لیست کلوبها :: 16
لیست توصیفنامه ها2 خرداد 86 - 04:14 | |
دخترک ، خنده کنان گفت که : چیست؟
راز ِ این حلقه ی زر
راز ِ این حلقه که انگشت ِ مرا
اینچنین تنگ ، گرفته ست به بر
راز ِ این حلقه ، که در چهره ی او
اینهمه ، تابش و رخشندگی است
مرد ، حیران شد و گفت :
حلقه ی خوشبختیست !!! حلقه ی زندگی است !!!
همه گفتند : مبارک باشد !
دخترک گفت : دریغا که مرا
باز ، در معنیه آن ، شک باشد !!
...................................
....................................
سالها رفت و... شبی ،
زنی افسرده !! نظر کرد بر آن حلقه ی زر....
دید در نقش ِ فروزنده ی او
روزهایی که به امّید ِ وفای شوهر
به هدر رفته ، هدر...
زن ، پریشان شد و نالید که : واااای !!
وااای !! ، این حلقه که در چهره ی او
باز هم ، تابش و رخشندگی است
حلقه ی بردگی و بندگی است !!........*
********
****************************
|
6 اردیبهشت 86 - 17:59 | |
در المپیك سیاتل:
9 ورزشكار دو و میدانی كه هركدام گرفتار نوعی عقب ماندگی جسمی یا روحی بودند،
بر روی خط شروع مسابقه دو 100 متر ایستادند،
مسابقه با صدای شلیك تفنگ، شروع شد.
هیچكس ، آنچنان دونده نبود،
اما هر نفر میخواست كه در مسابقه شركت كند و برنده شود.
آنها در ردیفهای سه تایی شروع به دویدن كردند،
ناگهان پسری پایش لغزید ، چند معلق زد و به زمین افتاد، و شروع به گریه كرد.
هشت نفر دیگر صدای گریه او را شنیدند.
حركت خود را كند كرده و از پشت سر به او نگاه كردند...
ایستادند و به عقب برگشتند...
همگی...
دختری كه دچار سندرم دان (ناتوانی ذهنی) بود كنارش نشست،
او را بغل كرد و پرسید "بهتر شدی ؟"
پس از آن هر 9 نفر دوشادوش یكدیگر تا خط پایان گام برداشتند
تمام جمعیت بصورت ایستاده برای مدتها كف زدند. این تشویق مدت زیادی طول كشید.
ز هشیاران عالم هر که را دیدم غمی دارد
دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد |
24 آذر 85 - 02:34 | |
برو زیر بارون دست تو باز کن .به تعداد قطرههای بارونی که گرفتی دوستم داری و به تعداد قطرههایی که نگرفتی دوست دارم |














