__
لیست دوستان :: 25
لیست کلوبها :: 28
  • نام کلوب :عكاسان حرفه ای
    نام انگلیسی : professional_photographer
    تاسیس : 22 مهر 1384
    246 عضو ، 52 بحث ، 10 آلبوم ، 9 مقاله ، 1 لینک

    عكاسان حرفه ای

  • نام کلوب :درمان با قرآن
    نام انگلیسی : cure_with_koran
    تاسیس : 11 آذر 1384
    189 عضو ، 44 بحث ، 7 آلبوم ، 1 مقاله ، 1 لینک

    درمان با قرآن

  • نام کلوب :ایده های خلاق
    نام انگلیسی : innovation_ideas
    تاسیس : 26 خرداد 1385
    119 عضو ، 25 بحث ، 2 آلبوم

    ایده های خلاق

  • نام کلوب :فرهنگ ایرانی و تهاجم ف
    نام انگلیسی : iranian_culture_and_attack
    تاسیس : 28 اسفند 1383
    172 عضو ، 40 بحث ، 5 مقاله ، 1 لینک

    فرهنگ ایرانی و تهاجم فرهنگی

  • نام کلوب :فرشته عشق
    نام انگلیسی : love_angel
    تاسیس : 10 تیر 1384
    269 عضو ، 38 بحث ، 8 آلبوم ، 2 لینک

    فرشته عشق

  • نام کلوب :عکاسی هنری
    نام انگلیسی : photo
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    3794 عضو ، 26 بحث ، 38 آلبوم ، 71 مقاله ، 16 لینک ، 2 نظرسنجی

    عکاسی هنری

تفسیر قرآن ( تفسیر نمونه )
30 آبان 84 - 10:50

سوره ا لم نشرح این سوره در مكه نازل شده و داراى 8 آیه است

محتوى و فضیلت سوره ا لم نشرح

معروف این است كه این سوره بعد از سوره و الضحى نازل شده است و محتواى آن نیز همین مطلب را تایید مى كند چرا كه در این سوره باز قسمتى از مواهب الهى بر پیغمبر اكرم (صلى الله علیهوآلهوسلّم) شمرده شده است در واقع سه نوع موهبت بزرگ در سوره و الضحى آمده بود و سه موهبت بزرگ در سوره ا لم نشرح آمده است مواهب گذشته بعضى مادى و بعضى معنوى بود اما مواهب سه گانه این سوره همه جنبه معنوى دارد و عمده این سوره بر سه محور دور مى زند:یكى بیان همین نعمتهاى سه گانه و دیگر بشارت به پیامبر از نظر بر طرف شدن مشكلات دعوت او در آینده و دیگر توجه به خداوند یگانه و تحریص و ترغیب به عبادت و نیایش .

و به همین دلیل در روایات اهل بیت (علیهم السلام) چنانكه قبلا هم اشاره كرده ایم این دو به منزله یك سوره شمرده شده است و لذا در قرائت نماز براى اینكه یك سوره كامل خوانده شود هر دو را با هم مى خوانند .

در میان اهل سنت نیز بعضى طرفدار این نظریه هستند چنانكه فخر رازى از طاووس و عمر بن عبد العزیز نقل كرده كه آنها نیز مى گفتند این دو سوره سوره واحده است و در یك ركعت هر دو را تلاوت مى كردند و میان این دو بسم الله را حذف مى كردند ( ولى طبق فتاواى فقهاى ما بسم الله در هر دو باید باشد و اینكه مرحوم طبرسى در مجمع البیان نقل كرده كه فقهاى ما بسم الله را حذف مى كنند درست به نظر نمى رسد ) .

عجب اینكه فخر رازى بعد از ذكر قول كسانى كه آنها را سوره واحده مى گویند ، مى گوید این سخن درست نیست زیرا محتواى آن دو با هم فرق دارد

تفسیر نمونه ج:27 ص:119

سوره و الضحى هنگامى نازل شد كه رسول خدا از ایذاء كفار ناراحت بود و در محنت و اندوه بسر مى برد در حالى كه دومى وقتى نازل شد كه پیغمبر خوشحال و شادمان بود این دو چگونه با هم جمع مى شود .

ولى این استدلال عجیبى است چرا كه هر دو سوره سخن از زندگى گذشته پیغمبر مى گوید و این در حالى بود كه بسیارى از مشكلات را پشت سر نهاده و قلب پاك او غرق امید و سرور بوده است هر دو سوره از مواهب الهى سخن مى گوید و گذشته سخت و پر محنت را یادآور مى شود تا مایه تسلى خاطر پیامبر و امیدوارى بیشتر و كاملتر گردد .

به هر حال پیوند نزدیك محتواى این دو سوره چیزى نیست كه قابل شك و تردید باشد نظیر همین معنى در سوره فیل و قریش نیز خواهد آمد انشاء الله در اینكه این سوره ( ا لم نشرح ) در مكه نازل شده یا مدینه از بیانات فوق روشن مى شود كه در مكه نازل شده است ولى با توجه آیه و رفعنا لك ذكرك:ما نام تو را بلند كردیم بعضى معتقدند كه در مدینه نازل شده است در آن زمان كه آوازه اسلام و پیامبر همه جا را گرفته بود ولى انصاف این است كه این دلیل قانع كننده نمى باشد زیرا پیغمبر اكرم (صلى الله علیهوآلهوسلّم) با تمام مشكلاتى كه در مكه داشت بلند آوازه بود و در تمام محافل سخن از قیام و رسالت و دعوت او بود و به وسیله اجتماع سالانه حج این آوازه به سایر مناطق حجاز مخصوصا مدینه رسید .

در فضیلت تلاوت این سوره در حدیثى از پیغمبر اكرم (صلى الله علیهوآلهوسلّم) مى خوانیم كه فرمود:من قرأها اعطى من الاجر كمن لقى محمدا (صلى الله علیهوآلهوسلّم) مغتما ففرج عنه:هر كس این سوره را بخواند پاداش كسى را دارد كه محمد (صلى الله علیهوآلهوسلّم) را غمگین دیده و اندوه را از قلب او زدوده است .

 

تفسیر نمونه ج:27 ص:120

سورة الشرح

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ أَ لَمْ نَشرَحْ لَك صدْرَك(1) وَ وَضعْنَا عَنك وِزْرَك(2) الَّذِى أَنقَض ظهْرَك(3) وَ رَفَعْنَا لَك ذِكْرَك(4) فَإِنَّ مَعَ الْعُسرِ یُسراً(5) إِنَّ مَعَ الْعُسرِ یُسراً(6) فَإِذَا فَرَغْت فَانصب(7) وَ إِلى رَبِّك فَارْغَب(8)

 

 

تفسیر نمونه ج:27 ص:121

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده مهربان

1 - آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم ؟

2 - و بار سنگین را از تو بر نداشتیم ؟

3 - همان بارى كه سخت بر پشت تو سنگینى مى كرد .

4 - و آوازه تو را بلند كردیم .

5 - بنابر این مسلما با سختى آسانى است .

6 - و مسلما با سختى آسانى است .

7 - پس هنگامى كه از كار مهمى فارغ مى شوى به مهم دیگرى پرداز !

8 - و به سوى پروردگارت توجه كن .

 

تفسیر:ما تو را مشمول انواع نعمتها ساختیم

لحن آیات آمیخته با لطف و محبت فوق العاده پروردگار و تسلى و دلدارى پیغمبر اكرم (صلى الله علیهوآلهوسلّم) است .

در نخستین آیه به مهمترین موهبت الهى اشاره كرده مى فرماید:آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم ( ا لم نشرح لك صدرك ) .

نشرح از ماده شرح در اصل به گفته راغب در مفردات به معنى گسترش دادن قطعات گوشت و تولید ورقه هاى نازكتر است سپس مى افزاید منظور از شرح صدر گسترش آن به وسیله نور الهى و سكینه و آرامش خداداد مى باشد و بعد مى گوید شرح دادن مشكلات سخن به معنى گسترش آن و توضیح معانى مخفى است به هر حال شك نیست كه منظور از شرح صدر در اینجا معنى كنائى آن است و آن توسعه دادن به روح و فكر پیامبر است و این توسعه مى تواند

تفسیر نمونه ج:27 ص:122

مفهوم وسیعى داشته باشد كه هم وسعت علمى پیامبر را از طریق وحى و رسالت شامل گردد و هم بسط و گسترش تحمل و استقامت او در برابر لجاجتها و كارشكنیهاى دشمنان و مخالفان .

و لذا هنگامى كه موسى بن عمران ماموریت دعوت فرعون طغیانگر را پیدا مى كند اذهب الى فرعون انه طغى بلافاصله عرض مى كند رب اشرح لى صدرى و یسر لى امرى خداوندا سینه ام را گشاده ساز و كار را بر من آسان كن ( طه 25 - 26 ) .

و در جائى دیگر خطاب به پیغمبر اكرم (صلى الله علیهوآلهوسلّم) آمده است فاصبر لحكم ربك و لا تكن كصاحب الحوت اكنون كه چنین است منتظر فرمان پروردگارت باش استقامت و شكیبائى كن و مانند یونس مباش ( كه بر اثر ترك شكیبائى لازم گرفتار آنهمه مشكلات و مرارت شد ) ( قلم - 48 ) .

شرح صدر در حقیقت نقطه مقابل ضیق صدر است چنانكه در آیه 97 سوره حجر مى خوانیم و لقد نعلم انك یضیق صدرك بما یقولون:ما مى دانیم كه سینه تو بخاطر گفتگوهاى ( مغرضانه ) آنها تنگ مى شود اصولا هیچ رهبر بزرگى نمى تواند بدون شرح صدر به مبارزه با مشكلات رود و آنكس كه رسالتش از همه عظیمتر است ( مانند پیغمبر اكرم ) شرح صدر او باید از همه بیشتر باشد طوفانها آرامش اقیانوس روح او را بر هم نزند مشكلات او را به زانو در نیاورد كارشكنیهاى دشمنان مایوسش نسازد سؤالات از مسائل پیچیده او را در تنگنا قرار ندهد و این عظیمترین هدیه الهى به رسول الله بود .

و لذا در حدیثى آمده است كه پیامبر مى فرماید:من تقاضائى از پروردگارم كردم و دوست مى داشتم این تقاضا را نمى كردم عرض كردم خداوندا پیامبران قبل از من بعضى جریان باد در اختیارشان قرار دادى ، و بعضى مردگان را زنده مى كردند ، خداوند به من فرمود:آیا تو یتیم نبودى پناهت دادم ؟ گفتم آرى ،

تفسیر نمونه ج:27 ص:123

فرمود:آیا گمشده نبودى هدایتت كردم ؟ عرض كردم:آرى ، اى پروردگار ! فرمود:آیا سینه تو را گشاده ، و پشتت را سبكبار نكردم ؟ عرض كردم:آرى اى پروردگار ! این نشان مى دهد كه نعمت شرح صدر ما فوق معجزات انبیا است ، و به راستى اگر كسى حالات پیامبر (صلى الله علیهوآلهوسلّم) را دقیقا مطالعه كند و میزان شرح صدر او را در حوادث سخت و پیچیده دوران عمرش بنگرد یقین مى كند كه این از طریق عادى ممكن نیست ، این یك تایید الهى و ربانى است .

در اینجا بعضى گفته اند كه منظور از شرح صدر همان حادثه اى است كه در طفولیت یا جوانى پیغمبر (صلى الله علیهوآلهوسلّم) واقع شد كه فرشتگان آسمان آمدند و سینه او را شكافتند و قلبش را بیرون آورده شستشو دادند ، و آن را از علم و دانش و رأفت و رحمت پر كردند .

بدیهى است كه منظور از این حدیث این قلب جسمانى نیست ، بلكه كنایه و اشاره اى است به امدادهاى الهى از نظر روحى و تقویت عزم و اراده پیغمبر و پاكسازى او از هر گونه نقایص اخلاقى و وسوسه هاى شیطانى .

ولى به هر حال دلیلى نداریم كه آیه مورد بحث اشاره به خصوص این ماجرا باشد ، بلكه مفهومى گسترده و وسیع دارد كه این داستان ممكن است مصداقى از آن محسوب شود .

و به خاطر همین شرح صدر بود كه پیامبر (صلى الله علیهوآلهوسلّم) به عالى ترین وجهى مشكلات رسالت را پشت سر گذاشت ، و وظائف خود را در این طریق به خوبى انجام داد .

 

تفسیر نمونه ج:27 ص:124

سپس به ذكر موهبت دیگرى از مواهب عظیم خود به پیامبر (صلى الله علیهوآلهوسلّم) پرداخته مى افزاید:آیا ما بار سنگین را از تو برنداشتیم ! ؟ ( و وضعنا عنك وزرك ) .

همان بارى كه سخت بر پشت تو سنگینى مى كرد ( الذى انقض ظهرك ) .

وزر در لغت به معنى سنگینى است ، واژه وزیر نیز از همین معنى مشتق شده است ، چون بارهاى سنگین حكومت را بر دوش مى كشد ، و گناهان را نیز به همین جهت وزر گویند چرا كه بار سنگینى است بر دوش گنهكار .

انقض از ماده نقض به معنى گشودن گره طناب ، یا جدا كردن قسمتهاى به هم فشرده ساختمان است ، و انتقاض به صدائى گفته مى شود كه به هنگام جدا شدن قطعات ساختمان از یكدیگر بگوش مى رسد ، و یا صداى مهره هاى كمر به هنگامى كه زیر بار سنگینى قرار مى گیرد .

این كلمه در مورد شكستن پیمانها و قراردادها نیز به كار مى رود و مى گویند فلانكس نقض عهد كرد .

به این ترتیب آیه فوق مى گوید:خداوند آن بار سنگین و كمرشكن را از تو برداشت .

این كدام بار بود كه خداوند از پشت پیامبرش برداشت ؟ قرائن آیات به خوبى نشان مى دهد كه منظور همان مشكلات رسالت و نبوت ، و دعوت به سوى توحید و یكتاپرستى ، و برچیدن آثار فساد از آن محیط بسیار آلوده بوده است ، نه تنها پیغمبر اسلام (صلى الله علیهوآلهوسلّم) كه همه پیغمبران در آغاز دعوت با چنین مشكلات عظیمى روبرو بودند ، و تنها با امدادهاى الهى بر آنها پیروز مى شدند ، منتها شرائط محیط و زمان پیغمبر اسلام (صلى الله علیهوآلهوسلّم) از جهاتى سخت تر و سنگین تر بود .

 

تفسیر نمونه ج:27 ص:125

بعضى نیز وزر را به معنى بار سنگین وحى در آغاز نزول ، تفسیر كرده اند .

بعضى نیز به ضلالت و گمراهى و لجاج و عناد مشركان .

و بعضى به اذیت و آزار فوق العاده آنها .

و بعضى به اندوه ناشى از وفات عمویش ابو طالب و همسرش خدیجه و بالاخره بعضى به مساله عصمت و پاكى از گناه تفسیر كرده اند .

ولى ظاهرا همان تفسیر اول از همه مناسبتر است ، و اینها شاخ و برگى براى آن محسوب مى شود .

و در سومین موهبت مى فرماید:ما آوازه تو را بلند كردیم ( و رفعنا لك ذكرك ) .

نام تو همراه اسلام و نام قرآن همه جا پیچید ، و از آن بهتر اینكه نام تو در كنار نام الله هر صبح و شام بر فراز ماذنه ها و هنگام اذان برده مى شود ، و شهادت به رسالت تو ، در كنار شهادت به توحید و یگانگى خداوند نشان اسلام ، و دلیل پذیرش این آئین پاك است .

چه افتخارى از این برتر ، و رفعت مقامى از این بالاتر تصور مى شود ؟ ! در حدیثى از پیغمبر اكرم (صلى الله علیهوآلهوسلّم) در تفسیر این آیه مى خوانیم كه فرمود:جبرئیل به من گفت:خداوند متعال مى گوید:هنگامى كه نام من برده مى شود نام تو نیز همراه من ذكر مى شود ( و در عظمت مقام تو همین بس ) .

تعبیر به لك ( براى تو ) تاكیدى است بر اینكه نام و آوازه پیامبر را على رغم تمام آن كارشكنیها و دشمنى ها بلند ساخت .

 

تفسیر نمونه ج:27 ص:126

در اینجا سؤالى مطرح است كه این سوره در مكه نازل شده در حالى كه گسترش اسلام ، و حل مشكلات رسالت ، و برداشتن بارهاى سنگین از دوش پیامبر (صلى الله علیهوآلهوسلّم) و بلند شدن آوازه او در اقطار جهان ، در مدینه واقع شد .

در پاسخ این سؤال بعضى گفته اند:منظور این است كه بشارت آن قبلا به پیامبر (صلى الله علیهوآلهوسلّم) داده شد ، و همان بود كه بار اندوه و غم را از دل او برداشت ، و گاه گفته اند:فعل ماضى در اینجا معنى مستقبل را مى بخشد ، و نویدى است نسبت به آینده .

ولى حق این است كه قسمتى از این امور در مكه مخصوصا در اواخر دوران سیزده ساله اى كه پیغمبر اكرم (صلى الله علیهوآلهوسلّم) در مكه مشغول به دعوت مردم بود تحقق یافت ، ایمان در قلوب عده زیادى نفوذ كرد ، و مشكلات نسبة كمتر شد اسم و آوازه پیغمبر اكرم (صلى الله علیهوآلهوسلّم) ، همه جا پیچید ، و زمینه براى پیروزیهاى بزرگ آینده فراهم گشت .

جالب اینكه حسان بن ثابت شاعر معروف پیامبر (صلى الله علیهوآلهوسلّم) در مدح آن حضرت به مضمون همین آیه در شكل زیبائى اشاره كرده ، مى گوید:و ضم الاله اسم النبى الى اسمه اذا قال فى الخمس المؤذن اشهد و شق له من اسمه لیجله فذو العرش محمود و هذا محمد خداوند اسم پیامبر را به اسم خود ضمیمه كرد در آن هنگام كه مؤذن در پنج نوبت اشهد ... مى گوید .

و از نام خود نامى براى او انتخاب كرد تا احترامش كند لذا خداوند صاحب عرش محمود است و او محمد است ! سیمرغ فهم هیچكس از انبیا نرفت آنجا كه تو به بال كرامت پریده اى

تفسیر نمونه ج:27 ص:127

هر یك بقدر خویش بجائى رسیده اند آنجا كه جاى نیست بجائى رسیده اى در آیه بعد به پیامبرش مهمترین بشارت را مى دهد و انوار امید را بر قلب پاكش مى پاشد ، و مى فرماید:قطعا با سختى آسانى است ( فان مع العسر یسرى ) باز تاكید مى كند قطعا با سختى آسانى است ( ان مع العسر یسرى ) غم مخور مشكلات و سختیها به این صورت باقى نمى ماند ، كارشكنیهاى دشمنان براى همیشه ادامه نخواهد یافت ، و محرومیتهاى مادى و مشكلات اقتصادى و فقر مسلمین به همین صورت ادامه نمى یابد .

آنكس كه تحمل مشكلات كند ، و در برابر طوفانها ایستادگى به خرج دهد روزى میوه شیرین آن را مى چشد ، روزى كه فریاد دشمنان خاموش ، كارشكنیها بى رنگ ، جاده هاى پیشرفت و تكامل صاف ، و پیمودن مسیر حق آسان خواهد شد .

گرچه بعضى از مفسران این آیات را اشاره به فقر مالى عمومى مسلمانان در آغاز ظهور اسلام شمرده اند ، ولى گستردگى مفهوم آیات همه مشكلات را شامل مى شود ، این دو آیه به صورتى مطرح شده كه اختصاص به شخص پیامبر اكرم (صلى الله علیهوآلهوسلّم) و زمان آن حضرت نیز ندارد و بلكه به صورت یك قاعده كلى و به عنوان تعلیلى بر مباحث سابق مطرح است ، و به همه انسانهاى مؤمن مخلص و تلاشگر نوید مى دهد كه همیشه در كنار سختیها آسانیها است ، حتى تعبیر به بعد نمى كند بلكه تعبیر به مع كه نشانه همراهى است مى كند .

آرى چنین است كه با هر مشكلى آسانى آمیخته ، و با هر صعوبتى سهولتى همراه است ، و این دو همیشه با هم بوده و با هم خواهند بود .

 

تفسیر نمونه ج:27 ص:128

این نوید و وعده الهى است كه دل را نور و صفا مى بخشد ، و به پیروزیها امیدوار مى كند ، و گرد و غبار یاس و نومیدى را از صفحه روح انسان مى زداید .

در حدیثى آمده است كه پیغمبر اكرم (صلى الله علیهوآلهوسلّم) فرمود:و اعلم ان مع العسر یسرا ، و ان مع الصبر النصر ، و ان الفرج مع الكرب:بدان كه با سختیها آسانى است ، و با صبر پیروزى و با غم و اندوه خوشحالى و گشایش است و در حدیثى از امیر مؤمنان على (علیه السلام) مى خوانیم:زنى شكایت همسرش را نزد آن حضرت برد كه او چیزى بر من انفاق نمى كند ، در حالى كه همسرش واقعا تنگدست بود ، على (علیه السلام) از اینكه همسر او را به زندان بیفكند خوددارى كرد ، و در جواب فرمود:ان مع العسر یسرا ( و او را به صبر و شكیبائى دعوت كرد ) آرى:صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند بر اثر صبر نوبت ظفر آید سپس در آخرین آیات این سوره مى فرماید:پس هنگامى كه از كار مهمى فارغ مى شوى به مهم دیگرى پرداز ( فاذا فرغت فانصب ) .

هرگز بیكار نمان ، تلاش و كوشش را كنار مگذار ، پیوسته مشغول مجاهده باش و پایان مهمى را آغاز مهم دیگر قرار ده .

و در تمام این احوال به خدا تكیه كن و به سوى پروردگارت توجه نما ( و الى ربك فارغب ) .

 

تفسیر نمونه ج:27 ص:129

رضایت او را بطلب ، و خشنودى او را جستجو كن ، و به سوى قرب جوارش بشتاب .

مطابق آنچه گفته شد آیه مفهوم گسترده اى دارد كه فراغت از هر مهمى ، و پرداختن به مهم دیگر را شامل مى شود ، و جهت گیرى تمام تلاشها را به سوى پروردگار توصیه مى كند ، ولى غالب مفسران معانى محدودى براى آیه ذكر كرده اند كه مى توان هر یك از آنها را به عنوان مصداقى پذیرفت:جمعى گفته اند منظور این است هنگامى كه از نماز واجب فراغت یافتى به دعا پرداز و از خدا تمنا كن تا هر چه مى خواهى به تو بدهد .

یا اینكه هنگامى كه از فرائض فارغ شدى براى نافله شب برخیز .

یا اینكه هنگامى كه از دنیا فارغ شدى به امور آخرت و عبادت و نماز پروردگارت بپرداز .

یا اینكه هنگامى كه از واجبات فراغت پیدا كردى به مستحباتى كه خدا دستور داده توجه كن .

یا اینكه هنگامى كه از جهاد با دشمن فارغ شدى به عبادت برخیز .

یا اینكه هنگامى كه از جهاد با دشمن فارغ شدى به جهاد نفس پرداز .

یا اینكه هنگامى از اداى رسالت فارغ شدى به تقاضاى شفاعت برخیز ! در روایات متعددى كه دانشمند معروف اهل سنت حافظ حاكم حسكانى در شواهد التنزیل نقل كرده از امام صادق چنین آمده است كه فرمود:یعنى هنگامى كه فراغت یافتى على را به ولایت نصب كن .

قرطبى نیز در تفسیر خود از بعضى نقل كرده است كه معناى آیه این است هنگامى كه فراغت یافتى امامى را كه جانشین تو است نصب كن ( هر چند

تفسیر نمونه ج:27 ص:130

نامبرده خودش این معنى را نپذیرفته است ) .

با توجه به اینكه در آیه شریفه موضوع فراغت معین نشده است و فانصب از ماده نصب ( بر وزن نسب ) به معنى تعب و زحمت است آیه بیانگر یك اصل كلى و فراگیر است ، و هدف آن است كه پیامبر را به عنوان یك الگو و سرمشق از اشتغال به استراحت بعد از پایان یك امر مهم باز دارد ، و تلاش مستمر و پى گیر را در زندگى به او گوشزد كند .

با توجه به این معنى روشن مى شود كه تمام تفاسیر فوق صحیح است ولى هر كدام به عنوان یك مصداق از این معنى فراگیر و عام .

و چه برنامه سازنده و مؤثرى كه رمز پیروزى و تكامل در آن نهفته است ، اصولا بیكار بودن و فراغت كامل مایه خستگى ، كم شدن نشاط ، تنبلى و فرسودگى ، و در بسیارى از مواقع مایه فساد و تباهى و انواع گناهان است .

قابل توجه اینكه آمارها نشان مى دهد كه به هنگام تعطیلات مؤسسات آموزشى میزان فساد گاهى تا هفت برابر بالا مى رود ! به هر حال مجموعه این سوره بیانگر عنایت خاص الهى به پیغمبر اكرم (صلى الله علیهوآلهوسلّم) و تسلى او در برابر مشكلات ، و وعده نصرت و تایید او در برابر مشكلات و فراز و نشیبهاى راه رسالت است .

و در عین حال مجموعه اى است امیدبخش سازنده و حیات آفرین براى همه انسانها و همه رهروان راه حق .

 

نكته ها:

1 - همانگونه كه در بالا اشاره كرده ایم در روایات متعددى آمده است كه

تفسیر نمونه ج:27 ص:131

منظور از آیه فاذا فرغت فانصب ( به عنوان بیان یك مصداق ) نصب امیر - مؤمنان على (علیه السلام) به خلافت بعد از انجام امر رسالت است .

آلوسى در روح المعانى بعد از نقل این سخن از بعضى از امامیه مى گوید:آنها فانصب را با كسر ص خوانده اند ، و به فرض كه چنین باشد دلیلى بر این نمى شود كه منظور نصب على بن ابیطالب باشد ، سپس از زمخشرى در كشاف نقل مى كند كه اگر براى شیعه چنین تفسیرى ممكن باشد ناصبیها ( دشمنان على (علیه السلام) نیز مى توانند آن را به عنوان دستور به نصب ( به معنى بغض على بن ابیطالب ) تفسیر كنند ! .

زیرا انصب ( بفتح ص ) به معنى خود را به تعب بینداز و جد و جهد كن آمده در حالى كه انصب ( به كسر ص ) دستور به نصب كردن و بالا بردن و برپا داشتن است .

این مفسران چنین پنداشته اند كه شیعه قرائت آیه را تغییر مى دهد ، تا براى مساله ولایت به آن استدلال كند ، در حالى كه هرگز نیاز به چنین تغییرى نیست ، بلكه همین قرائت معروف و شناخته شده براى تفسیر مزبور كافى است ، زیرا مى گوید بعد از فراغت از امر مهمى مانند رسالت براى امر مهم دیگرى مانند ولایت تلاش و كوشش كن ، و این به عنوان یك مصداق ، كاملا قابل قبول است ، و مى دانیم پیامبر طبق حدیث معروف غدیر و احادیث فراوان دیگر كه در كتب همه علماى اسلام آمده است تلاش پى گیر و مستمرى در این زمینه داشت .

اما چقدر زننده است كه دانشمندى همچون زمخشرى كه على (علیه السلام) را به عنوان چهارمین پیشواى بزرگ اسلام و جانشین پیامبر (صلى الله علیهوآلهوسلّم) مى شمرد به خود اجازه دهد كه بگوید ناصبیها نیز حق دارند آیه را به بغض على بن ابیطالب

تفسیر نمونه ج:27 ص:132

تفسیر كنند ، چه تعبیر ركیك و زننده اى ؟ آنهم از چنین مفسرى ؟ راستى تعصب چه پیامدهاى زشتى كه ندارد ؟ ! 2 - دانشمند معروف معتزلى ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه از زبیر بن بكار كه به گفته او نه شیعه بود و نه با معاویه دشمنى داشت بلكه از على (علیه السلام) جدا شد و كناره گیرى كرد ، و به مخالفان پیوست او از فرزند مغیرة بن شعبه نقل مى كند كه پدرم مغیره از عقل و درایت معاویه سخن بسیار مى گفت ، و از طرز تفكرش اعجاب داشت ، ولى شبى از نزد او آمد در حالى كه بسیار غمگین و ناراحت بود فهمیدم مساله مهمى رخ داده است از او سؤال كردم دیدم از معاویه شدیدا بدگوئى مى كند ، علت را سؤال كردم گفت:امشب با او خلوت كرده بودم ، و به او گفتم تو به مقاماتى كه مى خواستى رسیدى ، اكنون در عدالت و گسترش خیرات بكوش ، زیرا سن تو بالا رفته است ، نسبت به بنى هاشم نیز نیكى كن ، چرا كه امروز تهدیدى براى تو محسوب نمى شوند ، و این سبب نام نیك براى تو مى شود .

او در پاسخ گفت:هیهات چه نامى از من باقى مى ماند ؟ خلیفه اول و دوم آنهمه كار كردند چه نامى از آنها باقى مانده ؟ ولى شما ابن ابى كبشه ( محمد (صلى الله علیهوآلهوسلّم) ) را بنگرید كه هر روز پنج مرتبه نام او را بر فراز ماذنه ها به صورت اشهد ان محمدا رسول الله مى برند ، اى بیچاره ! چه كارى بعد از او باقى مى ماند ؟ و چه نامى براى ما خواهد ماند ؟ نه بخدا سوگند مگر اینكه این وضع دگرگون گردد و نام پیامبر مدفون شود ! ولى به مقتضاى و رفعنا لك ذكرك خدا خواسته است كه این نام در سراسر

تفسیر نمونه ج:27 ص:133

تاریخ و در تمام جهان بشریت بلندآوازه باشد چه دیگران بپسندند یا نپسندند ؟ خشنود باشند یا ناخشنود ؟ اصلا این تعبیرات را اگر بشكافیم چه معنى خواهد داشت ؟ ! لا حول و لا قوة الا بالله ! .

خداوندا ! قلب ما را از حب ذات تهى كن و از عشق خودت مملو ساز .

پروردگارا ! تو خود وعده داده اى كه با هر مشكلى راحتى و آسودگى است ، مسلمین امروز را از این مشكلات عظیم و ناملائماتى كه از ناحیه دشمنان به آنها مى رسد آسوده ساز .

بارالها ! نعمتها و مواهب تو بر ما فراوان است به ما توفیق شكرگزارى آنها را مرحمت فرما .

آمین یا رب العالمین پایان سوره ا لم نشرح

 

 

 

 

سوره اخلاص این سوره در مكه نازل شده و داراى 4 آیه است

محتوى و فضیلت سوره اخلاص

این سوره چنانكه از نامش پیدا است ( سوره اخلاص و سوره توحید ) از توحید پروردگار ، و یگانگى او سخن مى گوید ، و در چهار آیه كوتاه چنان توصیفى از یگانگى خداوند كرده كه نیاز به اضافه ندارد .

در شان نزول این سوره از امام صادق (علیه السلام) چنین نقل شده:یهود از رسول الله (صلى الله علیهوآلهوسلّم) تقاضا كردند خداوند را براى آنها توصیف كند ، پیغمبر (صلى الله علیهوآلهوسلّم) سه روز سكوت كرد و پاسخى نگفت ، تا این سوره نازل شد و پاسخ آنها را بیان كرد .

  • ارسال نظر (0)
لیست توصیفنامه ها
30 آبان 86 - 00:04
بازهم پاییز است/رنگ ها در راه اند/چشم هایت بردار و بیاور/و کمی ذوق و بصیرت با خویش/پیش از آن لحظه که باز/شادی و شیطنت کودک باد/دستمالی بکند این همه نقاشی را.....
28 مهر 86 - 15:48
sallam bar molla mamad jan ahvale shoma? baba ma nemidonestim shoma enghad khob menbar miri. eeeeeeeeeival, vali khodaeish inaei ke gofti che rabti be profile dare? ama avazesh axat kheili mahshare. mrc ke on albomo gozashti jedan lezat bordam. bekhosos 3 ax va 5,7,12,.... mrccc. be golake ma ham sallam beresan