لیست کلوبها :: 22مرگ فقر 13 شهریور 87 - 17:52 |
شب
از كار توانفرسای روزانه به سوی كلبه خویش ، پا را مینهم در پیش و اشكی
گرم بر رخسار سردم نقش میبندد ؛ صدایی جز صدای پای من از پی نمیآید ؛ به
جز من عابری در شهر پیدا نیست ؛ خیابانهای پرجوش و خروش شهر خاموش است ؛
زمان آبستن سرمای جانسوز است ، زغربال هوا بر دامن شب نقره میبارد.
كلاغی پیر بر روی ذرختی لانه میجوید ، سگ آوارهای از شدت من از این صحنههای زشت و بدمنظر به راه خویش ، پا را مینهم در پیش و اشكی گرم بر رخسار سردم نقش میبندد .
در این تاریكی و ظلمت ناگهان صدای نالهای در گوش من بنشست . زلرزش رشته
تار دلم بگسست ، قدم را تندتر كردم تا ببینم كیست ، فغان و ناله اش از
چیست ؛ چو دیدم فقیری لامكان از شدت سرما ، چو مار زخمخورده می پیچد از
درد ، سخنهایش شرر بر جان میزد ؛ خداوندا جوابم ده ، شنیدم هركه را خواهی دهی عزّت، شنیدم هركه را خواهی دهی ذلّت، خداوندا عزّت و ذلّت به دست توست ؛ ای پروردگار دانا ، چرا این دردهای دردمندان را طبیبی نیست ؟ چرا با این همه نعمت مرا از آن نصیبی نیست ؟ خداوندا ستم كافیست ! زمان با برف خود آنشب ، برای او كفن میدوخت ، درون كاخ زیبا چلچراغی تا سحر میسوخت |
لیست توصیفنامه ها5 شهریور 87 - 13:53 | |
SalAm
khAsTaM TavaLoDeTO pIsHa PiSh TAbRiK bEgAm
sAlE bAsHi HaMsHaHrI 1000 |












