محكمه الهی 18 تیر 87 - 03:25 |
یه شب که من حسابی خسته بودم همینجوری چشام و بسته بودم یه دفعه مثل مرده ها خوابم برد تو خواب دیدم محشر کبری شده محکمه الهی بر پا شده ردیف ردیف مقابلش واسادن چرتکه گذاشته و حساب می کنه به بنده هاش عتاب، خطاب می کنه راهتون و بیخودی کج می کنید با دلخوشی کنار هم جمع بشید با فکرتون دنیا رو آباد کنید عقل دادم برید تدبر کنید نه این که جای عقل و کاه پُر کنید نیافریده باریک الله گفتم حتی یه لحظه گُشنتون نذاشتم نشستید و خدای جعلی ساختید از ما و آیه های ما جدا شد این همه دین و مذهب دروغی خر نباشید، گاو و نمی پرستید بلند بلند هی صلوات فرستاد هم از خودی شاکی، هم از اجانب پس چرا هیچکی پیش همسرش نیست مردای غیرتی کجا پلاسن اینجا که فرقی ندارن مرد و زن حرف خدا از تو گوشاش تو نرفت آهان می خواد یواشکی جیم بشه یواش یواش شد از جماعت جدا سرش رو پایین انداخت و رفت یارو وا نَساد تا جلوش واسادن گفت ببرید وصول کنید خوش بشید برسم یکی دیگه تک زده تو رو خدا بذار برم دیر میشه با رشوه خیلی کَلون نشد نرم کِشون کِشون برد یه جایی بستش توی جهنم اونو بیمه کردن داشت روی اعصابا تلنگر می زد یه خورده هم حبس نفس کن حاجی بگیر بشین اینقده کَل کَل نکن تازه هنوز کرات دیگه مونده کی به تو گفته جات توی بهشته ولت کنم بری بهشت، محاله بنده های ما رو سیاه می کردی چقدر والضالین و می کشیدی یه لقمه نون دست کسی رسوندی خیال می کردی ما حواسمون نیست نظم و نظام هستی کشکی کشکیست می خوای برو خودت ببین تو زونکن بازم درست نمی تونست بشینه تا فرصتی گیر میاورد در می رفت جون شما خیلی تماشائیه کِشون کِشون همه رو پیش آوردن بیچاره ها مگه چیکار کردن مفسد فی الارض که میگن همینهان بی پدرا خدا رو جوشی کردن کفر خدا رو در آوردن اینها زنده توی آتیش اونو سوزوندن خون گالیله رو توی شیشه کردن بهت میگه بشین و اعتراف کن شما بگو اینا چیکاره بودن؟ رفت و یه گوشه ای گرفت نشستش گفت این آقا باید بره جهنم به اهل معرفت جسارت نکن این که نه مدعی داره نه شاکی نه عربده کشیده و نه چاقو فقط عرق خریده رفته خورده اینجا خودم براش شراب گذاشتم نشسته ها بلند شدن واسادن رفت روی چهار پایه و چند تا صور زد فرشته ها رو دوششون میارن تو محشر این کارا چیه خدایا الان می گم، یه لحظه، اسمش چی بود؟ همون که این لامپا رو اختراع کرد بگید بابا توماس ادیسون دیگه یه راست برو بهشت پیش انبیا به هر وسیله ای اگر بود برو می گم هوایی ببرند و مفتی گفت که مفهوم عدالت اینه؟ این بابا اهل دین و ایمون نبود نه شمر می دونست چیه نه خنجر با سیم میماش شب رو به صبح رسونده خدا یه آهی از ته دل کشید یه کم به این حاجی نیگا نیگا کرد سفیه ش و باید بیارم اینور خطاب به بنده هاش دوباره فرمود بابا عجب جونورایی هستید خنجر اگه بود روولورم بود سوزنش فقط یه جا گیر کنه اهل نماز و دین و ایمون نبود در بیارید کلۀ زیر برفو دلیلشم این چیزایی که ساخته نگفته ام به خلق خدمت کنید؟ دنیا رو هم کلی قشنگ کرده اونم تو آسمونا کار گذاشتم نمی دونید چقدر کمک به من کرد یا اگر هم بوده تو باغ نبوده دروغ چرا یه کم دلم براش سوخت اما به اینجا که رسیده باخته چقدر بهش میاد فرشته باشه دهانش و آورد کنار گوشم وقتی نمی فهمی بپرسی بد نیست مترجمه، رفیق حق تعالاست مورد اعتمادشه، بندشه صداش با این گوشا شنیدنی نیست اونور میزی رو خدا میبینید گفت که پاشو باید بری جهنم داد کشیدم یه دفعه بیدار شدم
‹‹خلیل جوادی››
|








