اکبر اکبر , akbarakbarakbar

اکبر اکبر

 عید سعید غدیر خم بر همه دوستان عزیزم مبارک
اکبر اکبر , akbarakbarakbar

اکبر اکبر

مطالب
cloobid
akbarakbarakbar
، 4 سال و 2 ماه و 1 روز
مرد 28 ساله مجرد
ليسانس ،


تبلیغات

اکبر اکبر , akbarakbarakbar
پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرماید: چه خوب فرزندانی هستند دخترانِ با حجاب. هر کس یکی از آنها را داشته باشد، خداوند آن را برای وی پوششی از آتش دوزخ قرار می دهد و هر کس دو تا داشته باشد، خداوند به خاطر آنان، او را وارد بهشت می سازد و اگر سه دختر یا مانند آن خواهر داشته باشد، جهاد و صدقه ای استحبابی از او بر می دارد.

رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند: دختران، دلسوز و مددکار و با برکت اند.

پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند: هر کس وارد بازار شود و چیزی بخرد و آن را برای خانواده اش ببرد، مانند کسی است که صدقه ای را برای گروهی نیازمند می برد و باید پیش از پسران، از دختران آغاز کند؛ چرا که هر کس دخترکی(از فرزندان خود) را شاد کند، گویا برده ای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است و هر کس چشم پسری را روشن کند، گویا از ترس خداوند گریسته است و هر کس از ترس خداوند بگرید، خداوند او را وارد بهشت های پرنعمت می سازد.

شخصی فرزندی در راه داشت؛ نامه ای به امام هادی علیه السّلام نوشت: من فرزندی در راه دارم. از خدا بخواه که پسری روزی ام کند. امام علیه السّلام در پاسخ نوشت: «چه بسا دختری که از پسری بهتر باشد» و برای او دختری زاده شد.

در روایتی دیگر که درباره فضیلت تحمل آزار کودک در کتاب کافی مرحوم کلینی، آمده است، امام صادق علیه السّلام در مجلسی نشسته بودند که یونس بن یعقوب وارد شد. حضرت به وی فرمود: «چه شده تو را نالان می بینم؟»

عرض کرد: کودکی دارم که سراسر شب از گریه های او اذیت شدم.

حضرت فرمودند: «ای یونس! پدرم محمد بن علی، از پدرانش، از جدم پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل کرد که جبرئیل بر وی فرود آمده در حالی کهپیامبرخدا و علی که درود خدا بر آنان باد، ناله می کردند.

جبرئیل گفت: ای حبیب خدا! چه شده که تو را نالان می بینم؟ پیامبر فرمودند: «دو کودک داریم که از گریه آنان، اذیت شده ایم.»

جبرئیل گفت: صبر کن، ای محمّد! چرا که به زودی برای این قوم، پیروانی برانگیخته می شوند که هر گاه یکی از آنان گریه کند، گریه اش تا هفت سالگی «لا اله الا الله» است و وقتی از هفت سالگی گذشت، گریه اش تا بلوغ، آمرزش خواهی برای پدر و مادرش است و چون از بلوغ گذشت، هر کار نیکی که انجام دهد، به نفع پدر و مادرش است.
ادامه
99
اکبر اکبر , akbarakbarakbar
در علوم اجتماعی اصطلاحی به‌نام «پیشگویی خودانجام» (Self-fulfilling prophesy) وجود دارد و به معنای پیشگویی‌ای است که به‌صورت مستقیم یا غیر مستقیم باعث تحقق خود می‌گردد. به‌عنوان مثال در سال ۱۹۲۹ در ایالات متحده آمریکا که بحران مالی به‌وجود آمده بود شایعه شد که که بانک‌ها در حال ورشکستگی‌اند. در پی این شایعه مردم به بانک‌ها هجوم بردند و پول‌های خود رابیرون کشیدند. همین موضوع باعث شد که بانک‌ها موجودی و سرمایه خود را از دست بدهند و واقعاً دچار ورشکستگی شوند.

در چند ماه اخیر این نوع پیشگویی‌ای خودانجام به شدت در کشور رواج پیدا کرده است. یعنی با شنیدن اندک شایعه‌ای در مورد کاهش تولید یک کالا، مردم به بازار حمله می‌کنند و با خرید بیش از نیاز خود، تعادل عرضه و تقاضا را به هم می‌زنند و خود، باعث می‌شوند که کالا در بازار کمیاب شود. شایعه می‌شود دلار در حال گران شدن است و مردم تحت‌تأثیر پدیده رفتار گله‌ای (Herd behavior) به بازار دلار هجوم می‌برند و تمام سرمایه خود را تبدیل به دلار می‌کنند به‌طوری‌که عرضه فوق‌العاده دلار توسط دولت نیز نمی‌تواند عطش خریداران حریص و هراسان را فرو نشاند.

این در حالی است که در شرایط نیاز مبرم کشور به ارز، چند ده میلیارد دلار در خانه مردم دپو شده است. روزی دیگر شایعه‌پراکنان از احتمال گرانی سکه و طلا خبر می‌دهند و مردم زندگی خود را می‌فروشند تا سکه بخرند. در کشوری که بر اساس آمار به‌ازای هر خانوار ایرانی ۲/۱ خودرو وجود دارد، ناگهان عطش به خرید خودرو به قدری زیاد می‌شود که با باز شدن سایت فروش خودرو، در مدت چند ثانیه تمام موجودی قابل عرضه، خریداری می‌شود. پوشک و مواد سلولزی نیز تحت‌تأثیر همین شایعات ناگهان در کشور نایاب می‌شود و مردم قفسه‌های فروشگاه‌ها را جارو می‌کنند. چه صحنه تحقیرآمیز و ترحم‌برانگیزی است که یک خودروی چندصد میلیونی جلوی در فروشگاهی می‌ایستد و صاحب آن به اندازه چند ماه مصرف خود دستمال کاغذی و... خریداری می‌کند و به سراغ فروشگاه بعدی می‌رود...

هرچند مدیریت ضعیف دولت در این زمینه قابل انکار نیست، اما واقعاً قابل فهم نیست که چرا مردم به رفتاری دست می‌زنند که باعث وخیم‌تر شدن اوضاع کشورشان می‌شود و مصداق شعر «یکی بر سر شاخ بن می‌برید» قرار بگیرند؟ آیا نباید اندکی عقلانیت بر رفتار و تعاملات ما مردم حاکم باشد؟ مگر نه اینکه در متون اسلامی و معارف شیعه بر ایثار و از خودگذشتگی و دوری از زیان رساندن به دیگران تأکید شده است؟ آیا متوجه نیستیم که ولع در خرید بیش از مایحتاج در واقع دزدیدن لقمه از دهان یکدیگر است؟ اگر به جای دلار و سکه و پوشک، دچار کمبود نان و خوراکی در بازار شده بودیم، با یکدیگر چگونه رفتار می‌کردیم؟

در دادگاه روز واپسین، خداوند فقرا و نیازمندان را حاضر می‌کند و از مردم می‌خواهد بگویند برای رفع نیاز آن‌ها چه کردند؟ آن روز احتمالاً عده‌ای هستند که به خداوند متعال پاسخ می‌دهند ما به اندازه‌ای قدرت اقتصادی نداشتیم که بتوانیم به این افراد کمک کنیم، اما حداقل کاری که از دست ما بر می‌آمد این بود که به‌عنوان مصرف‌کننده با «نخریدن» و «احتکار نکردن کالا در خانه» اندکی از گران شدن مایحتاج مردم جلوگیری کردیم.

یادداشت را با نقل روایتی از امام صادق؟ ع؟ که در کتاب داستان راستان (جلد دوم) آمده به پایان می‌رسانم:

«زمانی نرخ گندم و نان روز به روز در مدینه بالا می‌رفت و نگرانی و وحشت بر همه مردم مستولی شده بود. آن کس که آذوقه سال را تهیه نکرده بود در تلاش بود که تهیه کند و آن کس که تهیه کرده بود مواظب بود آن را حفظ کند. در این میان مردمی هم بودند که به‌واسطه تنگدستی محبور بودند روز به روز آذوقه خود را از

بازار بخرند.

امام صادق(ع) به «متعب» وکیل خرج خانه خود دستور داد تمام ذخیره گندم خانه را به بازار ببرد و در اختیار مردم بگذارد و بفروشد و نان خانه را روز به روز تهیه کند. به‌علاوه، چون در نتیجه گرانی گندم تهیه نان از گندم برای اغلب مردم سخت شده بود امام دستور دادند که نان تهیه شده برای خانه نیمی از جو و نیمی از گندم باشد. امام در ادامه فرمودند: «من بحمدالله توانایی دارم که تا آخر سال خانه خود را با نان گندم به بهترین وجهی اداره کنم. ولی این کار را نمی‌کنم تا در پیشگاه الهی مسأله اندازه‌گیری معیشت را رعایت کرده باشم (احب یرانی الله قد احسنت تقدیر المعیشه).»
ادامه
اکبر اکبر , akbarakbarakbar
محمد حسین رجبی دوانی کارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام با موضوع معرفی یاران و اصحاب سیدالشهدا (ع) درباره یکی از شخصیت های تاثیرگذار کربلا «اَبوثُمامه صائدی» گفت: ابوثمامه صائدی از اصحاب امیرالمومنین و از دلاوران و جنگ آوران کوفه بود.هنگامی که مسلم بن عقیل از طرف امام به کوفه آمد، اَبوثُمامه صائدی از نخستین کسانی بود که در خدمت مسلم قرار گرفت و با او بیعت کرد.

اَبوثُمامه صائدی به سبب تجربه در فنون جنگی از سوی مسلم، مسئول تدارکات و خرید سلاح برای قیام و به دست گرفتن امور کوفه شد.

ابوثمامه هنگام قیام مسلم بن عقیل فرمانده یکی از بخش‌های چهارگانه سپاه او بود و بعد از شکست قیام مسلم توانست خود را به کربلا برساند و در محضر امام حاضر شد. ابوثمامه هنگامی که در کربلا عمر بن سعد لعنت الله علیه فرد جسور و پلیدی به نام کثیر بن عبدالله را برای مذاکره نزد امام حسین (ع) فرستاد، چون می دانست این فرد بسیار خطرناک است قصد داشت او را خلع سلاح کند تا هنگام رسیدن آن ملعون به امام خطری ایشان را تهدید نکند. اما کثیر این اجازه را به او نمی‌داد ولی ابوثمامه شرط کرد که باید دست من بر روی قبضه شمشیر تو باشد چون من به تو اعتماد ندارم.آن ملعون که قصد جان امام را داشت وقتی با برخورد محکم ابوثمامه مواجه شد از کار خود دست کشید.

ابوثمامه همان کسی است که در ظهر عاشورا در هنگامه ظهر به امام حسین (ع) عرض کرد: یابن الرسول الله وقت شرعی ظهر و اقامه نماز شده است. سید الشهدا (ع) در حق او دعا فرمودند و این چنین گفتند: خداوند تو را از نمازگزاران واقعی قرار دهد که نماز را متذکر شدی. ابوثمامه پس از رزم نمایان در ظهر عاشورا در رکاب سرور و سالار شهیدان به شهادت رسید.
ادامه
اکبر اکبر , akbarakbarakbar
تصویر هوایی زیبا از عزاداری شب گذشته با حضور هزاران نفر از عاشقان اهل بیت(ع) در بین الحرمین را مشاهده می کنید.
ادامه
اکبر اکبر , akbarakbarakbar
4 روز پیش
ادامه
کامنت بنویسید...
اکبر اکبر , akbarakbarakbar
یکشنبه 25 شهریور ، 16:48
سپااااس خانم مریمی
ادامه
فضه  , ghanariekhamosh
یکشنبه 25 شهریور ، 00:05
ادامه
اکبر اکبر , akbarakbarakbar
شنبه 24 شهریور ، 22:58
سپااااااااااس ساناز خانم
ادامه