لیست دوستان :: 27
لیست کلوبها :: 71
لیست توصیفنامه ها26 شهریور 87 - 07:29 | |
نمیدانم که هستی نمیدانم چه هستی
زبان شعر من پیش تو لال است
دو چشم شعر من پیش تو کور است
نمیدانم که در اندیشه من تو هستی یا خیال است
تولدت مبارک |
22 خرداد 87 - 12:06 | |
شندیم می خوای بری باز من و تنها بذاری هرچی یاد و خاطره ست پشت دلت جا بذاری شنیدم گفتی نگاهش واسه چشمام عادیه هر چیزی حدی داره محبتاش زیادیه شنیدم یه مدتی می خوای ازم دوری کنی اینه رسمش که با این دیوونه اینجوری کنی شنیدم همین روزا بازم می خوای بری سفر بسلامت ! عزیزم اما همینجور بی خبر شندیم خسته شدی از بازیای سرنوشت نکنه اینبار دیگه بی من می خوای بری بهشت شنیدم گفتی که سرنوشتمون دست خداست اما تو خوب می دونی حسابت از همه جداست شنیدم گفتی باید برم سراغ زندگیم شنیدم گفتی با اینکه خیلی چیز یادم داده نمی دونم چی شده از چش من افتاده شایدم تموم این شنیدنیها شایعه ست از تو اما نمی پرسم گفته باشی فاجعه ست |
18 خرداد 87 - 16:29 | |
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با خفت و خاری پی شبنم نمی گردم ******* خیلی سخته اون کسی که گفت واسه چشات می میره بره ودیگه سراغی از تو و نگات نگیره....خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی بهار شد یه جوری ازش جداش شی... خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی ...خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره ولی تا رسیدی اونجا ببینی که روز شد دوباره... ****** هیچوقت مغرور نشو ..... برگها وقتی میریزن كه فكر میكنن طلا شدن ********** خواب من... شبی خواب دیدم با خدا كنار ساحل قدم میزنم ، ردپا ی هر دو ی ما روی ساحل بود ، وقتی برگشتم و به گذشته نگاه كردم دیدم در موقع سختی تنها یك رد پا كناره ساحل است ، پس به خدا گله كردم و گفتم :خدایا چرا در موقع سختی مرا تنها گذاشتی ، خدا لبخندی زد و گفت :فرزندم در آن موقع تو بر دوش من بودی................ ************** خدائیش قدیمیا یه چیزی حالیشون بوده! آلبرت انیشتین میگه ؛ عشق مثله یه ساعت شنی میمونه ، همزمان كه قلبت رو پر میكنه عقلت رو خالی میكنه |






















