و دكتر هر شب ساعت 11- 12 به خانه می روند اما باز هم چاره ای نیست، كار آنقدر زیاد است كه ناخواسته ادامه می یابد. ایشان هم هر چه جلو می رود بسیاری مشكلات عقب افتاده را رسیدگی می كند و شاید هنوز به جاده اصلی نرسیده است. ما كه در كنار ایشان بودیم سعی می كردیم با تمام سختی ها دیدگاههای ایشان را محترم بشماریم و عمل كنیم و سعی می كردیم از ورود ایشان به بطن مردم جلوگیری نكنیم حتی كمك هم بكنیم.
* فارس: دقتنظر رئیس جمهور چقدر است؟ خصوصا در مورد تكالیف قانونی
آقای احمدی نژاد حتی در خیابان اجازه نمی دادند از خط ویژه برویم یا اینكه آژیر بكشیم یا چراغ را عوض كنیم چون میخواهند حق مردم ضایع نشود. حتی در مورد خانه ایشان كه در نارمك بود، ما در نهایت دیدیم كه در بحث های امنیتی همسایه ها اذیت می شوند و كنترل سخت است به همین خاطر مجبور شدیم مكانی در پاستور بگیریم. اما ساختمانی كه قرار بود رئیس جمهور و خانواده اش در آن مستقر شوند، 30- 40 سال از عمرش می گذشت و كارهایی از جمله كار بنایی مقدماتی برای خرابی های خانه داشت. كارگران درحال كار برای مرمت خانه بودند كه دكتر احمدی نژاد آمد و داد و بیداد كرد كه چه كسی گفته اینجا تعمیر شود. هركسی گفته باید خودش پولش را بدهد. حتی یك بار به اردوی تیم ملی رفته بودیم . به ما گفتند آمار بدهید تا به بچه های حفاظت لباس ورزشی بدهیم. خود آقای علی آبادی گفت كه آمار بدهید ما گفتم حالا باشد بعدا. وقتی خودش به آقای دكتر گفت كه می خواهیم به این بچه ها یك دست لباس ورزشی بدهیم، دكتر داد و بیداد كرد كه نباید این كار را بكنید. بدهید به مناطق محروم. از این دست مسایل زیاد است اما نمی توانیم بگوییم. فقط در این حد كه نشان دهیم دید ایشان این است و مردم هم به خاطر همین ایشان را انتخاب كردند. ایشان هم سعی می كند تحقق پیدا كند. ایشان به كوچكترین هزینه ها از دولت نسبت به خود و مجموعه ای كه با ایشان همكاری می كنند بسیار حساس است و رعایت می كند. مثلا ما درخواست می كردیم یك سری وسایل برای كار ما بخرند اما ایشان می گفتند باید صرفه جویی شود.
* فارس: علیرغم محدودیتهایی كه برای رسانه ای شدن نیروهای حفاظتی وجود دارد، علت اینكه موافقت كردید با ما مصاحبه كنید چه بود؟ - بر اساس تكلیف، بر خود فرض دانستم كه بعضی موارد را بگویم. علی رغم اینكه برای ما سخت است كه مسایل را بیان كنیم اما وقتی كسی با این ویژگیها به لحاظ تعهد و ولایت مداری و تدین و شیفتگی خدمت هست، اگر كسی نكته ای را بداند و نگوید مدیون است. ما در این جریان باید دین خود را تا حدی ادا كنیم. هرچند كه دست ما بسته است و بسیاری چیزها را نمی توانیم بگوییم اما فكر كنم بعد از دوران ریاست جمهوری شاید دستمان باز شود و بتوانیم بسیاری ناگفته ها را بگوییم. در هر زمینه ای بخواهیم وارد شویم گفتنی ها زیاد است. حرفها در بخش های مختلف زیاد است كه نادیده گرفتن آن ایشان را در معرض ظلم قرار می دهد اما ایشان با صبوری جلو می آید. ناگفته ها زیاد است اما شرایط برای باز كردن این موضوع مناسب نیست. ولی به هر حال باید گفته شود كه چقدر دكتر مظلوم واقع می شود و یا اینكه بعضی اوقات شعار می دهند "صل علی محمد بوی رجایی آمد" و یا اینكه مظلومیت دكتر احمدی نژاد را با مظلومیت شهید بهشتی قیاس می كنند، درست است.
|
در پایان هم برخی از عكسها كه در سایت خبرگزاری فارس بود رو میزارم
|
|
| رئیس جمهور در محله قدیمی خود در حال گفتگو با پیرزنی كه اصرار داشت درباره مشكلاتش با احمدی نژاد درد دل كند |
|
|
|
| سردار جهانگیر دایی حامد سرتیم حفاظت رییس جمهور از سال84-86 |
|
|
|
| سردار جهانگیر دایی حامد سرتیم حفاظت رییس جمهور از سال84-86 |
|
|
|
| سردار جهانگیر دایی حامد سرتیم حفاظت رییس جمهور از سال84-86 |
|