__
لیست کلوبها :: 48
  • نام کلوب :خواب صبح حتی 5 دقیقه
    نام انگلیسی : sleepingeven5mins
    تاسیس : 10 تیر 1384
    989 عضو ، 60 بحث ،

    خواب صبح حتی 5 دقیقه

  • نام کلوب :عشق و دوست داشتن
    نام انگلیسی : justlove
    تاسیس : 29 آذر 1383
    13646 عضو ، 3236 بحث ، 5 آلبوم ، 47 مقاله ، 19 لینک

    عشق و دوست داشتن

  • نام کلوب :عکاسی
    نام انگلیسی : photography
    تاسیس : 30 دی 1383
    4792 عضو ، 320 بحث ، 2 آلبوم ، 9 مقاله ، 4 لینک ، 2 نظرسنجی

    عکاسی

  • نام کلوب :طراحی گرافیک
    نام انگلیسی : geraphic
    تاسیس : 29 آذر 1383
    3458 عضو ، 19 بحث ، 4 آلبوم ، 51 مقاله ، 11 لینک ، 2 نظرسنجی

    طراحی گرافیک

  • نام کلوب :عکاسی هنری
    نام انگلیسی : photo
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    3794 عضو ، 26 بحث ، 38 آلبوم ، 71 مقاله ، 16 لینک ، 2 نظرسنجی

    عکاسی هنری

  • نام کلوب :کلوپ نقاشان ایرانی
    نام انگلیسی : art
    تاسیس : 27 دی 1383
    3125 عضو ، 450 بحث ، 9 آلبوم ، 3 مقاله ، 4 لینک

    کلوپ نقاشان ایرانی

دلم عجیب گرفته است........
8 شهریور 87 - 15:38
http://i28.tinypic.com/259jtk1.jpg

 
 
 
 
دلم گرفته
 دلم عجیب گرفته است ...
 
 تمام راه به یک چیز فکر می کردم
 
 و رنگ دامنه ها هوش از سرم می برد
 خطوط جاده در اندوه دشت ها گم بود
چه دره های عجیبی
 
 
 و اسب ‚ یادت هست
سپید بود
 و مثل واژه پاکی ‚ سکوت سبز چمنزار را چرا می کرد ؟
 
 و بعد غربت رنگین قریه های سر راه
و بعد تونل ها
 




 
http://i34.tinypic.com/2l8zuph.jpg










 دلم گرفته
 دلم عجیب گرفته است
 و هیچ چیز
نه این دقایق خوشبو که روی شاخه نارنج می شود خاموش
 نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست
نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف
نمی رهاند !!
 
 
 
 
 http://i20.tinypic.com/1z3metk.jpg

 
 
 
 
 
 
 و فکر میکنم
 که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد
نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد
 چه سیبهای قشنگی
 حیات نشئه تنهایی است
 
 
 و میزبان پرسید
قشنگ یعنی چه ؟
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال !






http://i33.tinypic.com/2a4ttv.jpg





 
 
و عشق تنها عشق
ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس...
 
و عشق تنها عشق
 مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد ...
 
مرا رساند به امکان یک پرنده شدن..........
 
 




http://i35.tinypic.com/50h8d4.jpg





 
و نوشداروی اندوه ؟
 صدای خالص اکسیر می دهد این نوش
 
و حال شب شده بود
 چراغ روشن بود
 و چای می خوردند
 چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی؟!
 
 چه قدر هم تنها !!





 
http://i35.tinypic.com/2qmdjlt.jpg
 










 خیال می کنم
 دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی .......
 
دچار یعنی
..........عاشق!!!!
 
 
 
 
 
 http://mosiiiii.persiangig.ir/image/4289789-lg.jpg

 
 
 
 
 
و فکر کن که چه تنهاست ،
 اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد.........
 
 
و چه فکر نازک غمناکی
و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است
 و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست !
 
 
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
 
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست
 
 
 
 
 
 http://www.top-greetings.com/news/7/05/illusion-0525.jpg

 
 
 
 
 
 
 
نه وصل ممکن نیست
 همیشه فاصله ای هست ..............
 
 
 
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر
 
همیشه فاصله ای هست ...........................
 
 
 
 
 http://i27.tinypic.com/s0yghs.jpg

 
 
 
 
 
دچار باید بود
 وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف
 حرام خواهد شد !
 
 
 و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست..
 
 
 
 
 
http://tinypic.info/files/dwf9rhva7ma9baen7e17.jpg

 
 
 
 
 
 و عشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند ...
 
 
نه
 صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند !
 و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر ....
 
 
 همیشه عاشق تنهاست .........................







http://i33.tinypic.com/2rzdtnk.jpg






 
 
 و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست ...
 
 
و او و ثانیه ها می روند آن طرف روز
 
و او و ثانیه ها روی نور می خوابند
 
 
 
 
 http://kodo.us/userfiles/shaparak82/Shaparak82-9.jpg

 
 
 
 
 و او و ثانیه ها بهترین کتاب جهان را
به آب می بخشند ..
 
 
 
 
 
 
 http://i13.tinypic.com/4dgyv03.jpg

 
 
 
 
 و خوب می دانند
 که هیچ ماهی هرگز
هزار و یک گره رودخانه را نگشود !
 
 و نیمه شب ها با زورق قدیمی اشراق
 در آب های هدایت روانه می گردند
و تا تجلی اعجاب پیش می رانند
 
 
 هوای حرف تو آدم را
عبور می دهد از کوچه باغ های حکایات
 
و در عروق چنین لحن
چه خون تازه محزونی!
 
 
 
 
 
 http://i16.tinypic.com/4xm8o7a.jpg

 
 
 
 
حیاط روشن بود
و باد می آمد
 
اتاق خلوت پاکی است
 برای فکر چه ابعاد ساده ای دارد
 دلم عجیب گرفته است
خیال خواب ندارم.................
 
 
 
 
 
 http://i31.tinypic.com/6icm4n.jpg

 

سهراب سپهری







به یاد شب تلخ بارانی،

که چشم انتظار بازگشتت از سفر بودم یگانه عشقم...

 
 
لیست توصیفنامه ها
31 مرداد 87 - 02:38
پروفایل جذابی دارد. البته بعضی شباهتهاش به پروفایل خودم برام جالب بود. موفق باشید
2 مرداد 87 - 20:12
همه لرزش دست و دل ام از آن بود که عشق پناهی گردد، پروازی نه گریزگاهی گردد. آی عشق آی عشق چهره ی آبی ات پیدا نیست. و خنکای مرهمی بر شعله ی زخمی نه شور شعله بر سرمای درون. آی عشق آی عشق چهره ی سرخ ات پیدا نیست.
29 خرداد 87 - 02:53
شمع حیات ما را در راه باد مگذار کاین شمع نیمه روشن من نیستم توهستی میان آبشارخاطراتم كنار بوته های گل نمی نشینم ! همیشه آرزو كردم كه رنگ نگاه بوته گل را ببینم همیشه آرزو كردم كه روزی برای لحظه ای نقاش باشم همیشه آرزویم بوده رویا ولیكن یك زمان ایكاش باشم همیشه این سوالم بوده مادر كه رنگ لاله ها یعنی چه رنگی همیشه گفته بودی باغ سبز ولی رنگ خدا یعنی چه رنگی نگاه مادرم چون یاس می شد به پرسشهای منلبخند می زد زمانی رنگ سرخ لاله ها را به دنیای دلم پیوند م یزد ولی من باز می پرسیدم از او كه منظورت ز آبی چیست مادر هما رنگی كه گفتی دنگ دریاست همان رنگی كه گشته چشم از او تر ز اقیانوس بی طوفان چشمش صدای اشك ها را می شنیدم در آن هنگام در باغ تخیل رخ زیبای او را میكشیدم نگاهی سرخ اشكی آسمانی دوچشمانی به رنگ ارغوانی ولی من هر چه نقاشی كشیدم همه تصویری از رویای او بود و شاید چند خطی كه نوشتم همه یك قطره از دریای او بود معلم آن زمان كه عاشقانه كنار حرفهایت می نشینم همیشه آرزو كردم كه روزی نگاه مهربانت را ببینم ببینم كه كدامین دیدگانی مرا با حس دیدن آشنا كرد كه دستان مرا تا اوج برد مرا از دور با چشمش صدا كرد ببینم كه چه كس راگ شفق را به چشمان وجود من نشان داد ببینم كه كدامین مهربانی غبار غم رویایم تكان داد اگر چه من نگاهت را ندیدم ولی زیباییت را میشناسیم صدای موج روحت را ستاره دل دریاییت را میشناسم ز تو آموختم نقاشی عشق ز تو احساس را ترسم كردم ز تب نور امید و موج دل را میان غنچه ها تقسیم كردم ولی من با مرور خاطراتم به اوج آرزوهایم رسیدم هم اینك لحظه ای نقاش هستم معلم را و مادر ا كشیدم ولی نقاش من كاغذی نیست برای رسم ابزاری ندارم كمی احساس را با جرعه ای عشق به روی برگ یاسی می گذارم دل نقاشیم تفسیر رویاست چرا تفسیر یك رویا نباشیم چرا رنگ غروبی سرخ باشیم چرا چون آبی دریا نباشیم اگر چه گشت شعرم بس مطول ولی نقاشیم را قاب كردم سحر شد خاطراتم نیز رفتند دوباره من زمان را خواب كردم
__