لیست دوستان :: 96
لیست کلوبها :: 185بهوش باش که ایران ترا پیام دهد 21 تیر 87 - 03:04 |
بهوش باش که ایران تو را پیام دهد
|
لیست توصیفنامه ها7 تیر 87 - 20:56 | |
از غم خبری نبود اگر عشق نبود. دل بود .ولی چه سود اگر عشق نبود؟ بی رنگ تر از نقطه موهومی بود این دایره كبود،اگرعشق نبود از آئینه ها غبار خاموشی را عكس چه كسی زدود اگر عشق نبود؟ در سینه هر سنگ دلی در تپش است از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟ بی عشق دلم جز گرهی كور چه بود؟ دل چشم نمیگشود اگر عشق نبود. از دست تودر این همه سرگردانی تكلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟ |
7 تیر 87 - 14:13 | |
ئه ی دلیران , بیچوه شیران
به سیه هه لسن له خه و وا به یانه
بو به رزی تی قه ومی كورد
تیكوشن ده ست و برد
چاوی لیتانه دایكی و ه ته ن
عاله م ئه مرو هه ر خه ریكه
هه ول ئه دا بو به ریه تی ژیانی
یه ك گرن , پیش كه ون
را په رن , سه ر كه ون
چاوی لیتانه دایكی وه ته ن
مه كته به ده رمانی ئیمه
خویند نه ره هبه ری رستگاری
هه لسن ئه ی لاوی كورد
تیكوشن ده ست و برد
چاوی لیتانه دایكی وه ته ن
چاره سازان كار به ده ستان
بوچی وامات و بی ده نگ و دورن
ئو بالی قه و می كورد
له ئه ستوی ئیوه یه
چاوی لیتانه دایكی وه ته ن
بی كه س
ترجمه فارسی
ای دلیران
ای دلیران , ای بچه شیران
دیگر بس است از خواب بیدار شوید زیرا كه صبح دمیده
برای سربلندی خلق كرد
بدون وقفه كوشش كنید
مام وطن چشم انتظار شماست
دنیا امروز سخت میكوشد
برای سربلندی زندگیش
متحد شوید و به پیش روید
برخیزید و پیروز شوید
مام وطن چشم انتظار شماست
مكتب و مدرسه درمان درد ما است
خواندن و سواد آمو ختن رهبر رستگاری ماست
برخیزید ای جوانان كرد
بدون وقفه مبارزه كنید
مام وطن چشم انتظار شماست
چاره سازان كار به دستان
چرا مات و مبهوت و بی صدا دور از مردم هستید
زیرا مسئولیت خلق كرد
بر عهده شماست
مام وطن چشم انتظار شماست
|
24 خرداد 87 - 18:22 | |
تو یک غروب غم انگیز می رسی از راه که می برند مرا روی شانه های سیاه صدای گریه بلند است و جمله هایی هم شبیه ِ تسلیت و غصه و غمی جانکاه به گوش ِ یخزده ام می رسد ، و فریادی شبیه ِ حرمت ِ این لا اله الا الله ! و چشم هام ، که چشم انتظار ِ تو هستند ! ( اگر چه منجمدند و نمی کنند نگاه ) و بغض می کند آن جا جنازه ی من که "تو" را همیشه "نفس" می کشید و "خود" را "آه" ! چقدر شب که تو را من مرور کرده ام و ُ رسیده ام به غزل ، گُل ، شکوفه ، دریا ، ماه ! بدون تو ، همه ی عمر من دو قسمت شد : " دقیقه های تکیده " ، " دقیقه های تباه " اگر چه متن بلندی ست درد دل هایم سکوت می کنم و شرح قصّه را کوتاه که باز جمعه رسید و نیامدی و شدند " غروب ِ جمعه " و " مرگ " و " وجود ِ من " همراه ! برای بدرقه نعش من بیا ( هر روز ) که کار من شده سی بار مرگ ( در هر ماه ) |




















