لیست کلوبها :: 48
لیست توصیفنامه ها31 مرداد 87 - 02:38 | |
پروفایل جذابی دارد. البته بعضی شباهتهاش به پروفایل خودم برام جالب بود. موفق باشید |
2 مرداد 87 - 20:12 | |
همه لرزش دست و دل ام
از آن بود
که عشق
پناهی گردد،
پروازی نه
گریزگاهی گردد.
آی عشق آی عشق
چهره ی آبی ات پیدا نیست.
و خنکای مرهمی
بر شعله ی زخمی
نه شور شعله
بر سرمای درون.
آی عشق آی عشق
چهره ی سرخ ات پیدا نیست. |
29 خرداد 87 - 02:53 | |
شمع حیات ما را در راه باد مگذار
کاین شمع نیمه روشن من نیستم توهستی
میان آبشارخاطراتم كنار بوته های گل نمی نشینم
!
همیشه آرزو كردم كه رنگ نگاه بوته گل را ببینم
همیشه آرزو كردم كه روزی برای لحظه ای نقاش
باشم
همیشه آرزویم بوده رویا ولیكن یك زمان ایكاش باشم
همیشه این سوالم بوده مادر كه رنگ لاله ها یعنی چه رنگی
همیشه گفته بودی باغ سبز ولی رنگ خدا یعنی چه رنگی
نگاه مادرم چون یاس می شد به پرسشهای منلبخند می زد
زمانی رنگ سرخ لاله ها را به دنیای دلم پیوند م یزد
ولی من
باز می پرسیدم از او كه منظورت ز آبی چیست مادر
هما رنگی كه گفتی دنگ دریاست همان رنگی كه گشته چشم از او تر
ز اقیانوس بی طوفان چشمش صدای اشك ها را می شنیدم
در آن هنگام در باغ تخیل رخ زیبای او را میكشیدم
نگاهی سرخ اشكی آسمانی دوچشمانی به رنگ ارغوانی
ولی من هر چه
نقاشی كشیدم همه تصویری از رویای او بود
و شاید چند خطی كه نوشتم همه یك قطره از دریای او بود
معلم آن زمان كه عاشقانه كنار حرفهایت می نشینم
همیشه آرزو كردم كه روزی نگاه مهربانت را ببینم
ببینم كه كدامین دیدگانی مرا با حس دیدن آشنا كرد
كه دستان مرا تا اوج برد مرا از دور با
چشمش صدا كرد
ببینم كه چه كس راگ شفق را به چشمان وجود من نشان داد
ببینم كه كدامین مهربانی غبار غم رویایم تكان داد
اگر چه من نگاهت را ندیدم ولی زیباییت را میشناسیم
صدای موج روحت را ستاره دل دریاییت را میشناسم
ز تو آموختم نقاشی عشق ز تو احساس را ترسم كردم
ز تب نور
امید و موج دل را میان غنچه ها تقسیم كردم
ولی من با مرور خاطراتم به اوج آرزوهایم رسیدم
هم اینك لحظه ای نقاش هستم معلم را و مادر ا كشیدم
ولی نقاش من كاغذی نیست برای رسم ابزاری ندارم
كمی احساس را با جرعه ای عشق به روی برگ یاسی می گذارم
دل نقاشیم تفسیر رویاست چرا تفسیر
یك رویا نباشیم
چرا رنگ غروبی سرخ باشیم چرا چون آبی دریا نباشیم
اگر چه گشت شعرم بس مطول ولی نقاشیم را قاب كردم
سحر شد خاطراتم نیز رفتند دوباره من زمان را خواب كردم
|































