__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 22
  • نام کلوب :بچه های اهواز
    نام انگلیسی : ahvazian_boys
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    3397 عضو ، 137 بحث ، 21 آلبوم ، 23 مقاله ، 10 لینک

    بچه های اهواز

  • نام کلوب :اخبار سینمای ایران
    نام انگلیسی : icn
    تاسیس : 19 فروردین 1384
    7088 عضو ، 853 بحث ، 52 آلبوم ، 31 مقاله ، 25 لینک ، 9 نظرسنجی

    اخبار سینمای ایران

  • نام کلوب :گفتگوی ادیان
    نام انگلیسی : iid
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    4259 عضو ، 562 بحث ، 23 آلبوم ، 47 مقاله ، 67 لینک ، 6 نظرسنجی

    گفتگوی ادیان

  • نام کلوب :زرتشتیان
    نام انگلیسی : zarathustra
    تاسیس : 22 دی 1383
    3468 عضو ، 1087 بحث ، 2 آلبوم ، 14 مقاله ، 10 لینک

    زرتشتیان

  • نام کلوب :مــــــــــــرگ
    نام انگلیسی : marg1364
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    2738 عضو ، 393 بحث ، 1 آلبوم ، 9 مقاله ، 9 لینک

    مــــــــــــرگ

  • نام کلوب :زرتشت پیا مبر ایران با
    نام انگلیسی : zoroaster
    تاسیس : 9 اردیبهشت 1384
    2273 عضو ، 161 بحث ، 9 آلبوم ، 9 مقاله ، 12 لینک ، 2 نظرسنجی

    زرتشت پیا مبر ایران با ستا ن

مرگ فقر
13 شهریور 87 - 17:52
       شب از كار توان‌فرسای روزانه به سوی كلبه خویش ، پا را می‌نهم در پیش و اشكی گرم بر رخسار سردم نقش می‌بندد ؛ صدایی جز صدای پای من از پی نمی‌آید ؛ به جز من عابری در شهر پیدا نیست ؛ خیابانهای پرجوش و خروش شهر خاموش است ؛ زمان آبستن سرمای جانسوز است ، زغربال هوا بر دامن شب نقره می‌بارد.

   كلاغی پیر بر روی ذرختی لانه می‌جوید ، سگ آواره‌ای از شدت 09religi_marge_faghr سرما مثال بید می‌لرزد ؛ تنم از خستگی با پتك می‌كوبد ، سرم را در گریبان كرده‌ام پنهان ، كه از سرمای جانسوز زمستان در امان باشم ؛ دو پایم در تیرگی‌ها راه می‌پوید ، زن هرجایی اندر انتظاری عابری، تن رنجور خود را به هرسو می‌كشاند؛ كه شاید در چنین ساعات شب مرد هوس‌بازی به دام افتد و او را با پشیزی چند در آغوش خود گیرد ، پس آنگه لقمه نانی بدست آرد كه شكم را از عذاب بی‌غذایی‌ها رها سازد .

من از این صحنه‌های زشت و بدمنظر به راه خویش ، پا را می‌نهم در پیش و اشكی گرم بر رخسار سردم نقش می‌بندد .

   در این تاریكی و ظلمت ناگهان صدای ناله‌ای در گوش من بنشست . زلرزش رشته تار دلم بگسست ، قدم را تندتر كردم تا ببینم كیست ، فغان و ناله اش از چیست ؛ چو دیدم فقیری لامكان از شدت سرما ، چو مار زخم‌خورده می پیچد از درد ، سخنهایش شرر بر جان می‌زد ؛

   خداوندا جوابم ده ، شنیدم هركه را خواهی دهی عزّت، شنیدم هركه را خواهی دهی ذلّت، خداوندا عزّت و ذلّت به دست توست ؛ ای پروردگار دانا ، چرا این دردهای دردمندان را طبیبی نیست ؟ چرا با این همه نعمت مرا از آن نصیبی نیست ؟ خداوندا ستم كافیست !

زمان با برف خود آنشب ، برای او كفن می‌دوخت ، درون كاخ زیبا چلچراغی تا سحر می‌سوخت

لیست توصیفنامه ها
5 شهریور 87 - 13:53
SalAm khAsTaM TavaLoDeTO pIsHa PiSh TAbRiK bEgAm sAlE bAsHi HaMsHaHrI 1000
__