__
لیست دوستان برای دوستان مقدور می باشد.
لیست کلوبها :: 70
  • نام کلوب :گیتاریست
    نام انگلیسی : guitarist
    تاسیس : 22 دی 1383
    5427 عضو ، 116 بحث ، 2 مقاله

    گیتاریست

  • نام کلوب :اهداء عضو
    نام انگلیسی : organ_donation
    تاسیس : 13 خرداد 1384
    4306 عضو ، 250 بحث ، 15 مقاله ، 7 لینک ، 2 نظرسنجی

    اهداء عضو

  • نام کلوب :میكروبیولوژی
    نام انگلیسی : microbiology_club
    تاسیس : 28 اسفند 1383
    557 عضو ، 102 بحث ، 14 آلبوم ، 7 مقاله ، 7 لینک

    میكروبیولوژی

  • نام کلوب :پیتزا
    نام انگلیسی : pizza
    تاسیس : 28 دی 1383
    3484 عضو ، 43 بحث ، 9 آلبوم ، 7 مقاله

    پیتزا

  • نام کلوب :استقلال تهران
    نام انگلیسی : esteghlal_tehran
    تاسیس : 6 دی 1383
    17653 عضو ، 2305 بحث ، 36 آلبوم ، 48 مقاله ، 37 لینک ، 56 نظرسنجی

    استقلال تهران

  • نام کلوب :قم
    نام انگلیسی : dovomin_cloobe_ghom
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    715 عضو ، 47 بحث ، 2 آلبوم ، 2 لینک ، 2 نظرسنجی

    قم

موضوع انشاء: در آینده دوست دارید چه کاره شوید؟؟؟؟
18 شهریور 87 - 12:16
اولین باراست که یک دختر بچه ده ساله چنین شغلی را انتخاب کرده .

" خوب نمی دانم که فاحشه ها چه کار می کنند ... ( معلومه که نمی دانی ) ولی به نظرم شغل خوبی است . خانم همسایه ما فاحشه است .این را مامان گفت . تا پارسال دلم می خواست مثل مادرم پرستار بشوم . پدرم همیشه مخالف است . حتی مامان هم دیگر کار نمی کند .من هم پشیمان شدم . شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او همیشه مرتب است . ناخن هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد . ولی مامان همیشه معمولی است . مامان خانم همسایه را دوست ندارد . بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست . ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانم بیرون آمد . گفت ازش سوال کاری داشته . بابای من ساختمان می سازد . مهندس است . ازش پرسیدم یعنی فاحشه ها هم کارشان شبیه مهندس های ساختمان است ؟ خانم همسایه هنوز دم در بود . فقط کله اش را می دیدم . بابا یکی زد در گوشم ولی جوابم را نداد . من که نفهمیدم چرا کتکم زد . بعد من را فرستاد تو و در را بست .

... من برای این دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی هستند . مامان همیشه می گوید که مردها به زن ها احترام نمی گذراند .ولی مرد ها همیشه به خانم همسایه احترام می گذارند مثلا همین بابای من . زن ها هم همیشه با تعجب نگاهش می کنند ، شاید حسودی شان می شود چون مامانم می گوید زنها خیلی به هم حسودی می کنند . خانم همسایه خیلی آدم مهمی است . آدم های زیادی به خانه اش می آیند . همه شان مرد هستند . برای من خیلی عجیب است که یک زن رئیس این همه مرد باشد . بعضی هایشان چند بار می آیند . بعضی وقت ها هم این قدر سرش شلوغ است که جلسه هایش را آخر شب ها تو خانه اش برگزار می کند . همکار هایش اینقدر دوستش دارند که برایش تولد گرفتند . من پشت در بودم که یکی از آنها بهش گفت تولدت مبارک . بابا می خواهد ....

  • ارسال نظر (1)
لیست توصیفنامه ها
7 مهر 87 - 10:49
این چه اخلاق بدیه که تو داری ؟ چرا هرچیو که میبری دیگه نمیاری ؟ آخه نمی گی من دلمو لازم دارم ؟ [] چطوری دوست جونم
29 شهریور 87 - 14:12
برای امروز ٬ فردا و همیشه ام چو گلها سراپا نشاط و شوری ، تولّدت مبارک ، تولّدت مبارک بهار امیدی ، همه سروری، تولّدت مبارک ، تولّت مبارک گل من ! چشمِ دلم از تو روشن شکفتی زیباتر از گل به گلشن نشستی ، چون لاله در باغ هستی ، تویی تو ، بهانه یِ هستیِِ من دور ، از هر ، بلایِ ، خزانی بمانی ، با شور و نشاطِ جوانی بمانی گل ، باشی ، که در جمعِ یاران نشینی ، در عالم ، به جز روی شادی نبینی تولدت مبارک
29 شهریور 87 - 14:11
چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس... و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز... روز میلاد... روز تو! روزی که تو آغاز شدی!
__