لیست دوستان :: 61
لیست کلوبها :: 34چرا به یكی كم و به دیگری زیاد داده می شود 1 مرداد 87 - 13:22 |
با سلام
دوست گرامی سوالی كه شما كرده اید در واقع سوالی است كه همه انسانها خواستار حل این مسئله بسیار پیچیده هستند. اما متاسفانه این مطلبی نیست كه به آسانی حل شود چرا كه بسیاری از حقایق در این عالم وجود دارد وهیچ انسانی جز ائمه (علیهم السلام) ظرفیت درك و فهم آن را ندارد . این مسئله جزو همان مسائلی است كه درك و فهم آن نیاز به زمان دارد و به راحتی قابل حل نیست. اما برای اینكه انسان از حیرت در بیاید می توان جواب ساده ای جمع و جور كرد. و آن این است كه قبل از هر چیز باید فرق بیت تفاوت و تبعیض را مشخص كرد . تفاوت غیر از تبعیض است ؛ در عالم تفاوت وجود دارد اما تبعیض نه! شهید مطهری در همین رابطه می فرمایند: « در خلقت اختلاف هست اما تبعیض وجود ندارد. تبعیض یعنى اینكه دو شى كه براى هر دوى آنها امكاناتى وجود داشته باشد، این امكان را به یكى بدهند و به دیگرى ندهند چنین چیزى [در خلقت] نیست. هر موجودى در هر مرتبه اى كه هست، در هر حدى كه براى آن ممكن است خیر از ناحیه ى پروردگار [به او] برسد، مى رسد اگر اختلافى در میان اشیاء هست، اختلافى است كه از ناحیه امكانات ذاتى خود اشیاء است، تفاوتهاى ذاتى خود اشیاء است، تفاوتهاى ذاتى خود اشیا كه امكان ندارد آن در جایى كه هست بیش از آنچه دارد داشته باشد و این در جایى كه هست بیش از آنچه دارد داشته باشد.» مجموعه آثار شهید مطهرى ج 4- توحید
باید فرق بین «تفاوت و تبعیض» روشن شود. تفاوت اصلى مسلم و كاملًا روشن در جهان و خلقت ابقاء است و هر موجودى با موجودى دیگر متفاوت است و باید همچنین باشد زیرا اگرتفاوت نبود، تشخیص و تمایزى هم نبود. مثلًا فرض كنید همه جهان «گل» خلق مىشد (چیزى كه بهتر از آن نیست) اصلًا زندگى معنى و مفهومى نداشت بنابراین تفاوت لازمه جهان مادى است. و هر موجودى با موجود دیگر، هر انسانى با انسان دیگر باید متفاوت باشد. پس تفاوت با عدالت تناقضى ندارد. آنچه كه بر خداوند حكیم و عادل زشت و ناپسند است بىعدالتى یا تبعیض است. عدالت یعنى قرار دادن هر چیزى سر جاى خود و این به معناى تساوى همه اشیاء یا تساوى همه افراد در یك شىء واحد نیست. هر موجودى از این جهان ماده سهمى از وجود دارد و ظرفیتى دارد كه به همان اندازه ظرفیتى كه دارد از كمالات وجودى برخوردار است. اگر كمتر یا بیشتر از ظرفیت وجودى یك شىء به آن كمال عنایت شود این بىعدالتى است كه بر خداوند حكیم عادل قبیح است. حال اگر تفاوتى بین اشیاء جهان و انسانها مىبیند در واقع براساس همان ظرفیت وجودیشان است نه این كه حقى از كمال و وجود داشته و خداوند به او عنایت نكرده است و از این موضوع فلسفى كه بگذریم، اگر در رمز و راز تفاوت اشیاء و افراد اندكى بیاندیشیم درك خواهیم كرد كه براساس مصلحتى كه خداى حكیم و علیم مىداند این تفاوتها به وجود آمده است، زیرا: اولًا، این تفاوتها براساس ظرفیت وجودىشان است ثانیا، اگر به فردى در این دنیا چیزى عنایت نكرده كه بر دیگرى داده است خداوند در جاى دیگر جبران مىكند چرا كه خداوند جبار است «جبران كننده». ثالثا، چه بسا آنچه فرد نتوانسته به دست آورد در اثر كم تحركى خود فرد بوده است نه آن كه خداوند نخواسته است و چیزى به او كمتر برسد به میزان تلاش و سعى انسانها به كمال و رشد دست پیدا مىكنند. رابعا، گاهى بندهاى از بندگان خدا چیزى را از خداوند طلب مىكند كه به مصلحت و صلاح او نیست ولى بنده نمىداند و اگر اندكى از آینده اطلاع یا بد كه چگونه ممكن است این نعمت طلب كرده، باعث هلاكت وى مىشود، هرگز از خداوند طلب نخواهد كرد.
و مطلب بسیار مشكل و پیچیده ای كه وجود دارد و به نظر من اگر این مسئله برای ما انسانها روشن بشود مطمئا راههای شناخت به سوی ما گشوده خواهد شد و بسیاری از مسائل برای ما حل شده تلقی می شود. دوست من حتما می دانید كه زمان فقط در این دنیا كه غرق در ماده است معنی دارد و در غیر این دنیا ، زمان مفهومی ندارد مثلا در عالم برزخ ( عالم مثال) و یا در عالم قیامت(عالم عقل) زمان بی مفهوم است زیرا عالم مثال و عقل،مجرد است و مجردات بری از زمان و مكان هستند. پس وقتی در عوالم بالاتر زمانی وجود ندارد مفهومش این است كه گذشته و حال و آینده نیز وجود نخواهد داشت. برای خداوند سبحان گذشته و حال و آینده یكی است و فرقی بین این سه زمان برای ذات مقدسش وجود ندارد. وقتی ازمنه ثلاثه برای او تفاوتی ندارد معلوم می شود كه او بر آینده و گذشته و حال ما آگاه است و می داند كه در چه زمانی به چه علت و به چه نیتی با اختیار خود فلان كار را انجام خواهیم داد و یا می داند كه در فلان زمان قصد انجام كاری را خواهیم داشت و بعد با اختیار خود قصدمان را به كار دیگری تغییر خواهیم داد. خداوند بر همه اینها آگاه است. با این بیان روشن می شود كه چون خداوند بر گذشته و حال و آینده ما آگاهی دارد بنابراین بر ذات ما و نیازها و ظرفیت ذات ما نیز آگاهی دارد و می داند كه این مخلوق دارای چه ظرفیتهایی است ؛ و طبق همان ظرفیتها با او رفتار می كند. با این بیان خدا می داند كه فلان شخص با ظرفیت بیشتر استحقاق چیزی را دارد ولی بر عكس فلان شخص دیگر با ظرفیت كمتر استحقاق همان چیز را ندارد.
اما در آخر عرایضم با آوردن یك مثال فهم این حقیقت كمی ساده جلوه می نماید. شما وقتی به اعضای و جوارح بدن خود نگاه می كنید تفاوت را در تك تك اعضای بدنتان مشاهده می كنید . آیا این تفاوتها بی عدالتی است یا عین عدالت است . اگر همان مایعی كه در روده وجود دارد به مغز داده شود چه اتفاقی رخ خواهد داد ، مغز دارای ظرفیت وجودی بیشتری است بنابراین یكی از بهترین مایعات را دریافت كرده است و روده چون از ظرفیت وجودی كمتری برخوردار است یكی از بدترین مایعات را دریافت كرده است. حال اگر مایعی را كه در مغز وجود دارد به روده و مایع روده را به مغز بدهند چه اتفاق وحشتناكی اتفاق می افتد؟ آیا چیزی از انسانیت باقی ماند ؟ یا اینكه مغز و به تبع آن كل عالم بدن از كار می افتد؟ مسلما در بدن نیز تفاوت وجود دارد اما تبعیض نه! چرا كه نمی توان گفت: چرا به مغز یكی از بهترین مایعات را دادی و به روده یكی از پست ترین مایعات را؟ چون كمالات وجودی مغز بیشتر است و كمالات وجودی روده كمتر؛ اگر به مغز كمتر از كمالات وجودیش داده شود این تبعیض است و بی عدالتی. دوست من به نظر من عالم طبیعت نیز مانند عالم بدن است . در عالم طبیعت هر كسی دارای كمالات وجودی مختلف و متفاوتی است و به اندازه همان كمالات وجودی نیز خیر دریافت می كند. ببخشید كه سرتان را درد آوردم این بخشی از سخنان بنده بود امیدوارم با حوصله زیاد مطالب بنده را بخوانید و اگر بازهم راضی نشدید به من خبر بدهید. خوشحال می شوم نظرتون رو راجع به این مطالب بدونم. |
لیست توصیفنامه ها11 خرداد 87 - 21:53 | |
انس از حضرت رسول اكرم روایت مىكند كه آن حضرت فرمود:
«ان آدم صلواتاللَّهعلیه نظر فى الجنة فلم یر صوره مثل صورته فقال: الهى لیس فى الجنة صورة مثل صورتى؟ فاخبره اللَّه تعالى و اشار الى جنة الفردوس، فراى قصرا من یاقوته بیضاء فدخلها فراى خمس صور مكتوب على كل صورة اسمها: انا محمود و هذا احمد، انا الاعلى و هذا على، انا الفاطر و هذه فاطمه، انا المحسن و هذا حسن، انا ذوالاحسان و هذا حسین». (1)
«حضرت آدم چون در بهشت به هر سو نگریست و صورتى را به شكل و قیافهى خود نیافت، عرض كرد: خدایا، صورتى نظیر چهرهى من نیافریدهاى؟ خداى متعال او را متوجه بهشت فردوس كرد و حضرت آدم در آنجا قصرى از یاقوت سفید دید و هنگامى كه وارد آن قصر شد، پنج تصویر مشاهده كرد كه اسامى هریك از آنان به این شرح نوشته شده بود: من محمودم و این احمد است، من اعلى هستم و این على است، من فاطرم و این فاطمه است، من محسنم و این حسن است، من ذوالاحسانم و این حسین است».
1ـ زین الفتى فى شرح سوره هل اتى (تالیف عاصمى).
|
25 اردیبهشت 87 - 12:26 | |
یا الله
***************
خواب با یقین بهتر از نماز شب با شک و تردید است. امام علی (ع)
***************
ممنون از یادداشتتان |
24 اردیبهشت 87 - 01:46 | |
اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد ؛ بدون کار " خدا " بوده ! اگه بی محابا دل ها قبل از دست ها بهم گره خورد ؛ بدون کار " خدا " بوده ! اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا خورد نشی ؛ بدون تنها محرمت " خدا " بوده ! حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهایی خفت کرده ؛ شک نکن تنها مرهمت "خداست" که ؛ از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده ! آخه می دونی ؟ : " خدا " خیلی تنهاست. |























